علل الشرائع جلد1 صفحه 149

صفحه 149

نقل کرده که وی گفت:

من با یکی از اصحاب وارد بر امام صادق علیه السّلام شدیم، محضرش عرض کردم: ای فرزند رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فدایت شوم: گاهی مغموم و محزون شده بدون این که سببی برایش سراغ داشته باشم، جهت آن چیست؟

حضرت فرمودند:

حزن و سروری که به شما می رسد از ناحیه ما است زیرا هر وقت ما محزون یا مسرور شویم به واسطه آن شما نیز محزون و مسرور می گردید و جهتش آن است که ما و شما از یک نور یعنی نور حقّ عزّ و جلّ می باشیم، حقّ جلّ و علی طینت ما و شما را یکی قرار داده و اگر طینت شما به حال خود واگذارده می شد به همان نحو که اخذ و برداشته شده محققا ما و شما یکسان می بودیم ولی طینت شما با طینت دشمنانتان ممزوج شده و بدین ترتیب از مرحله و مرتبه تساوی با ما خارج شدید و اگر این معنا اتّفاق نمی افتاد هرگز گناهی از شما سر نمی زند.

راوی می گوید: محضر مبارکش عرضه داشتم: فدایت شوم آیا طینت و نور ما به اصل و ابتدائش بر می گردد؟

حضرت فرمودند: آری، به خدا سوگند.

به من بگو این شعاع درخشان قرص آفتاب وقتی طلوع و ظهور پیدا می کند آیا به قرص متّصل بوده یا از آن جدا می باشد؟

عرض کردم: فدایت شوم، شعاع جدا از قرص می باشد.

فرمود: وقتی قرص آفتاب غروب نمود و سقوط کرد و زیر افق رفت شعاع مگر برنگشته و به

آن متّصل نشده همان طوری که ابتداء و قبل از طلوع متّصل به آن بود؟

عرض کردم: آری.

فرمود: به خدا سوگند شیعیان ما همین طور بوده و از نور خدا خلق شده و به همان نور بازمی گردند به خدا سوگند روز قیامت شما به ما ملحق می شوید و ما به طور قطع شفاعت خواهیم نمود و شفاعتمان پذیرفته می شود.

و به خدا قسم شما نیز شفاعت کرده و شفاعتتان مقبول می گردد، و نیست احدی از شما مگر آن که از جانب چپش دوزخی و از سمت راستش بهشتی بپا می گردد پس دوستانش را به بهشت و دشمنانش را به دوزخ داخل می کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه