- اهداء 1
- اشاره 6
- 2- مفهوم شناسی 7
- 1-3- بهره برداری آزاد 8
- 3- کاربری 8
- اشاره 8
- 2-3- بیشتر برای تردد 9
- 3-3- تنها برای تردد 11
- اشاره 17
- اشاره 18
- 1- بهره برداری های خطر ساز 18
- 1-1- حکم تکلیفی 18
- 2-1- حکم وضعی 19
- 2- بهره برداری های اختلال ساز 22
- اشاره 22
- 1-2- حکم تکلیفی 24
- اشاره 24
- 1-1-2- تجاوز از حدود الهی 24
- 2-1-2- قاعده نفی حَرَج 25
- اشاره 30
- 1-1- ساخت دکه 31
- اشاره 31
- 1- ساخت وساز 31
- اشاره 31
- 1-1-1- حکم تکلیفی 32
- 2-1- ساخت مسجد 35
- اشاره 37
- 3-1- ساخت سایه بان 37
- 1-3-1- حکم تکلیفی 38
- 2-3-1- حکم وضعی 42
- 2- باز کردنِ در به معابر 42
- 3- حفاری 43
- اشاره 43
- 1-3- با انگیزه های شخصی 44
- 2-3- با انگیزه های عمومی 44
- 4- خرید و فروش 47
- 1-5- حکم تکلیفی 51
- اشاره 51
- 2-5- جابه جا کردن 51
- 3-5- اختلاف در گزینش مکان 52
- 4-5- ایجاد آفتاب گیر 54
- 6- ایجاد لغزندگی 58
شیوه غالب در بازارهای گذشته این بوده است که هرکسی با پهن کردن بساط خود، کالا یا کالاهایی را به مشتریان می فروخته است. در چنین سیستمی، حضور پیوسته فرد در یک مکان در خلال هفته ها یا ماه ها می تواند زمینه این پرسش را فراهم کند که آیا او در مقایسه با دیگران، برای استفاده از آن مکان اولویتی پیدا کرده است؟ هم چنین ممکن است شخص برای صرف غذا، دست شویی، آوردن کالا و نظایر آن ها محل خود را ترک کند. حال این پرسش قابل طرح است که آیا به جا گذاشتن وسایل خود در یک مکان که عادتا نشانه بازگشت دوباره است، حق استفاده از آن مکان را هم چنان برای وی محفوظ می دارد؟
بسیار روشن است که در چنین بازاری همه نقاط از ارزش یکسانی برخوردار نیستند، زیرا ساختار مکان، فاصله آن با شهر و فاصله آن با ورودی و خروجی بازار می تواند در میزان مرغوبیت مکان و جذب مشتری اثرگذار باشد؛ بنابراین، جای این پرسش خواهد بود که در صورت تمایل چند نفر برای استفاده از یک مکان، چه باید کرد؟
این پرسش ها از این جهت به وجود می آید که بازار مکانی برای خرید و فروش کالاست و هر فروشنده ای حق دارد از آن مکان به این منظور استفاده کند؛ اما در مورد خیابان اساسا چنین حقی برای هیچکس وجود ندارد تا به دنبال آن، مباحثی که پیش از این گذشت، قابل طرح باشد. با ملاحظه همین جهت است که استناد به حدیث طلحه بن زید برای اثبات جواز استفاده از خیابان و هم چنین میزان
امتداد این حق، نادرست است.
با این توضیح، دیگر نمی توان به تعریفی که محقق کرکی از بازار کرده است، اعتماد کرد. وی در تعریف بازار چنین می نویسد:
المراد بالسوق المواضع التی یجلس بها للبیع و الشراء من المباح و ما