نظاره نشست وگرنه به کلی از چنین حضوری که باید در تاریخ داشته باشیم محجوب می شویم و امکان تفکر به معنای واقعی آن را که تفکرِ تاریخی است از دست خواهیم داد. زیرا ملّتی که تاریخ ندارد نمی تواند تفکر داشته باشد و گرفتار ابتذال فرهنگی می شود.
همه ی تأکید بنده آن است که بدانیم: امروز به جهت درست ندیدنِ تاریخ خود از یک سو خود را عقب مانده از جهان کنونی می دانیم و از طرف دیگر نمی توانیم با فرهنگ درخشان گذشته ی خود گفتگو کنیم و از آن برای رفع بحران ها و ادامه راه مدد بگیریم، زیرا با غفلت از حضور در تاریخ عالمان دین نمی توانیم خود را در سطح متعالی فکری و فرهنگی ملاحظه نمائیم در حالی که اگر نسبت ما با زعمای دین شکل بگیرد - مثل نسبتی که شهدا و سرداران و ملت با حضرت امام شکل دادند - عالَم و انسان و خدایی دیگر به صحنه می آید.
نقشه ی راه علماء دین
ملاحظه فرمودید که آیه ی مذکور آموزش دین و تفقه در آن را حتی از جهاد فی سبیل لله مهم تر می داند. زیرا جامعه با فرهنگ توحیدی است که سر و سامان می گیرد و می تواند در تاریخی که زندگی می کند به سوی اهدافش جلو برود و از حجاب های جهل و شرک عبور کند. وظیفه ی نخستِ حوزه های علمیه فهم دین است که عمده ی آن به فهم کتاب و سنت برمی گردد. کارهایی که فقها، مجتهدین و علما در حیطه های مختلف انجام می دهند در حیطه فهم کتاب و سنت است، بعد از فهم