علل الشرائع جلد1 صفحه 263

صفحه 263

دیروز آن حضرت کذب و باطل بوده و من برای خلافت شایسته ام؟! عبّاس پس از شنیدن این کلام ساکت شد.

باب صد و سی و پنجم سرّ این که بعضی از ائمّه علیهم السّلام با شمشیر خروج نموده و برخی از آنها ملازم منزل بوده و ساکت نشستند، پاره ای از آنها امر خود را اظهار کرده و تنی از ایشان امر را مخفی نموده، جماعتی از ایشان به نشر علوم پرداخته و تعدادی از آنها علم را منتشر ننمودند

حدیث (1) پدرم رحمه اللَّه علیه فرمود: عبد اللَّه بن جعفر حمیری از ابو القاسم هاشمی، از عبید بن قیس انصاری، از حسن بن سماعه، از حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده که آن جناب فرمودند: جبرئیل علیه السّلام به رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله نازل شد و صفحه و ورقی را از آسمان با خود آورد که نه قبلا و نه بعدا مشابه آن نازل نگردید، در آن صفحه مهرهایی از طلا بود، جبرئیل به رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله عرض کرد: ای محمّد این وصیّت تو است به نجیب و برگزیده از اهلت.

حضرت فرمود: ای جبرئیل نجیب از اهل من کیست؟

عرضه داشت: علی بن ابی طالب، به او امر کن پس از آن که رحلت و وفات نمودید مهر این صفحه را بشکند و به آنچه در آن نوشته عمل نماید.

پس از رحلت رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله علی علیه السّلام مهر از نامه برداشت و به آنچه در آن نوشته بود عمل نمود و سپس هنگام رحلت آن را به حسن بن علی علیهما السّلام داد، آن جناب مهر بعدی را شکست و به آنچه در آن نوشته بود عمل کرد و در وقت وفات ورقه را به حسین بن علی علیهما السّلام داد،

آن حضرت مهر بعدی را برداشت در نامه نوشته بود: قوم و خویشانت را با خود به سمت شهادت ببر و خود را قربانی خدا کن، حضرت به آنچه در آن بود عمل فرمود و سپس در وقت ارتحال از این عالم ورقه را به امام بعدی مسترد فرمود، آن حضرت مهر بعدی را شکست در آن نوشته بود خاموش و ساکت و ملازم منزل باش و پروردگارت را عبادت کن تا زمان رحلت فرا رسد سپس آن حضرت ورقه را به امام بعد از خود سپرد آن حضرت نیز مهر از آن برداشت در صفحه نوشته بود:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه