عقل و ایمان از دیدگاه ابن رشد، صدرالمتالهین شیرازی و ایمانوئل کانت صفحه 77

صفحه 77

یکی از مسائل کلیدی در اندیشه ابن رشد که در این کتاب با تأکید بیشتری بیان شده، تقسیم مردم به سه دسته اهل برهان، اهل جدل و اهل خطابه است. به گمان وی هر کس به صورت فطری و غریزی، در یکی از این سه گروه جای دارد و از آن جا که دین اسلام، حق بوده و دعوت خود را با ویژگی ها و توانمندی های همه مردم، منطبق ساخته است، (1) همگان آن را با فطرت خود مطابق یافته و تعارضی بین آنها نمی بینند؛ از این رو در حوزه امور برهانی و فلسفی نیز می توان گفت:

«لایؤدی النظر البرهانی الی مخالفه ما ورد به الشرع؛ فإن الحق لا یضاد الحق بل یوافقه و یشهد له». (2)

اندیشه برهانی به مخالفت با شرع نخواهد انجامید؛ چرا که حق با حق تضاد ندارد، بلکه با آن موافق است و به درستی آن گواهی می دهد.

ممکن است کسانی این حکم کلی ابن رشد را به چالش بکشند و مواردی را برشمارند که استدلال برهانی، ما را به نتیجه ای مخالف با شرع می کشاند. ابن رشد در این گونه موارد، چاره کار را تأویل ظواهر شرع می داند؛ بدین معنا که با رعایت قواعد زبانی، به جست و جوی معنایی مجازی پرداخته شود که با نتیجه به دست آمده از برهان، موافق درآید. ادعای بزرگ ابن رشد در این جا این است: «در تمام مواردی که برای هماهنگ سازی عقل و ایمان، چاره ای جز تأویل نداریم، می توان از درون خود شرع، شواهدی بر این معنای تأویلی یافت». (3)


1- (1) . چنان که قرآن در آیه 125 سوره نحل می فرماید: ادعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَهِ وَ المَوعِظَهِ الحَسَنَهِ وَ جادِلهُم بِالَّتِی هِیَ أَحسَنُ .
2- (2) . فصل المقال فیما بین الحکمه و الشریعه من الاتصال، ص 17.
3- (3) . همان، ص 18.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه