علل الشرائع جلد1 صفحه 60

صفحه 60

مرحوم مصنّف می فرماید: از محمّد بن عبد اللَّه بن محمّد بن طیفور پرسیدم:

چطور خداوند از جناب ابراهیم علیه السّلام پرسید: آیا به من ایمان نداری؟ با این که حقّ تبارک و تعالی از سرّ و حال آن حضرت مطّلع بود لذا این سؤال را با وجود علم چگونه می توان توجیه کرد؟

ایشان فرمود: وقتی جناب ابراهیم علیه السّلام به درگاه الهی عرضه داشت:

پروردگارا، به من نشان بده

چگونه مردگان را زنده می کنی؟

ظاهر این عبارات و الفاظ به توهّم می اندازد که ابراهیم علیه السّلام نسبت به احیاء مردگان یقین نداشت از این رو حقّ عزّ و جلّ با سؤال مزبور که در واقع استفهام انکاری است عدم ایمان ابراهیم را انکار و نفی و یقین را در او تقریر می فرماید و بدین ترتیب اتّهام عدم ایمان و فقدان یقین در آن حضرت ساقط شده و جنابش از شک و تردید منزّه و مبرّا می گردد.

حدیث (9) علیّ بن احمد رحمه اللَّه علیه می گوید: محمّد بن هارون صوفی از ابی بکر عبد اللَّه بن موسی از محمّد بن حسین خشّاب از محمّد بن محصن، از یونس بن ظبیان، از حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده که آن جناب فرمود: حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: هنگامی که خدای عزّ و جلّ اراده قبض روح ابراهیم علیه السّلام را نمود ملک الموت به او نازل شد و عرضه داشت: سلام بر تو ای ابراهیم.

ابراهیم فرمود: و بر تو سلام ای ملک الموت، آیا خوش خبری یا خبر مرگ آورده ای؟

گفت: ای ابراهیم برای قبض روح تو آمده ام پس دعوت مرا اجابت کن.

ابراهیم علیه السّلام فرمود: آیا دیده ای دوست، دوستش را بمیراند؟

امام علیه السّلام فرمودند: ملک الموت برگشت تا در مقابل حقّ جلّ جلاله ایستاد و عرضه داشت: بار خدایا شنیدی خلیلت ابراهیم چه گفت؟

حقّ عزّ و جلّ فرمود: ای ملک الموت نزد او برو بگو: آیا دوست از ملاقات دوست کراهت دارد، حبیب ملاقات محبوب را دوست می دارد.

باب سی و سوّم سرّ این که خدای عزّ و جلّ فرمود: وَ إِبْراهِیمَ الَّذِی وَفَّی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه