- اشاره 1
- پیشگفتار 1
- مسئله عقل و ایمان در گذر تاریخ 4
- چرا مطهری و پلنتینگا؟ 5
- بخش اول: کلیات 11
- اشاره 11
- اشاره 12
- 1- معرفت شناسی 12
- 1- معرفت شناسی دینی 14
- الف) در مبانی فلسفه دین 16
- 3- نقش معرفت شناسی در فلسفه دین 16
- 2- رابطه معرفت شناسی با فلسفه دین 16
- ب) در مسائل فلسفه دین 17
- اشاره 18
- 2- مفهوم شناسی 18
- 1- تعریف لغوی و اصطلاحی عقل 18
- 2- اقسام عقل 21
- 3- تعریف لغوی و اصطلاحی ایمان 24
- 4- انواع ایمان 25
- اشاره 26
- 3- سیر تاریخی و رویکردهای عقل و ایمان در اسلام و غرب 26
- اشاره 26
- 1- مسئله عقل و ایمان در اسلام 26
- اشاره 27
- الف) عقل و ایمان از دیدگاه متکلمان 27
- دوم) رویکرد اهل حدیث 28
- یکم) رویکرد شیعه 28
- سوم) رویکرد معتزله 29
- چهارم) رویکرد اشاعره 30
- ب) عقل و ایمان از دید فیلسوفان 31
- 2- مسئله عقل و ایمان در غرب 34
- اشاره 38
- اشاره 38
- 1- رویکرد عقل گرایی حداکثری 38
- 4- رهیافتی بر دیدگاه های رابطه عقل و ایمان در غرب 38
- اشاره 40
- نقد و بررسی عقل گرایی حداکثری 40
- 2- رویکرد ایمان گرایی 40
- ارزیابی دیدگاه ایمان گرایی 41
- اشاره 42
- 3- رویکرد عقل گرایی انتقادی 42
- بررسی و ارزیابی عقل گرایی انتقادی 43
- 4- رویکرد عقل گرایی اعتدالی 45
- نتیجه گیری 48
- اشاره 50
- بخش دوم: ایمان و عقل در نگاه شهید مطهری 50
- 1- استاد مطهری و عقل و ایمان 51
- نگاهی گذرا به زندگی استاد مطهری 51
- اشاره 53
- اندیشه ها و جایگاه علمی استاد مطهری 53
- الف) ساحت عقلی 53
- ب) ساحت ایمانی 54
- استاد مطهری و فلسفه 55
- موضع معرفت شناختی استاد مطهری در کلام جدید 60
- اشاره 64
- 2- حقیقت و ماهیت عقل از دیدگاه استاد مرتضی مطهری 64
- عوامل انکار دین از جانب عقلا در بیان استاد 67
- اشاره 67
- ب) نقش محیط زندگی در افکار دین 68
- الف) کج فهمی معارف دین 68
- ج) حکم عقل و حکم عاطفه 70
- د) علم و ایمان 70
- تصدیق دین از جانب عقل 71
- الف) عقل و اصول دین 71
- اشاره 71
- ب) عقل و احکام فرعی 72
- اشاره 73
- عقل گرایی استاد مرتضی مطهری 73
- ج) عقل و اخلاق 73
- اشاره 75
- الف) لغزشگاه ها و محدودیت های عقل 75
- یکم) لغزشگاه های عقل 75
- دوم) رویکرد عقل به دین 79
- سوم) محدودیت های عقل 81
- چهارم) مضرات عقل 83
- ب) تبیین چگونگی منبع بودن عقل 85
- 1- معنای ایمان 88
- 3- حقیقت و ماهیت ایمان از دیدگاه استاد مطهری 88
- اشاره 88
- اشاره 88
- ب) نظریه معتزله 89
- الف) نظریه اشاعره 89
- ج) نظریه مرجئه 90
- د) نظریه متکلمان شیعه 91
- و) نظریه عارفان 92
- ه) نظریه فیلسوفان 92
- ز) نظریه استاد مطهری 93
- 2- ابعاد ایمان از دیدگاه شهید مطهری 96
- اشاره 97
- 3- جایگاه ایمان در منظر استاد مطهری 97
- الف) ایدئولوژی و ایمان 98
- ب) متعلق ایمان 99
- ج) مراتب ایمان 100
- 4- رابطه ایمان و عمل 101
- 5- کارکردهای ایمان 105
- 4- رابطه عقل و ایمان از دیدگاه استاد مطهری 108
- اشاره 108
- 1- فطرت، نقطه اشتراک مطهری و پلنتینگا 111
- اشاره 111
- الف) فطرت شناخت 112
- ب) فطرت گرایش 112
- روش استاد در اثبات فطریات 113
- 2- کارکرد معرفتی نظریه فطرت از دیدگاه استاد مطهری 114
- اشاره 115
- بخش سوم: ایمان و عقل در نگاه پلنتینگا 115
- 1- دیباچه 116
- 1- دیدگاه آلوین پلنتینگا نسبت به عقل و ایمان 116
- 2- نگاهی گذرا به زندگی آلوین پلنتینگا 117
- معرفت شناسی صورت طبیعی یافته 121
- 3- سیر تاریخی معرفت شناسی اصلاح شده 121
- اشاره 126
- 4- ویژگی های مبناگروی سنتی 126
- نقد مبناگروی سنتی 129
- اشاره 130
- 5- قرینه گرایی 130
- اشکال پلنتینگا به قرینه گرایی 132
- 6- درون گرایی و برون گرایی 133
- 2- معرفت شناسی اصلاح شده 139
- اشاره 139
- 1- مبناگروی پلنتینگا 144
- 2- معرفت از دیدگاه پلنتینگا 148
- 3- معرفت شناسی اصلاح شده در قالب معقولیت، توجیه و تضمین 150
- الف) معرفت شناسی اصلاح شده در قالب معقولیت 150
- اشاره 150
- ب) معرفت شناسی اصلاح شده در قالب توجیه 152
- ج) معرفت شناسی اصلاح شده در قالب ضمانت 153
- 4- پایه بودن باور به وجود خدا 156
- 3- ایمان گرایی 160
- 1- انواع ایمان گرایی 160
- 2- ماهیت ایمان از دیدگاه پلنتینگا 161
- 4- جمع بندی دیدگاه آلوین پلنتینگا 169
- اشاره 169
- نقد و بررسی 172
- اشاره 174
- بخش چهارم: همسانی ها و ناهمسانی های دیدگاه استاد مطهری و آلوین پلنتینگا 174
- 1- تفاوت های اسلام و مسیحیت در مسئله عقل و ایمان 175
- اشاره 175
- 1- اشتباهات کلیسا از دیدگاه استاد مطهری 177
- 2- مقایسه مبناگروی پلنتینگا با مبناگروی مسلمانان 179
- 3- مبانی معرفت شناختی باورهای دینی در مبناگروی فیلسوفان مسلمان 182
- 4- جمع بندی دیدگاه پلنتینگا 184
- 5- ارزیابی دیدگاه پلنتینگا 187
- 1- بحث فطرت به مثابه نقطه اشتراک دو دیدگاه 190
- 2- فطرت، نقطه اشتراک 190
- 2- کاربردهای مختلف واژه فطرت 193
- 3- معانی متعدد اطلاق فطری بودن خدا 194
- 4- فطری بودن علم به وجود خدا 196
- اشاره 196
- الف) فطری بودن علم حضوری به خدا 197
- دوم) آیا قضیه «خدا وجود دارد» از اولیات است؟ 199
- یکم) علم وجدانی به وجود خدا 199
- اشاره 199
- ب) فطری بودن علم حصولی به خدا 199
- سوم) آیا قضیه خدا وجود دارد از فطریات است؟ 201
- 3- نظریه فطرت در اندیشه استاد مطهری 202
- اشاره 202
- 1- مقایسه نظریه فطرت بین دیدگاه استاد مطهری و پلنتینگا 206
- 2- مبانی استاد مطهری در رابطه با فطرت 208
- 3- مقایسه دیدگاه های موجود با دیدگاه استاد مطهری 213
- اشاره 213
- الف) مقایسه دیدگاه استاد مطهری با دیدگاه عقل گرایی حداکثری 214
- ب) مقایسه دیدگاه استاد مطهری با دیدگاه ایمان گرایی 215
- ج) مقایسه دیدگاه استاد مطهری با دیدگاه عقل گرایی انتقادی 216
- 1- وجوه اشتراک 218
- 4- وجوه اشتراک و افتراق دو اندیشمند 218
- 2- وجوه افتراق 219
- جمع بندی و نتیجه گیری 222
- الف) کتاب ها و مجلات فارسی 228
- اشاره 228
- اشاره 228
- کتابنامه 228
- ب) کتاب های عربی 230
- مجلات 230
- ج) کتاب های انگلیسی 231
- د) سایت ها 232
نیاز به قید دیگری هست؟ زیرا اگر صرفاً می گفتیم «معرفت، عقیده ای است که همراه با صدق باشد»، آن وقت باید حدس های صائب خودمان را هم معرفت تلقی می کردیم؛ چون ما در حدس های صائب، هم عقیده داریم به چیزی و هم آن چیز صادق درمی آید. اما ظاهراً شهود ما به ما می گوید که حدس صائب علم نیست و اگر کسی حدسی بزند و اتفاقاً حدس اش هم صائب از آب دربیاید، نمی شود بگوییم «او به مؤدّای این حدس خودش و به متعلق این حدس خودش، علم دارد». بنابراین اصل بر این است که وقتی عقیده ای منضمّ به صدق شد، منضمّ به یک شیءِ ثالثی نیز بشود تا بتوانیم از آن تعبیر به معرفت کنیم. اکنون پرسش این است که شیء ثالث چه چیزی است؟
در اثر بهت و نفوذی که دکارت و لاک -به خصوص لاک- در معرفت شناسی داشته اند این x ، همان استدلال شد؛ بنابراین، عقیده برای اینکه تبدیل به علم شود باید هم صادق باشد و هم مستدلّ؛ یعنی صدق نفس الامری کفایت نمی کند، بلکه صاحب عقیده هم باید بر این صدق نفس الامری، دلیلی داشته باشد. (1) در واقع می توان گفت که برای تبدیل این x به استدلال، از سه مرحله گذر شد؛
1. یکی بحث در باب توجیه به معنای دقیق و مذهبی و اخلاقی آن، که به معنای محق بودن و صاحب حق بودن بود؛ یعنی اینکه این محق بودن و صاحب حق بودن علی القاعده باید بر افعالی که مشمول احکام اخلاقی اند، بار بشود و این افعال، افعال ارادی اختیاری اند.
2. خود باورداشتن نیز یک فعل ارادی اختیاری است. بنابراین همین گونه که اخلاق در همه جا باید و نباید دارد و احکام صادر می کند، در مسئله باور یافتن ها و باور نیافتن های بشر نیز احکامی صادر می کند؛ چون باوریافتن و باورنیافتن، یعنی تشکیل باور نیز، خود یک فعل ارادی اختیاری است. در اینجا بشر می تواند برحق بودن یا بر حق نبودن، و حق داشتن یا حق نداشتن را به باورها نسبت بدهد. بنابراین اگر شخصی حق داشت که عقیده ای را واجد باشد، این متفکران به خود آن عقیده می گفتند justified و به شخص نیز به اعتبار عقیده اش می گفتند justifiud. و اگر حق نداشت که
1- (1) . آلوین پلنتینگا، دین و معرفت شناسی، مترجم: علی حقی، مجله اندیشه حوزه، ش 41 و42، 1382، ص168 و169.