قواعد مهم فقهی جلد 2 صفحه 287

صفحه 287

فَتَنفِقُ(1) . قَالَ: هُوَ ضَامِنٌ. فَإِنْ لَم یَنوِ أَنْ یَأخُذَ لَها جَعلاً وَنَفَقَتْ فَلا ضَمَانَ عَلَیهِ؛

امیرالمؤمنین علیه السلام پیوسته در مورد چیز گم شده ای که مردی آن را پیدا کرده و نیت می کند در مقابل پیدا کردنش مزدی دریافت کند امّا آن چیز از بین می رود،

می فرمود: وی ضامن است، امّا اگر نیت اخذ مزد نمی کرد و آن چیز از بین می رفت، ضامن نمی بود».(2)

این روایت هرچند از جهت اسناد، کامل نیست امّا می تواند به عنوان قرینه وتاییدی برای تمام مواردگذشته باشدواگرازتمامی آن چه گذشت نیزچشم پوشی کنیم،تخصیصی درموردخاص بوده ومنافاتی بااصل قاعده نفی ضمان امین ندارد.

3. بنای عقلا

از جمله مواردی که بر این قاعده به طور عموم دلالت دارد بنای عقلا از ارباب ملل است حتی کسانی که متدین به دینی نیستند؛ زیرا آنان پیوسته نسبت به عدم ضمان کسی که او را امین قرار داده اند و می دانند افراط و تفریط نکرده است حکم می کنند. آیا به راستی دیده شده است که هیچ کدام از عقلا نسبت به ضمان اجیری که در حفظ عین مستأجره مانند اموال خویش دقت نموده، اما به جهت حادثه ای طبیعی که او دخالتی در آن نداشته از بین رفته، حکم به ضمان نمایند؟ وهمچنین درموردعاریه گیرنده اگرعین عاریه گرفته شده را به خوبی حفظ نماید ولی به دلیل این که اجلش رسیده فوت شود یا غرق گردد یا صاعقه ای آن را بزند یا موارد دیگری که مستعیر هیچ نقشی در آنها ندارد. به ویژه حوادثی که تفاوتی در آنها نیست که مال در دست مستعیر باشد یا در دست مالک و در هرصورت آن حادثه رخ می داد؟مگرآن که شرط یاقرینه ای که جایگزین شرط هستنددربین باشد.

واضح تر از آن، مسأله ودعی است که اگر او ودیعه را مانند یکی از اموال خویش حفظ نماید امّا دزد آن را در ضمن اموال او به سرقت ببرد، شکی نیست که وی


1- یعنی: تهلک.
2- وسائل الشیعه، ج 17، کتاب لقطه، باب 19، ح 19.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه