معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه مرتضی مطهری و آلوین پلنتینگا صفحه 145

صفحه 145

بلکه برای همیشه نیز صادق می ماند. در واقع بخش اعظم معارف و باورهای ماظنون متراکمی هستند که علم پنداشته می شوند و ما هنوز به تعارض های درونی آنها پی نبرده ایم و تمامی لوازم آنها بر ما مکشوف نشده است، و شاید هیچ گاه نیز چنین نشود. باورها به خودی خود هیچ گونه شأن و منزلت (1) معرفتی ندارند. باوری شأن معرفتی دارد که معقول و موجه (2) باشد. و هر باوری به قدر مقدور، باید واجد قرینه ای باشد.

از اینها بالاتر معرفت است که بنابر یک تعریف، باور صادق موجه است. صدق، جزء باور نیست، ولی جزء معرفت هست؛ یعنی باور موجه می تواند کاذب باشد، ولی معرفت نمی تواند کاذب باشد؛ آنچه ما فراوان داریم باورهای موجه است، ولی نه باورهای صادق موجه. تمام تئوری هایی که برافتاده اند، باورهای موجهی بوده اند که بعدها معلوم شده صادق نیستند. باور موجه نسبت به باورغیرموجه، شأن معرفتی مثبتی دارد؛ چون احتمال صدق باورهای موجه بیش از باورهای معمولی است. برای مثال، اینکه بگوییم شما به هنگام خواندن این نوشتار در جایی نشسته اید، ظاهراً موجه تر است از اینکه بگوییم شما به هنگام خواندن این رساله بر فیلی نشسته اید.

از مبناگروی در فلسفه دین، دو استفاده کاملاً مخالف شد:

حمله به معتقدات دینی از طریق زیر سؤال بردن عقلانیت آنها؛

دفاع از معتقدات دینی. (3)

در اینجا به بیان دفاع آلوین پلنتینگا از باورهای دینی که از موضع مبناگروانه صورت می گیرد خواهیم پرداخت، ولی پیش از آن لازم است ببینیم مدعای اصلی مبناگرایان چیست؟

مبناگروی در واقع نظریه ای است درباره ساختار باورهای موجه. مبناگرایان در ابتدا باورها را به دو دسته تقسیم می کنند:

1. باورهای پایه (4) یا غیراستنتاجی (5) یا مبنایی؛ (6)


1- (1) . Status.
2- (2) . Justified rational.
3- (3) . سیدحسین عظیمی دخت شورکی، معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه پلنتینگا، ص348.
4- (4) . Basic.
5- (5) . noninferential.
6- (6) . Foundational.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه