علل الشرائع جلد1 صفحه 167

صفحه 167

حضرت ابراهیم علیه السّلام بود که در محاسنش موی سفید دید، به درگاه خدا عرض کرد: پروردگارا این چیست؟

حقّ عزّ و جلّ فرمود: این وقار و سنگینی است.

عرض کرد: پروردگارا، به وقار و سنگینی من بیفزا.

حدیث (2) محمّد بن الحسن گفت: محمّد بن حسن صفّار، از عبّاس بن معروف، از علی بن مهزیار، از حسین بن عمّار، از نعیم، از حضرت ابی جعفر علیه السّلام نقل کرده که آن جناب فرمودند:

حضرت ابراهیم علیه السّلام صبح نمود و در محاسنش یک تار موی سفید دید، فرمود حمد خدای را که مرا به این سن رساند و یک چشم به هم زدن او را عصیان و سرپیچی نکردم.

حدیث (3) علی بن حاتم می گوید: جعفر بن محمّد از یزید بن هارون، از عثمان، از جعفر بن ریّان، از

حسن بن حسین، از خالد بن اسماعیل بن ایّوب مخزومی، از جعفر بن محمّد علیهما السّلام نقل کرده که آن حضرت از ابو الطّفیل شنیدند که وی گفت: حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

در زمانهای پیشین چنین بود که شخص با این که به سن پیری می رسید موی سفید در او نبود و با این هیئت از دنیا می رفت و بسا بود که انسان به مجلسی داخل می شد که در آن پدر و فرزندانش بودند ولی از یک دیگر ممتاز و مشخص نبودند لذا آن کس که وارد شده بود می پرسید: کدام یک از شما پدر هستید؟

زمان حضرت ابراهیم علیه السّلام که فرا رسید وی به درگاه الهی عرضه داشت:

خداوندا موی مرا سفید گردان تا با آن شناخته شوم: پس پیر گردید و موی سر و محاسنش سفید گشت.

باب نود و ششم سرّ پیدایش طبایع و شهوات و محبت ها در مخلوقات و انسان ها

اشاره

حدیث (1) محمّد بن الحسن می گوید محمّد بن حسن صفّار، از احمد بن محمّد بن عیسی،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه