معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه مرتضی مطهری و آلوین پلنتینگا صفحه 179

صفحه 179

«من سخن محمد عبده را نقل می کنم که دنیای اروپا از روزی که از دین خودش صرف نظر کرد به سوی سعادت گام برداشت و دنیای اسلام از روزی که از دین خودش صرف نظر کرد بدبخت شد و این تفاوت دو دین است.

پروتستان ها اصلاحات اساسی در دین مسیح انجام دادند. در میان اصلاحاتی که از اینها ذکر کرده اند در در درجه اول سه چیز است:

1. برداشتن فاصله میان انسان و خدا و به تعبیر سید جمال الدین اسدآبادی و دیگران، ارزش دادن به شخصیت انسانی. گفتند «پاپ واسطه است» یعنی چه؟ خدا به همه مردم نزدیک است، خدا را بدون واسطه کشیش بلکه هیچ بنده ای پرستش کنید. خدا به تمام بندگان نزدیک است، درد دل هر بنده ای را می شنود. ای انسان! در تماس گرفتن با خدا احتیاج به واسطه نداری.

2. برای عقل در حریم دین، حق قائل شدند؛ گفتند آن مسائلی از مسائل دینی و اصول دینی که ضد عقل است، طرد کردنی است، باید دورش افکند.

3. موضوع عمل و توجه به معاش و سعی و کار، آن هم به حد اعلی؛ به تعبیر قرآن جهاد و سخت کوشی و اینکه بهبود معاش هم عبادت است.

این سه اصل هر سه مستقیم از اسلام گرفته شد. بعد از جنگ های صلیبی و تماس شرق و غرب، بعد از آنکه با ارزش های اسلامی آشنا شدند، این سه اصل را از اسلام گرفتند و به نام اصلاحات در دین مسیح وارد کردند. گو اینکه هنوز اینها را - مخصوصاً آن بخش اول را - به طور کامل نتوانسته اند رعایت کنند». (1)

2- مقایسه مبناگروی پلنتینگا با مبناگروی مسلمانان

پلنتینگا راجع به ساختار معرفتی انسان، به وجود باورهای پایه معتقد است. همان گونه که قبلاً گفته شد، مفهوم باور پایه یکی از مفاهیم اساسی در معرفت شناسی امروز است. اصل آن به نظریه قدیمی مبناگروی برمی گردد. براساس این نظریه، مجموعه باورهای آدمی به دو دسته «استنتاجی» و «غیراستنتاجی» تقسیم می گردد. باورهای غیر استنتاجی همان باورهای پایه اند. فیلسوفان گذشته معمولاً باورهای پایه را منحصر به باورهای


1- (1) . مجموعه آثار، ج21، ص462 و463.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه