نوای صادق صفحه 2

صفحه 2

تنها زنِ زائو حزین افتاد بر سویی

می خواند بر نوباوه اش او واپسین لالای ماتم را

موینده او بر مرگِ آن مولود

شاید که بیدارد دلِ آن مرد

او با دخیل و مویه های درد.

خاموشِ خیمه در بلند آوای رعب انگیز او لرزید :

«من مرد نام آور

با ننگ این دختر

این بختکِ دلگیر

هر شب گریبان گیر

والا تبارم کرده در زنجیر!

این داغ دامان گیر!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه