علل الشرائع جلد1 صفحه 88

صفحه 88

جبرئیل نازل شد و به یوسف گفت:

ای یوسف صدیق (یعقوب) برای تو و به خاطر احترام به تو از مرکب پیاده شد، ولی تو پیاده نشدی.

سپس جبرئیل به یوسف گفت: دستت را باز کن، یوسف دست را باز کرد بلافاصله نوری از کف دستش خارج شد، یوسف پرسید این چه بود؟

جبرئیل اظهار داشت: این علامت آنست که از صلب تو پیامبر خارج نمی شود زیرا احترام پدر را رعایت نکردی لذا خداوند متعال عقوبت تو را همین قرار داده است.

حدیث (2) محمّد بن علی ماجیلویه، از محمّد بن یحیی عطّار، از حسین بن حسن بن ابان، از محمّد بن اورمه، از محمّد بن ابی عمیر از هشام بن سالم، از حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده که آن جناب فرمودند: هنگامی که جناب یعقوب به طرف مصر روی آورد یوسف به منظور استقبال پدر از شهر خارج گردید و وقتی پدر را دید قصد کرد برای او پیاده شود ولی نظر به پادشاهی و مقام خویش که نمود پیاده نشد و زمانی که بر یعقوب سلام داد جبرئیل نازل شد و به او گفت: ای یوسف: خداوند تبارک و تعالی به تو می فرماید: از فرود آمدن در مقابل بنده صالح من تو را باز نداشت مگر آن مقام و پادشاهی که تو داری، دستت را بگشا.

یوسف دست گشود، پس از بین انگشتانش نوری خارج شد.

یوسف پرسید: این چه بود؟

جبرئیل گفت: این علامت آن است که از صلب تو هرگز پیامبر خارج نمی شود و جهتش

کاری است که تو نسبت به یعقوب نمودی و در مقابلش پیاده نشدی.

باب چهل و هشتم سرّ ازدواج جناب یوسف علیه السّلام با زلیخا

حدیث (1) پدرم رحمه اللَّه علیه فرمود: سعد بن عبد اللَّه، از ابراهیم بن هاشم، از عبد اللَّه بن مغیره، از کسی که ذکرش نموده، از حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده که آن جناب فرمودند:

زلیخا خواست به ملاقات یوسف رود از این رو اذن ملاقات گرفت، به او گفتند:

به خاطر آن عملی که از تو نسبت به او صادر شد خوش نداریم تو را نزد وی ببریم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه