عقل و ایمان از دیدگاه ابن رشد، صدرالمتالهین شیرازی و ایمانوئل کانت صفحه 105

صفحه 105

لما أدی إلیه البرهان فیه أو مخالفاً. فإن کان موافقاً، فلا قول هنالک. و إن کان مخالفاً، طلب هنالک تأویله. و معنی التأویل هو إخراج دلاله اللفظ من الدلاله الحقیقیه إلی الدلاله المجازی. (1)

یعنی هرگاه یک استدلال برهانی منجر به معرفت به شیئی شد، چند صورت پیش می آید:

یا شرع در مورد آن مطلب ساکت است، یا سخن گفته است؛ اگر شرع ساکت است و اثباتاً و نفیاً چیزی نگفته است در این جا اصلاً تعارضی نیست و شبیه مواردی از احکام فقهی می شود که شرع در آن چیزی نگفته، و فقیه از راه قیاسات شرعی آن را استنباط می کند. (2) امّا اگر شرع در مورد آن مطلب سخن گفته است دو صورت دارد:

آن چه شرع گفته یا مخالف با چیزی است که علوم و معارف بشری گفته اند، یا موافق. اگر موافق باشد که بحثی و مشکلی نیست، و اگر مخالف باشد این جا باید معنای شرعی را تأویل کرد. مثلاً ید را در آیه شریفه (یَدُ اللّهِ فَوقَ أَیدِیهِم ) باید حمل بر قدرت کرد و معنای تأویل هم این است که دلالت های حقیقی را به دلالت های مجازی تبدیل کنیم.

قانون تأویل

او سپس به قانون تأویل پرداخته و می گوید : مردم به سه دسته اند:

1. دسته ای که اهل تأویل نیستند. این دسته اهل خطابه اند و شامل عامه می شوند؛

2. دسته ای که اهل تأویل جدلی هستند؛

3. دسته ای که اهل تأویل یقینی اند. این دسته اهل برهانند و اینها


1- (1) . فصل المقال، ص42-42.
2- (2) . ایشان مثل سایر فقهای اهل سنت، قیاس را حجت می داند.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه