علل الشرائع جلد1 صفحه 362

صفحه 362

حضرت فرمودند: خدا می داند من از پذیرفتن آن کراهت داشتم ولی وقتی مخیّر شدم بین قبول آن و کشته شدن پذیرفتن آن را اختیار

کردم، وای بر این مردم آیا نمی دانند یوسف علیه السّلام نبیّ و رسول بود ولی وقتی ضرورت او را وادار کرد که ولایت خزائن عزیز مصر را بپذیرد به او گفت: اجْعَلْنِی عَلی خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ، عَلِیمٌ.

و ضرورت نیز مرا وادار کرد که این امر را قبول کرده در حالی که از آن کراهت داشته و مرا بر آن اجبار نمودند بعد از آن که مشرف بر مرگ شدم، از این گذشته داخل شدن من در این امر نبود مگر خارج شدنم از آن لذا از این افتراء و تهمت های مردم به خدا شکایت کرده و او کمک کار من می باشد.

باب صد و هفتاد و چهارم سرّ این که مأمون حضرت رضا علیه السّلام را با سمّ به قتل رساند

حدیث (1) ابو الطیّب حسین بن احمد بن محمّد لؤلؤی از علی بن محمّد بن ماجیلویه از احمد بن محمّد بن خالد برقی از ریّان بن شبیب دایی معتصم و برادر مارده نقل کرده که گفت: وقتی مأمون خواست برای خودش از مردم بیعت بگیرد تا او را امیر المؤمنین خوانند و برای حضرت ابی الحسن علی بن موسی الرّضا علیهما السّلام از آن بیعت گرفته تا آن حضرت را ولیعهد او دانند و برای فضل بن سهل بیعت بگیرد تا وی را وزیرش بگویند امر کرد سه کرسی برای آنها قرار دهند.

و وقتی هر سه بر کرسی ها نشستند به مردم اذن داد تا داخل شده و بیعت نمایند، مردم داخل می شدند و دست راستشان را به دست راست ایشان داده به طوری که از بالای انگشتان ابهام تا بالای انگشتان کوچکشان با هم منطبق می گشت و بدین وسیله بیعت کرده و خارج می شدند تا آن که همه بیعت کرده و آخرین نفر جوانی

از انصار بود وی بر خلاف همه دست راستش را از بالای انگشت کوچک تا بالای انگشت ابهام در دست آن سه نفر گذارد و با ایشان بیعت نمود، امام علیه السّلام تبسّم نموده و سپس فرمودند: تمام آنان که با ما بیعت کردند بیعتشان در صورت فسخ بیعت انجام گرفت غیر از این جوان که بیعتش در صورت عقد بیعت واقع گردید.

مأمون عرض کرد: امتیاز بین این دو در چیست؟

حضرت فرمودند: عقد بیعت عبارتست از این که طرفین مبایعه از بالای انگشت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه