حقیقت کجاست؟ صفحه 7

صفحه 7

نماز ظهر چند رکعته؟

طاق‌باز روی چمن‌ها دراز کشیده بود. سرش را روی زانوی لیلا گذاشته و با چشمانی باز به ستارگان دوردست خیره شده بود. پارک خیلی شلوغ نبود. خانواده‌ها با فاصله چند متری از هم نشسته بودند. لیلا چشم به کودکی دوخته بود که با زحمت بلند می‌شد و هنوز دو قدم نرفته روی زمین می‌افتاد و موجب خنده اطرافیان می‌شد. با خود گفت که انگار بچه‌داشتن هم حال و هوای خودش را دارد. صدای مصطفی افکارش را از هم پاشید.

-می‌دونی لیلا وقتی بچه بودیم مادرم می‌گفت: بچه‌ها خیال نکنید این ستاره‌ها به همین اندازه که دیده می‌شوند کوچک‌اند، بلکه آنها از یک سینی بزرگ هم بزرگ‌ترند. لیلا دستی به پیشانی مصطفی کشید و گفت: لابد شما هم از تعجب دهانتان باز می‌شد و می‌گفتید وای! بعد هر دو با

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه