معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه مرتضی مطهری و آلوین پلنتینگا صفحه 124

صفحه 124

اینهاست؟ در اینجا نیز همان سؤالی که در باب منطق مطرح شد، در باب معرفت شناسی هم مطرح می شود.

اگر در اینجا کسی قائل شود به اینکه ما فقط گزارش می کنیم که انسان ها به چه چیزی اعتماد می کنند و به چه چیزهایی اعتماد نمی کنند، آن وقت می گویند یک چنین کسی قائل است به معرفت شناسی صورت طبیعی یافته. (1) این گروه، معرفت شناسی را توصیفی می دانند.

اما اگر گفتیم که، معرفت شناسی prescriptive است، آن وقت قائل هستیم به معرفت شناسی غیرطبیعی. (2)

تا نیمه اول قرن بیست، اکثر معرفت شناس ها، (3) یا به تعبیر بهتر فرامعرفت شناس ها (4)، یعنی آنهایی که خودشان معرفت شناس نیستند، بلکه از بالا دارند به معرفت شناسی (5) نگاه می کنند، به معرفت شناسی غیرطبیعی معتقد بودند؛ یعنی می گفتند معرفت شناسی یک علم توصیه ای است و توصیه می کند که «به این اعتماد بورزید و به آن اعتماد نورزید»، «اینها را دلیل به حساب بیاورید و آن را دلیل به حساب نیاورید»، «این را توجیه به حساب بیاورید، و آن را توجیه به حساب نیاورید» و از این قبیل اما از اواسط قرن بیست، تدریجاً یک گرایش جدی در میان فرامعرفت شناس ها به این قول پیدا شد که معرفت شناسی، طبیعی شده است؛ یعنی معرفت شناسی اصلاً برای کسی تعیین تکلیف نمی کند. معرفت شناسی فقط دارد حکایت می کند و می گوید ما انسان ها این طور هستیم که مثلاً به حس اعتماد می کنیم و اگر چیزی را با چشم خود دیدیم قبول می کنیم؛ نه اینکه کسی به ما دستور بدهد و بگوید که قبول بکنید! به این دیدگاه، معرفت شناسی طبیعی شده می گویند. (6)

کسانی که در معرفت شناسی به «معرفت شناسی صورت طبیعی یافته» قائل هستند، وقتی وارد قلمرو فلسفه دین می شوند به معرفت شناسی طبیعی شده ناظر به دعاوی


1- (1) . Naturalized epistemology.
2- (2) . unnaturalized epistemology.
3- (3) . Epistemologist.
4- (4) . Meta-epistemologist.
5- (5) . Epistemology.
6- (6) . محمد تقی فعالی، معرفت شناسی دینی، ص30 و31.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه