عقل و ایمان از دیدگاه ابن رشد، صدرالمتالهین شیرازی و ایمانوئل کانت صفحه 150

صفحه 150

مقدمه دوم: وجودات عالم دارای مراتب بوده و اصطلاحاً تشکیکی اند. یعنی برخی از وجودات نسبت به برخی دیگر از جهت وجود قوی تراند (تشکیک در وجود).

مقدمه سوم: در تشکیک وجودی که در عالم حاکم است، علت و معلول بین وجودات برقرار است. هر علتی وجوداً قوی تر از معلول خودش است. اصولاً هر چیزی که از جهت وجودی ناقص باشد «معلول» است و هر چه از جهت وجودی کامل باشند «علت» است.

مقدمه چهارم: ملاک نیازمندی معلول به علت، فقر و تعلق و وابستگی وجودی است، یعنی هر معلول به دلیل نقص وجودی خود و به سبب آن که وجودش به گونه ای است که تا وابسته به علت نباشد وجودی ندارد، نیاز به علت دارد.

نتیجه: پس باید وجود کاملی که هیچ نقصی ندارد، علت العلل باشد تا وجود معلول های ناقص دیگر در سایه آن وجود معنا پیدا کند و آن «واجب الوجود» است. اگر آن وجود کامل بدون نقص نباشد بدین معنا است که معلولهای ناقص بدون نیاز و تعلق به وجود کامل تحقق پیدا کرده اند و این خلاف فرض است؛ چون فرض آن است که معلول های ناقص از جهت وجودی به گونه ای است که بدون تعلق به وجود کامل محقق نمی شوند.

10- اتحاد عقل، عاقل و معقول

الف) در هر شناختی حداقل سه نظریه وجود دارد: یکی عالم، یکی معلوم و یکی هم نسبت میان این دو یعنی علم.

ب) شکی نیست که در علم حضوری معلوم عندالعالم حاضر است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه