معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه مرتضی مطهری و آلوین پلنتینگا صفحه 146

صفحه 146

2. باورهای غیرپایه (1) یا استنتاجی. (2)

باورهای پایه باورهایی هستند که نیاز به توجیه (3) ندارند، ولی باورهای غیرپایه چنین نیستند. تصویری که مبناگرایی از باورها ارائه می دهد همچون هرمی است که مجموعه ای از باورهای پایه در قاعده آن قرار دارند و باورهای غیرپایه بر آنها بنا می شوند. مطابق مبناگروی، باور p شخص s موجه است اگر و فقط اگر p یا یک باور پایه باشد یا از باورهای پایه استخراج شود. باور واقعاً پایه (4) باوری است که بدون هرگونه قرینه ای بتوان آن را پذیرفت. پذیرش باورهایی که واقعاً پایه نیستند فقط هنگامی معقول است که بر قرینه (5) مبتنی باشند. اما این قرینه نیز نهایتاً باید بر گزاره ای واقعاً پایه، استوار باشد. (6)

اما آیا کار به همین جا خاتمه می یابد و مبناگروی با این مقدار از تفکیک ها و تبیین ها می تواند ساختار معرفت را تبیین کند؟ پاسخ منفی است. این اشکال را بر مبناگرایان وارد کرده اند که بسیاری از باورهایی که بنا بر فرض ایشان پایه محسوب می شوند، مخدوش اند. بسیاری از باورهای عادی ما که آنها را کاملاً صادق می دانیم، به ضابطه و ملاک مبناگرایان تن نمی سپارند و ازاین رو باید آنها را باورهایی ناموجه بدانیم، مثلاً در باورهایی که در مورد عینیات و موجودات خارجی (7) و فیزیکی اند (8) و مبتنی بر تجربه حسی اند، خطاهای فراوانی راه می یابد و ازاین رو نمی توان هیچ یک از آنها را باوری پایه دانست. مبناگرایان این اشکال را می پذیرند و می گویند:

منظور از باورهای پایه چنین باورهایی (حسی - تجربی) نیست. اینکه این صفحه سفید است، گرچه مبتنی بر حس و تجربه حسی است ولی پایه نیست، چون ممکن است ما در إسناد سفیدی به آن خطا کرده باشیم. همین است که مبناگرایان باورهای پایه را یک درجه از

چنین باورهایی ضعیف تر می دانند و گزاره هایی شبیه این را متعلق باور قرار می دهند:


1- (1) . non-basic.
2- (2) . Inferential.
3- (3) . Justification.
4- (4) . Properly basic belief.
5- (5) . Evidence.
6- (6) 1. آلوین پلنتینگا، معرفت شناسی، ص66.
7- (7) . Objects.
8- (8) . Physical.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه