علل الشرائع جلد1 صفحه 65

صفحه 65

چشم می خورد، ابراهیم علیه السّلام او را بر سر سفره نشاند.

امام علیه السّلام فرمودند: آن پیرمرد نابینا دست دراز نمود و لقمه ای برداشت و به طرف دهانش برد ولی ضعف مفرط دست او را به راست و چپ می برد سپس دست به طرف پیشانی رفت در این وقت آن عصاکش دست وی را گرفت و به طرف دهانش برد، پس از آن پیرمرد اعمی لقمه ای دیگر برداشت و آن را به چشم خود زد.

امام علیه السّلام فرمودند:

ابراهیم علیه السّلام به نابینا و حرکاتی که می کرد می نگریست و از آن تعجّب می کرد لذا

از آن شخص عصاکش پرسید و جهت آن را خواستار شد، عصا کش گفت: آنچه از این پیرمرد نابینا می بینی منشأ آن ضعف و ناتوانی است.

ابراهیم علیه السّلام حدیث نفس کرد و پیش خود گفت: یعنی من نیز وقتی به سن کهولت رسیدم مثل این شخص می گردم؟

سپس بعد از آنچه از آن پیرمرد دیده بود خدا را مورد خطاب قرار داد و عرضه داشت: بار خدایا مرا در همان اجلی که برایم مقدّر کرده بودی از دنیا ببر، پروردگارا بعد از آنچه دیدم دیگر خود را به دراز شدن عمر نیازمند نمی بینم.

باب سی و هفتم سرّ نامیدن ذو القرنین به ذو القرنین

حدیث (1) پدرم رحمه اللَّه علیه فرموده: محمّد بن یحیی عطّار، از حسین بن حسن بن ابان، از محمّد بن اورمه، از قاسم بن عروه «1»، از برید عجلی «2»، از اصبغ بن نباته، وی می گوید:

در حالی که امیر المؤمنین علیه السّلام بر منبر بودند ابن کوّاء در مقابل آن حضرت ایستاد و عرض کرد: یا امیر المؤمنین از ذو القرنین به من خبر ده آیا پیغمبر بود یا سلطان؟

و نیز به من خبر ده که فرق او از طلا بود یا از نقره؟

حضرت به او فرمودند: ذو القرنین نه پیامبر بود و نه سلطان و دو فرقش نه از طلا


______________________________
(1)- قاسم بن عروه، ابو محمّد مولی ابی ایّوب الخوزی، مرحوم ممقانی می فرماید: علی الاقوی وی حسن محسوب می شود.
(2)- برید بن معاویه بن العجلی، وی از امام باقر و امام صادق علیهما السّلام نقل می کند، مرحوم علّامه در خلاصه فرموده:

برید وجه من وجوه اصحابنا، فقیه و ثقه می باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه