قواعد مهم فقهی جلد 2 صفحه 390

صفحه 390

حصول ملکیت به مجرد عقد بود و مستلزم این بود که تلف از ملک مشتری باشد خارج می کند».(1)

در مفتاح الکرامه با اشاره به این دو روایت و ضعف سند آنها و اینکه این ضعف با عمل کل جبران شده است، می گوید: عبارات علما در این مقام و در مبحث خیار تأخیر از این روایت مملو است.(2)

3. علی بن یقطین می گوید: از امام اباالحسن علیه السلام در مورد مردی که بیعی را انجام می دهد اما خریدار آن را قبض نکرده و او نیز ثمن را قبض نمی کند سؤال شد. حضرت فرمود :

«فإنّ الأجَلَ بَینَهُما ثَلاثهُ أَیّامٍ، فَإن قَبضَ بَیعَهُ، وَإِلّا فَلا بَیعَ بَینَهُما؛ مهلت بین آنها سه روز است. اگر بیع را قبض کرد که هیچ، والا بیعی بین ایندو واقع نشده است».(3)

سبزواری در کتاب کفایه بر بحث بیع به این روایت استدلال کرده و می گوید :

«و لو تلف المبیع کان من مال البائع بعد الثلاثه بلا خلاف أعرفه، وقبل الثلاثه علی الأشهر الأقرب لظاهر «صحیحه علیّ بن یقطین، مؤیدآ بروایه عقبه بن خالد، وذهب المفید والمرتضی وسلار ومن تبعهم إلی أن تلفه من المشتری نظرآ إلی ثبوت الناقل من غیر خیار؛ اگر مبیع بعد از سه روز تلف شود، از مال بایع به شمار می رود من

در این حکم به هیچ خلافی اطلاع نیافتم و قبل از سه روز بنابر اشهر اقرب نیز همین گونه است به جهت ظاهر صحیحه علی بن یقطین که به روایت عقبه بن خالد تأیید می شود. مفید و مرتضی و سلار و کسانی که از اینان پیروی کرده اند بر این عقیده اند که تلف از آن مشتری است، البته با نظر به اینکه ناقل بدون خیار ثابت شده است».(4)


1- ریاض، ج 8، ص 207.
2- مفتاح الکرامه، ج 4، ص 596.
3- وسائل الشیعه، ج 12، ابواب خیار، باب 9، ح 3.
4- کفایه الاحکام، ج 1، ص 467.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه