بحث‌هایی از فقه تطبیقی صفحه 93

صفحه 93

فمنی فالجمار من عبد شمس مُقْقِرات، فَبَلْدَح فحِراء (1)

«سرزمین منا و جمار که بی‌آب و علفند، و نیز منطقه بَلْدَح و حراء، همه از آن عبد شمس است.»

از مجنون (بنی عامر) نقل شده است که گویا لیلی را در موسم حج در منا و خیف جستجو کرد و او را نیافت و با آه و حسرت چنین سرود:

ولم ار لیلی بعد موقف ساعة بخیف منی ترمی جِمار المُحَصَّب

ویبدی الحصی منها، اذا قذفت به من البرد اطراف البنان المَخَضَب (2)

«لیلی را ندیدم که پس از مقداری توقف در خیف منا، در سرزمین مُحَصَّب، به جمار، سنگ بزند و هنگامی که سنگریزه‌ها را پرتاب می‌کند، سر انگشتان خضاب شده او، او از زیر لباسش نمایان گردد.»

اینها همه گواهی می‌دهد که رمی جمار در عصر جاهلیت، جزئی از مناسک حج بوده است.

فقهای شیعه و اهل سنت اتفاق دارند که یکی از واجبات حج و اعمال منا، «رمی جمرات» است. همچنین تعداد سنگها و چگونگی انداختن آنها مورد اتفاق آنان می‌باشد. اما چنانکه از مطالعه مناسک علما و مراجع دینی معاصر برمی‌آید، اصل جمره را معین نفرموده‌اند. گویا به اعتماد این‌که محل آن در «منا» مشخص و روشن است، یا از باب این‌که تعیین موضوع به عهده مجتهد نیست، به صورت سربسته گفته‌اند:

«رمی جمره، یعنی ریگ انداختن به جمره که نام محلی است در


1- یاقوت حموی، معجم البلدان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1399 ه ج 1، ص 480، کلمه «بَلدح».
2- یاقوت حموی، همان، ج 2، ص 412، کلمه «خیف».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه