معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه مرتضی مطهری و آلوین پلنتینگا صفحه 20

صفحه 20

اطلاق عقل بر نفس انسانی: عقل در این معنا، بیشتر بر یکی از قوای ادراکی نفس اطلاق می شود که کلیات را بدون نیاز به ماده و لوازم مادی درک می کند. و چهار مرحله دارد:

1. عقل هیولایی؛ 2. عقل بالملکه؛ 3. عقل بالفعل؛ 4. عقل مستفاد.

این عقل، حقایق کلیه را با همه مراتبش (از عقل هیولانی تا عقل بالمستفاد) درک می کند. بحث رابطه عقل و ایمان نیز در این معنا از عقل مطرح می شود.

در انسان شناسی گفته می شود: نسبت به انواع حیوانات عقل بدین معنا از ویژه گی های نوع انسان است، پس طبعاً تفکر مربوط به این قوه نیز، عمل ویژه انسان خواهد بود. مجهّز بودن انسان به این قوه، موجب می شود که دو گونه تنوع در ادراکات انسان پدید آید: تنوع طولی، تنوع عرضی.

اکنون اشاره ای به معنای عقل در زبان لاتینی می کنیم. در زبان های لاتین در برابر عقل سه لغت استفاده شده است:

کلمه ratio که انگلیسی آن reason است. این معنا بر عقل جزئی، عقل استدلالگر، عقل توجیه کننده و مبنا و پایه پذیرش اندیشه ها و نیز به خود استدلال و دلیل نیز اطلاق شده است.

کلمه intellectus که انگلیسی آن intellect است. این لغت برای عقل فعال، عقل کلی، عقل شهودگر، قدرت فهم، در برابر احساس و اراده، وجه نامیرای روح انسان که قدرت تفکر دارد و... به کار رفته است.

کلمه nous که در زمان حاضر تا حد زیادی مهجور مانده است. این لغت به معنای اصل عقلانی هدفدار حاکم بر عالم طبیعت است که قوانین و نظم طبیعت از آن ناشی می شود. بعضاً هم به معنای عقل انسانی و عقل شهودگر به کار رفته است. (1)

برخی فیلسوفان یونان باستان و امروزه سنت گرایان، میان عقل جزئی یا استدلال گر (2) و عقل کلی (3) فرق گذاشته اند. عقل کلی یا شهودگر نیروی دراکه ای است که قدرت شهود حقایق را آن چنان که هستند، دارد. این عقل، استدلالگر و اثبات کننده نیست، [بلکه] شهود کننده است؛ به همین دلیل عقل جمعی نیست،


1- (1) . هادی صادقی، عقلانیت ایمان، ص40.
2- (2) . Reason.
3- (3) . Intellect.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه