جامع شتات جلد 10 صفحه 53

صفحه 53

جعلنی الله فداه، یا الله ادرکنی و لا تهلکنی بمحمد و آله الکرام علیه و علیهم السلام

چون نتوانی که هیچ یادش نکنی

یاد آن کن که دائمش یاد کنی

از ایشان نیستی می گو از ایشان

القصه:

اندکی پیش تو گفتم غم دل ترسیدم

که دل آزرده شوی ورنه سخن بسیار است

الباقی هو المشتاقی و تتمه (اگر مقدّر باشد) عندالتلاقی.

جواب:

جواب: بسم الله تعالی، پر شکسته صعوۀ مانوس مخلب شاهین بلا، و بال بسته طایر محبوس قفس محنت، قرین ابتلا به صفیر تقریر بیان اَبکم نشان، و حریر تحریر قلم زبان منقصر بنیان، به عزّ عرض اظهار حیات بی ثبات، ساحت با بهجت تفقد و التفات آن قدوۀ حمات را مورد شکر واهب العطیّات نموده بر لوح ضمیر بیضا تنویر، می نگارد که ورقاء متعزّره از اوج عالم قدس، هابط معال بی حاصلی گردیده بتفرید هدیر تنبیهات اَنیقۀ مجرد بی خود ترین بی خبران شده از خواب غفلت بیدار ساخت.

و هدهد متمتعی که چون باد صبا نامۀ سلیمان مصر وفا را به شهر سبا آورده، از مجامع انس، نوید التیامی به وحشی ترین وحشت زدگان رسانیده. از دریچۀ اقبال [مر](1)

سرافرازی بر سر بخت خفته ترین بخت خفتگان انداخت، اعنی هاتف غیبی و مؤالفت لاریبی؛ مکتوب مرغوب بلاغت اسلوب حقانیت مصحوب که هر سطری از ان نهری است از منبع آب حیات. و هر شطری از ان بحری است از معدن حکمت و مخزن سعادات پژمردگان کرۀ خاک. بی دلی را نزهت فزا چون فصل بهار، و ظلمت نشینان مغاک غمناک بی حاصلی را نور افزا چون شمس در نصف النهار. دوحۀ بنیانش از شمار فراید،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه