علل الشرائع جلد1 صفحه 256

صفحه 256

باب صد و سی و یکم سرّ این که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله علی علیه السّلام را وصیّ خود قرار داده نه دیگری را

حدیث (1) محمّد بن علی ماجیلویه رضی اللَّه عنه می گوید: محمّد بن یحیی عطّار از سهل بن زیاد آدمی از محمّد بن ولید صیرفی از ابان بن عثمان، از حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام، از پدر، از جدّ بزرگوارش علیهما السّلام، آن حضرت فرمودند: هنگامی که وفات حضرت رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرا رسید عباس بن عبد المطلب و امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام را طلبید و به عباس فرمود:

ای عموی محمّد، آیا میراث محمّد را برمی داری و در مقابل دینش را ادا کرده و به وصایایش عمل کنی؟

عبّاس آن را ردّ کرد و عرض نمود: ای رسول خدا صلّی اللَّه علیه و

آله، من پیرمردی مسن و کثیر العیال و کم مال هستم.

کیست که طاقت تو را داشته باشد و حال آن که تو از نظر سخاء و بخشش با باد معارضه می کنی؟

سپس امام علیه السّلام فرمود: بعد از سخنان عبّاس رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله اندکی خاموش و ساکت شدند سپس فرمودند: ای عبّاس آیا میراث رسول خدا را می گیری و در مقابلش به وصایایش عمل کرده و دینش را بپردازی؟

عباس عرض کرد: پدر و مادرم فدایت باد، من پیر مرد و مسن و کثیر العیال و قلیل المال هستم، کیست که طاقت تو را داشته باشد و حال آن که تو از نظر سخاوت با باد معارضه می کنی؟

رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمودند: به زودی آن میراث را به کسی اعطاء می کنم که آنها را به حقّ اخذ می کند سپس فرمود: ای علی و ای برادر محمّد، آیا وصایای محمّد را عمل کرده و دینش را اداء نموده و میراثش را اخذ می کنی؟

علی علیه السّلام عرضه داشت: آری پدر و مادرم فدایت باد.

عبّاس می گوید: چشم به پیامبر دوخته بودم تا وقتی که دیدم آن حضرت انگشتری خود را از انگشت بیرون آورد و به علی علیه السّلام فرمود: تا مادامی که من زنده ام این را به انگشت خود کن.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه