معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه مرتضی مطهری و آلوین پلنتینگا صفحه 208

صفحه 208

از نظر ایشان قلب انسان به حسب فطرت، خدای خودش را می شناسد. (1)

در کنار این شناخت فطری از خدا، گرایشی فطری نیز در نهاد انسان وجود دارد. از دیدگاه ایشان، در فطرت و خلقت هر انسان، احساس و تمایلی وجود دارد که خود به خود انسان را به سوی خدا می کشاند و از این جهت مَثَل خداوند و انسان، مَثَل مغناطیس و آهن است. (2) به عبارت دیگر «در انسان میلی وجود دارد که آرام نمی گیرد، مگر آنکه خود را با خدا و منبع هستی متصل ببیند». (3) چنین تمایل فطری به خداوند است که سبب شده معتقد شود که حس پرستش به نحو فطری در انسان موجود است. (4) و به تبع آن عبادت را تجلی خواست روحی بشر تلقی کرده است. (5)

فطرت چه میزان از باورهای دینی را توجیه می کند؟ یعنی با وجود فطرت، چه میزان از باورهای دینی بی نیاز از استدلال اند؟ اکثر سخنان استاد مطهری در باب رابطه فطرت با اصل وجود خداوند است، ولی در مواردی نیز ایشان اعتقاداتی همچون معاد را به دلیل وجود فطرت، بی نیاز از استدلال تلقی می کند. (6) بالاتر اینکه در مواردی دین (7) و حتی خود اسلام به عنوان امر فطری، بی نیاز از استدلال تلقی شده است (8) اما قدر متیقن آن است که قائل شویم ایشان بدون هیچ گونه شک و شبهه ای، شناخت خداوند و گرایش به او را امری فطری قلمداد کرده است.

2- مبانی استاد مطهری در رابطه با فطرت

معلوم شد که انسان دارای شناختی فطری و گرایشی فطری به سوی خداوند است. مهم ترین مبنای ایشان در باب گرایش فطری به خداوند، «حرکت جوهری» است. استعدادهای فطری انسان همان گونه که از اسم آنها روشن است، اموری بالقوه اند و به


1- (1) . مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص125.
2- (2) . مرتضی مطهری، توحید، 32.
3- (3) . مرتضی مطهری، امدادهای غیبی در زندگی بشر، ص34.
4- (4) . توحید، 33.
5- (5) . فلسفه اخلاق، 122.
6- (6) . فطرت، 42.
7- (7) . امدادهای غیبی در زندگی بشر، ص23 و24.
8- (8) . مرتضی مطهری، حق و باطل، ص18؛ فطرت، ص249.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه