جامع شتات جلد 10 صفحه 45

صفحه 45

1- وَبَر؛ پشم شتر و خرگوش.

2- در نسخه: و شاید.

3- در جائی از مجلدات پیشین، بحثی در این باره گذشت. لیکن توضیح مجدد ضرورت دارد: پیشگیری از مخلوط شدن نطفه ها و نسب ها یکی از حکمت های عدّه است، حکمت دیگر آن به نصّ قرآن در آیه اول سورۀ طلاق، امید برگشت به زندگی مشترک است. می فرماید: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّهَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لا یَخْرُجْنَ إِلاَّ أَنْ یَأْتینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لا تَدْری لَعَلَّ اللَّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً». و این که در یائسه عدّه نیست. به خاطر این است: که دو همسری که در آن سن و سال از همدیگر جدا شوند لابد دلیل عاقلانه ای دارند، و اگر ندارند، پس بگذار که سزای خود ببینند، تا کثرت این گونه طلاق ها به عادت در جامعه تبدیل نشود. و اما حکمت تشریع غسل جمعه: بدیهی است حضور مردم در اجتماع بزرگ نماز جمعه با نظافت کامل باشد بهتر است. خواه برای رفع بوی زیر بغل یا بوی پا و غیره. حتی اگر هیچ بوئی نداشته باشد باز بهتر است خود را بشوید. میرزا (قدس سره) در این جا به «رفع بوی زیر بغل» اکتفا کرده، اما در موارد دیگر گفته است «برای رفع بوی زیر بغل مردم کشاورز و باغدار مدینه تشریع شده است». این در اصل یک «جعل» است که اشراف قریش پس از اسلام آوردن ظاهری شان که به مدینه آمدند، یک رقابت شدید با بومیان مدینه (انصار) به راه انداختند. اولاً خودشان غسل جمعه نمی کردند. ثانیاً می گفتند ما که کشاورز نیستیم بدن مان بوی بد بدهد ما تاجر پیشه ایم، غسل جمعه برای بومیان مدینه آمده است. همان طور که زیر بار تیممّ (رجوع کنید؛ سیر تحول وضو در میان امّت) و برخی دیگر از احکام نرفتند. متأسفانه این جعل متکبرانۀ اشراف قریش، به میان شیعیان نیز نفوذ کرده است. حکمت عدّه طلاق در «عدّۀ وفات» نیز احترام به انسان است که مرده است، حتی «حِداد» یعنی ترک زینت و آرایش برای زنی که شوهرش مرده، لازم است و حکمت این نوع عدّه را مشخص می کند. پس حکمت در عدّه و غسل جمعه کاملاً مطّرد است.

و آن چه به نظر حقیر الحال می رسد در اوّلِ فکر، این است که این تنبیهی است بر حقارت انسان و پستی او فی نفسه که مادام الحیوۀ حامل نجاسات است بعد از آن که عین نجاست بوده که نطفه و خون بوده. و بعد هم مرداری می شود که از همۀ حیوانات بدتر است که مسّ او محتاج به غسل است. و لکن هم تنبیهی شده بر استعداد اقصی مرتبۀ کمال به سبب معرفت و اعمال، حتی آن که عمل در او اثر می کند بعد مردن، چنان که در زندگی معرفت و عمل او را به اعلا علّیین می رساند و فوق مرتبۀ مَلَک برای او حاصل می شود. و صورت عبادتی که بعد از موت، در بدن او دیگری حادث می کند، باعث رفع نجاست او بالمرّه می شود. و از همۀ حیوانات ارفع می شود. والله العالم.

34- سؤال:

34- سؤال: در ولایت ترکستان در ماه محرّم تشبیه در می آوریم که مردم عوام گریه کنند. و بعضی نوحه را از پیش خودمان اختراع می کنیم و رنگ می کنیم که مردم گریه کنند. آیا این ضرر دارد یا نه؟-؟

جواب:

جواب: تشبیه در آوردن، به جهت گریه کردن- یعنی کسی را به صورت شهدا، یا کفّار و اشقیا در آوردن- ظاهراً ضرری ندارد. و دروغ و افترا در مرثیه و نوحه و غیر آن، جایز نیست(1)،(2).

35- السؤال:

35- السؤال: الانسان وحده ضاحک. و کل ضاحک حیوان. ینتج: فالانسان وحده

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه