عقل و ایمان از دیدگاه ابن رشد، صدرالمتالهین شیرازی و ایمانوئل کانت صفحه 212

صفحه 212

انسان بالغ زندگی کند و لازم است تمام قدرت های غیر واقعی خارجی را از خود دور سازد و فقط تابع عقل خویش باشد. او به خدایی که ناصح آسمانی و یا ایجاد کننده محرک برای او باشد، احتیاجی ندارد و باید به هر چه عقلش می گوید گوش فرا دهد. این است مفهوم کلمات پیش گفتاری کتاب «دین در محدوده عقل تنها» (1) که نقل می کند:

از آن جا که اخلاق براساس آزادی انسان قرار دارد و به علت همین آزادی است که انسان خود را در مقابل قوانین طبیعی مکلف می داند، دیگر احتیاجی نیست که برای درک وظایف خود معتقد باشد که وجود دیگری در بالای او قرار دارد و هم چنین برای انجام وظایف خود محرک دیگری غیر از قوانین لازم ندارد.

با این همه کانت معتقد بود که اخلاق، ما را به سوی خدا رهبری و هدایت می کند.

کانت در کتاب نقد خرد عملی خود، جایگاه خدا را در نظام فلسفی خود تشریح می نماید. خدا (هم چنین مفهوم اختیار و بقاء) از اصول موضوعه خرد ناب عملی محسوب می شود.

کانت درباره خدا و بقا در بحث مربوط به نیکی نهایی بحث می کند. شرائط ایده آلی وجود دارد که در آن، فضائل اخلاقی و شادمانی هم زمان باشند. حقیقت دردناک این است که این دو در این جهان نمی توانند با هم باشند. به علاوه، بشر وقتی می تواند به این شرائط مطلوب دسترسی پیدا کند که دارای وجودی ابدی باشد. برای دست یافتن به فضائل اخلاقی و شادمانی، ناچار از پذیرفتن این امر هستیم که طبیعت باید دارای عقلی خارج از خود باشد که در آن، این دو، یعنی شادمانی و فضائل اخلاقی، هماهنگ گردند؛ به بیانی دیگر این علت همان خداست.


1- (1) . Religion wihin The Limits of Reason Alone.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه