علل الشرائع جلد1 صفحه 337

صفحه 337

داشت، و همچنین عمرو بن حریث که در مقابل علی علیه السّلام ایستادگی کرد و همراه با اشعث و منذر بن جارود طاغی یاغی با سوسمار ماده ای که لشکر دورش را گرفته بودند یعنی معاویه بیعت کرد.

ناگفته نماند این که امام حسن علیه السّلام فرمودند: این رؤسا در تصرّف من

بوده با هر کس من محاربه کنم آنها محاربه می کنند.

صحیح و صادق است منتهی محاربه آنها برای طمع دنیا بود چنانچه امام حسن علیه السّلام با هر کس صلح می فرمود آنها هم با او صلح می کردند ولی طمع و حرص دنیا ایشان را بر آن وامی داشت نه رضایت خدا و در بین این رؤسا و بزرگان کسی که برای خدای عزّ و جلّ محاربه می کرد و قصدش قربه الی باری تعالی بود بسیار کم و نادر به چشم می خورد و عدد این گونه از افراد کافی نبود برای حرب امام علیه السّلام با دشمن.

باب صد و شصتم سرّ صلح نمودن امام حسن علیه السّلام با معاویه علیه الهاویه و ماهیّت و چگونگی آن

اشاره

معاویه مخفیانه نزد عمرو بن حریث و اشعث بن قیس و حجر بن حجر و شبث بن ربعی مأمورانی علیحده و جداگانه فرستاد و به هر کدام نوید داد اگر حسن بن علی علیهما السّلام را بکشید دویست هزار درهم خواهید گرفت و علاوه بر آن سرکرده لشکری از لشکریان شام شده و دختری از دخترانم را به شما خواهم داد.

این خبر به سمع مبارک امام حسن علیه السّلام رسید پس از آن تاریخ زره به تن مبارک نموده و آن را زیر لباس مخفی می کردند و حتّی الامکان از اجتماعات احتراز می فرمودند و در نماز جماعت حاضر نمی شدند مگر با زره در یکی از روزها شخصی در هنگام نماز تیری به حضرتش پرتاب کرد ولی به واسطه داشتن زره آن تیر اصابت به بدن امام علیه السّلام نکرد.

بار دیگر وقتی امام علیه السّلام در تاریکی ساباط (مدائن) عبور می کردند شخصی که در تعقیب آن حضرت بود با خنجری مسموم حمله کرد و ضربتی به امام علیه السّلام زد، ضربت کارگر

واقع شد لذا حضرت امر فرمودند که او را به قبیله جریحی که حاکم بر آنها عموی مختار بن ابی عبید مسعود بن قیله بود ببرند، حضرت را به آنجا انتقال دادند، مختار به عموی خود گفت: حسن را بگیر و تسلیم معاویه کن، او عراق را به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه