در نتیجه هر کدام به نقطهای پناه بردند و حضرت معصومه (علیها السلام) هم در ساوه مریض شد و چون اهل قم از شیعیان پدرش امام موسی کاظم (علیه السلام) بودند، گفت: مرا به قم ببرید و مردم قم هم استقبال خوبی از ایشان کردند. اما بعد از هفده روز در قم از دنیا رفت و در همین مکان که باغی به نام بابلان و متعلق به موسی اشعری بود، به خاک سپرده شدند.(1)
با پایانیافتن سخنان دایی محسن وی تازه متوجه شد که چشمان خسته مصطفی به خواب رفته است. از آینه نگاهی به صندلی عقب انداخت، لیلا هم خستهتر از مصطفی و زودتر از او به خواب رفته بود.
1- آستانه حضرت معصومه علیها السلام ، ج 1، مقاله 203 برگرفته از سایت مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی .