عقل و ایمان از دیدگاه ابن رشد، صدرالمتالهین شیرازی و ایمانوئل کانت صفحه 110

صفحه 110

پاسخ ابن رشد: علوم و معارف بشری ظاهر و باطن ندارند، بلکه همگی ظاهر هستند. به خلاف قرآن که درباره آن گفته می شود: «له ظاهر و لظاهره باطن و لبطنه بطن إلی سبعه بطن».

به عبارت دیگر، قرآن، حکمت سخنان خود را صریح و مستقیم می گوید، لذا چیزی در باطن و خفاء نمی ماند. ولی همین قرآن گاهی غیر صریح سخن می گوید، ازاین رو برای رفع در تعارض و جمع این دو، باید معنای آیات را تأویل کرد. چنان که در تعارض یک قطعه شعر و یک قطعه نثر، آن چه تاب تأویل را دارد و قابل حمل بر معنای مجازی است شعر می باشد، نه نثر. بنابراین اگر مورخی بگوید: حافظ انسانی بسیار فقیر بود و از طرفی هم خود حافظ چنین بسراید که:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

در تعارض میان این دو، شعر را توجیه می کنیم به اینکه مراد از سمرقند و بخارا، دل و جان می باشد و یا مراد از بخشش چیز دیگری است.

اشکال: اگر فلاسفه از راه برهان به حقایق دست می یابند، آیا از قرآن بی نیاز نیستند؟ این سؤال هم در فرهنگ اسلام و هم در فرهنگ غرب بسیار ریشه دار است.

توضیح اشکال: اگر به فرض ما کل گزاره های دینی و مذهبی را به دو دسته تقسیم کنیم که عبارتند از:

1. گزاره هایی که تا ابد عقول بشری به تنهایی نمی تواند آنها را کشف کند.

2. گزاره هایی که خود بشر دیر یا زود می تواند درک کند.

در این صورت می توان گفت: رمز وجود گزاره های دسته اول در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه