علل الشرائع جلد1 صفحه 441

صفحه 441

حدیث (1) پدرم رحمه اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد، از حسن بن علی بن فضّال، از حضرت ابی الحسن علیه السّلام نقل کرده که آن جناب فرمودند:

ماه بر بنی اسرائیل طلوع نکرده و همچنان مخفی بود، حقّ تعالی به جانب موسی علیه السّلام وحی نمود که استخوانهای یوسف را از مصر خارج کند و در این صورت ماه طلوع خواهد نمود، موسی از کسی که محل قبر یوسف را می دانست سراغ گرفت و سؤال کرد؟

به ایشان عرض شد: در این جا پیری است که او می داند، حضرت دنبالش فرستاد، پس پیری زمین گیر و نابینا را آوردند، حضرت به

او فرمود: آیا محل قبر یوسف علیه السّلام را می دانی؟

گفت: آری.

حضرت فرمود: مرا از آن خبر می دهی؟

گفت: خیر مگر چهار خصلت به من عطاء کنی، پاهایم را روان گردانی، چشمم را به من برگردانی، جوانی مرا را بازگردانی، مرا با خودت در بهشت قرار دهی.

این درخواست بر موسی گران آمد، حقّ تعالی وحی نمود: ای موسی آنچه را که خواسته به او عطا کن چه آن که در قبال فعل او به وی خواهی داد، باری آن پیر موسی را بر قبر یوسف راهنمایی نمود پس از کنار نیل استخوانهایش را که در صندوقی مرمر بود بیرون آوردند و وقتی آن را خارج کردند ماه طلوع نمود پس استخوانها را به شام حمل کردند و به همین خاطر اهل کتاب مردگانشان را به شام حمل می نمایند.

باب دویست و سی و سوّم سرّ این که تب یک شب کفّاره گناه یک سال می باشد

حدیث (1) پدرم رحمه اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از قاسم بن محمّد، از سلیمان بن داود، از سفیان بن عیینه، از زهری، وی می گوید: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم که می فرمود:

تب یک شب کفّاره گناهان یک سال است زیرا درد و الم آن تا یک سال در بدن باقی می ماند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه