حدیث عقل و نفس آدمی در آیینه قرآن صفحه 133

صفحه 133

انسان دیوانه شکم و شهوت باشد و آخرتش را ببازد.هارون هرچه انتظار کشید بهلول نیامد.پرسید:پس این عالم بزرگ کجاست؟گفتند:او دیشب روانی شده و عقلش را از دست داده است.

البته،ایشان در همان حال دیوانگی هم کتابی از خود به جای گذاشت که یکبار چاپ شده و اکنون نایاب است.نکته جالب این که او در حال دیوانگی هم در بیدار کردن انسان ها استاد بوده است.از جمله،معروف است که یکبار به کاخ هارون الرشید رفت و سراغ خلیفه را گرفت.

گفتند:اعلیحضرت نیست.او چون خودش را به دیوانگی زده بود و همه فکر می کردند دیوانه واقعی است به همه جا می رفت و نمی توانستند جلویش را بگیرند،آن روز هم،اتاق به اتاق گشت و بالاخره روی تخت مخصوص هارون با آن لباس های خاک آلوده اش گرفت خوابید.محافظان کاخ و محافظان شخصی هارون وقتی دیدند تمام تشک و پتو و ملافه خلیفه گردوخاکی و کثیف شده به سرش ریختند و داشتند او را به قصد کشت می زدند که هارون رسید:چه خبر است؟همه تعظیم کردند:

قربان،این مردک دیوانه چشم ما را دور دیده آمده روی تخت شما خوابیده.هارون به بهلول نگاهی کرد،بهلول گفت:من سه دقیقه روی این تخت خوابیدم این قدر کتک خوردم،تو که بیست سال است به جنایت و ظلم روی این تخت نشسته ای،چه می خواهی بکنی؟

هم چنین،معروف است که او یکبار هم در راهی در سایه درختی خوابیده بود.از قضا،هارون هم با خدم وحشم و لباس سلطنت و...از آن جا رد می شد و جارچیان حضور خلیفه را اعلام می کردند.مردم به احترام هارون کنار راه دست به سینه ایستاده بودند و احترام می کردند، اما بهلول دراز کشیده بود و تکان نمی خورد.هرچه به او گفتند:

اعلیحضرت دارد می آید،بلند شو بنشین،پایت را دراز نکن،دستت را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه