عقل و ایمان از دیدگاه ابن رشد، صدرالمتالهین شیرازی و ایمانوئل کانت صفحه 23

صفحه 23

نکته دیگر در مورد معرفت شناسی، اقسام معرفت شناسی است. دکارت عمده تلاش خود را متوجه این مسئله کرد تا ساختاری علمی که مبتنی بر یقینیات است فراهم آورد. دیوید هیوم نیز با همین انگیزه وارد کار شد، ولی به نتائجی رسید که تداوم آن را به صورت مکتوب در مقالات کواین (1) شاهدیم.

معرفت شناسی دینی

معرفت شناسی دو گونه است: عام و خاص. معرفت شناسی عام، نظریه پردازی درباره معرفت را وجهه همت خود قرار داده است. معرفت شناسی عام به معرفت شناسی خاص نظر ندارد، بلکه به دنبال اصل معرفت است؛ چنان که فلسفه، اصل هستی را محور مسائل خود قرار داده است، نه هستی خاص را. اگر معرفت شناسی سخن از معرفت در حوزه ای خاص را به میان می کشد، معرفت شناسی خاص بوده که طبعاً از نوع معرفت شناسی پسینی است. مثلا ًمعرفت شناسی علمی به معارف علمی و معرفت شناسی عرفانی به معرفت ها و تجارب عرفانی و معرفت شناسی دینی به باورها و عقاید دینی می پردازد.

موضوع معرفت شناسی خاص یا معرفت شناسی مضاف، معرفت هایی است که در حوزه خاصی مطرح می شوند. این گونه معرفت شناسی پسین بوده و معرفت درجه دوم محسوب می شود و صفت پسین در این جا به معنای «بعد از معرفت» است؛ یعنی مسبوق به معرفت های دیگر است که به نوعی به تجزیه و تحلیل آنها می پردازد و مراد از آن «بعد از تجربه» (2) که اصطلاحی کانتی است، نمی باشد.


1- (1) . W. V. Quine.
2- (2) . Apriori.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه