عقل و ایمان از دیدگاه ابن رشد، صدرالمتالهین شیرازی و ایمانوئل کانت صفحه 151

صفحه 151

و حتی می توان گفت این دو با هم وحدت دارند.

ج) در اتحاد عاقل و معقول پرسش این است که در علم حصولی که ما یک معلوم بالذات داریم و یک معلوم بالعرض؛ آیا عالم یعنی نفس ما، با معلوم بالذات اتحاد وجودی پیدا می کند، یعنی آیا به گونه ای می شوند که بتوان آنها را یکی دانست؟.

د) درباره نوع و کیفیت اتحاد عاقل و معقول و عقل حداقل دو نظر کلی وجود دارد:

1. اتحاد عاقل و معقول از نوع اتحاد جوهر و عرض است. یعنی همان گونه که به خودی خود استقلال و نیاز به محل و موضوع ندارد و بدون آنها فعلیت دارد و عرض بر آنها عارض شده و با آن اتحاد وجودی پیدا می کند، عالم نیز قبل از علم دارای فعلیت و استقلال بوده است و معلوم - که عرض است - بر او عارض شده و با آن اتحاد وجودی پیدا می کند. ابن سینا اعتقاد دارد که فقط این نوع اتحاد عاقل و معقول معنا دارد و نه هیچ نوع دیگری.

2. اتحاد عاقل و معقول به شکل اتحاد ماده و صورت است؛ یعنی همان گونه که ماده قبل از آن که صورتی روی آن بیاید هیچ فعلیت نداشته و قوه محض است و با آمدن صورت، فعلیت و وجود پیدا می کند. عالِم، یعنی نفس ما نیز هیچ فعلیتی از خود ندارد و با آمدن معلوم روی آن، فعلیت و وجود پیدا می کند. این نظر جناب صدرالدین شیرازی است. (1)


1- (1) . دکتر بیوک علیزاده، پژوهشی در نظریه معرفت شناختی ملاصدرا، مجله اندیشه، ویژه دین و معرفت شناسی، ش 41-42، ص 251-252.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه