علل الشرائع جلد1 صفحه 64

صفحه 64

حجر نزد مادرش دفن نمودند.

حدیث (2) محمّد بن موسی بن متوکّل می گوید: عبد اللَّه بن جعفر حمیری، از احمد بن محمّد بن عیسی، از حسن بن محبوب، از محمّد بن قاسم و غیرش، از حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

ساره به حضرت ابراهیم علیه السّلام عرض کرد: ای ابراهیم سن تو بالا رفته کاش از خداوند عزّ و جلّ می خواستی فرزندی به تو دهد که چشم ما به آن روشن گردد چه آن که حقّ تبارک و تعالی تو را خلیل خود قرار داده و او دعاء تو را اگر بخواهد مستجاب می گرداند.

حضرت فرمودند: جناب ابراهیم از پروردگارش خواست که به او فرزندی دانا روزی کند، پس خدای عزّ و جلّ به او وحی کرد:

من غلام و پسری دانا به تو ارزانی داشتم و سپس به واسطه اطاعتت از من مورد امتحان و آزمایشت قرار می دهم.

حضرت امام صادق علیه السّلام فرمودند: جناب ابراهیم علیه السّلام بعد از این بشارت سه سال صبر کردند سپس از جانب خدای عزّ و جلّ بشارت آمد، ساره به آن حضرت عرض کرد: سن تو زیاد شده و مرگت نزدیک گشته کاش خدا را می خواندی و از درگاهش می طلبیدی که اجلت را تأخیر انداخته و عمرت را طولانی می کرد و بدین ترتیب با ما زندگی می کردی و چشممان را روشن می نمودی.

حضرت فرمودند: ابراهیم

علیه السّلام از پروردگارش آن را درخواست نمود و خدای عزّ و جلّ به او وحی کرد راجع به طول عمر هر چه خواستی از من سؤال کن به تو اعطا می کنم.

امام علیه السّلام فرمودند: ابراهیم این خبر را به ساره داد و ساره به او عرض کرد: از خدا بخواه تا تو را نمیراند تا وقتی که خودت از او درخواست مرگ نمایی، پس ابراهیم علیه السّلام همین خواهش را از خدا نمود و خدا به او وحی نمود که دعایت را اجابت کرده و مطابق خواسته ات قرار دادم.

ابراهیم این خبر را به ساره داد و وی را از وحی خدای عزّ و جلّ مخبر ساخت، ساره عرض کرد: شکر خدای را بجا آور و طعامی درست کن و فقراء و نیازمندان را دعوت نما تا از آن تناول کنند، پس ابراهیم چنان کرد، طعامی پخت و مردم را بر آن خواند و در میان دعوت شدگان پیرمرد ضعیف و نابینایی که عصا کشی داشت به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه