علل الشرائع جلد1 صفحه 72

صفحه 72

باب چهلم سرّ این که انبیاء و مؤمنین به گرفتاری ها مبتلا می شوند

حدیث (1) پدرم رضی اللَّه عنه فرمود: علی بن الحسن سعدآبادی، از احمد بن ابی عبد اللَّه برقی، از حسن بن محبوب از سماعه بن مهران، از حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده که آن حضرت فرموده اند:

در کتاب امیر المؤمنین علیه السّلام آمده است: سخت ترین مردم از نظر بلا و گرفتاری انبیاء و سپس اوصیاء و بعد اشخاص شریف و بعد از آن افراد شریف تر از دیگران می باشند و اساسا مؤمن به مقدار اعمال نیکی که انجام داده مبتلا می شود

بنا بر این کسی که دین و کردارش صحیح است ابتلائش شدید و سخت است زیرا حقّ عزّ و جلّ دنیا را اجر و پاداش برای مؤمن و عقوبت برای کافر قرار نداده است و کسی که دینش سخیف و عملش ضعیف باشد ابتلائش کمتر است و بلا و گرفتاری نسبت به مؤمن از ریزش باران به سطح زمین سریع تر می باشد.

حدیث (2) محمّد بن موسی بن متوکّل رضی اللَّه عنه می گوید:

عبد اللَّه بن جعفر حمیری «1»، از احمد بن محمّد بن خالد، از ابی عبد اللَّه جامورانی «2»، از حسن بن ابی حمزه «3»، از پدرش، از حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند:

اگر مؤمنی در قلّه کوهی باشد هر آینه خدای عزّ و جلّ کسی را به آنجا می فرستد تا او را آزار و اذیّت کند و مؤمن را بر اذیت شدن و صبر، اجر دهد.

حدیث (3) حمزه بن محمّد بن احمد علوی رضی اللَّه عنه می گوید: احمد بن محمّد کوفی از عبید اللَّه بن حمدون، از حسین بن نصیر از خالد، از حصین، از یحیی بن عبد اللَّه بن الحسن، از پدرش، از حضرت علی بن الحسین از پدر بزرگوارش علیهما السّلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند:


______________________________
(1)- عبد اللَّه بن جعفر حمیری قمی، وی مردی ثقه می باشد.
(2)- ابو عبد اللَّه جامورانی رازی، مرحوم علّامه در خلاصه وی را ضعیف تلقّی کرده است.
(3)- ظاهرا حسین بن ابی حمزه صحیح می باشد چنانچه مرحوم اردبیل در رجال فرموده و به فرموده مرحوم محقّق خویی در معجم مقصود از «ابی حمزه» ابو حمزه ثمالی است.

ص: 171

رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمودند: من و انبیاء قبل از من و مؤمنین پیوسته مبتلا به کسی شده و می شویم که آزارمان می دهد و اگر مؤمن بالای کوهی باشد محقّقا حقّ تعالی برای او شخصی را آماده می کند که آزارش دهد تا بدین وسیله اجر و ثواب ببرد.

حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام می فرمایند:

از زمانی که مادر مرا زایید پیوسته من مظلوم بودم حتی زمانی پیش می آمد که چشم درد به عقیل عارض می شد و وی به دیگران می گفت: مرا ترک نکنید و وانگذارید مگر آن که علی را ترک کنید، پس مرا ترک کرده و تنها می گذارند، با این که رمد و چشم دردی در من نبود.

باب چهل و یکم سرّ امتحانی که خدای عزّ و جلّ یعقوب علیه السّلام را نمود و وی را مبتلا ساخت به آنچه یوسف در خواب دید

حدیث (1) محمّد بن موسی بن متوکّل رضی اللَّه عنه می گوید: عبد الله بن جعفر حمیری، از احمد بن محمّد بن عیسی، از حسن بن محبوب از مالک بن عطیّه، از ثمالی، وی می گوید:

نماز صبح روز جمعه را در مدینه با حضرت علی بن الحسین علیهما السّلام خواندم و وقتی آن حضرت از نماز و تسبیحات فارغ شدند از جا برخاسته و به اتّفاق به طرف منزل آن جناب رفتیم، به درب منزل حضرت که رسیدیم کنیز خود به نام سکینه را صدا زده و به او فرمودند: هر سائلی که از درب منزل من عبور کرد حتما به او طعام بدهید چه آن که امروز، روز جمعه می باشد.

کنیز عرضه داشت: هر سائلی که مستحق نیست؟

حضرت فرمودند: می ترسم برخی از سائلین مستحق بوده و ما به آنها طعام نداده ردّشان کنیم پس آنچه به یعقوب نازل شد به ما اهل بیت نیز نازل گردد،

بنا بر این به هر سائلی اطعام کنید و حتما او را بهره مند نمایید، جناب یعقوب هر روز قوچی را سر می برید و از آن تصدّق می نمود و خود و عیالش نیز از آن تناول می کردند، شب جمعه ای هنگام غروب در وقتی که حضرت یعقوب می خواستند افطار کنند سائلی مؤمن که روزه دار و مستحق بود به خانه آن حضرت عبور کرد و فریاد زد: سائلی غریب و گرسنه را از زیادی طعام خود بدهید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه