معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه مرتضی مطهری و آلوین پلنتینگا صفحه 209

صفحه 209

دنبال یک سلسله حرکات جوهری، این خصلت های بالقوه در انسان جوانه می زند و رشد می کند. (1)

انسان به عنوان موجودی که در عالم ماده، وجود خود را آغاز می کند، نخست دارای نفس ناطقه بالقوه ای است که تدریجاً به فعلیت می رسد. (2) در به فعلیت رسیدن نفس ناطقه بالقوه، اختیار دارای نقش اساسی است، به گونه ای که انسان می تواند حتی بر ضد فطرت خود عمل کند و اگر این عمل متضاد فطرت متوالیاً تکرار شود، صورت باطنی موافق فطرت عوض می شود و اندک اندک تبدیل به صورت دیگری می گردد، که در این صورت با انسانی مسخ شده مواجه خواهیم بود. (3)

یکی دیگر از مهم ترین مبانی استاد مطهری در باب شناخت فطری خداوند، نظریه علیت به معنای صدرایی آن است. هر چند که استاد مطهری به این مبنا تصریحی نداشته اند اما در برخی از عبارت های ایشان می توان این مبنا را کشف کرد. به عنوان مثال در کتاب نقدی بر مارکسیسم، فطرت را به علت صوری انسان پیوند می زند و تفاوت علت صوری انسان را با دیگر علت های صوری در آن می داند که این علت صوری یک امر الهی است. (4)

خلاصه نظریه استاد مطهری درباره رابطه فطرت با شناخت خدا و گرایش به او عبارت است از:

- شناخت فطری انسان از خداوند به دلیل رابطه معلولیتش نسبت به خداوند است.

- گرایش فطری انسان به خداوند به دلیل وجود استعداد در او و به نحو حرکت جوهری به سوی خداوند است.

- بالفعل ساختن استعدادهای فطری در انسان، به دست خود او و از طریق انتخاب آگاهانه است و به همین علت ممکن است انسان فعلیتی ضد فعلیت خود را دارا شود و به انسانی مسخ شده تبدیل شود.

- عوامل رفتاری و اجتماعی در بروز فعلیت صحیح انسانی یا حصول فعلیت متضاد با انسانیت واقعی نقش محوری دارند. در این میان گناه و طاعت به عنوان عوامل رفتاری


1- (1) . مرتضی مطهری، جامعه و تاریخ، ص105.
2- (2) . همان، 105.
3- (3) . مسئله شناخت، 241؛ انسان در قرآن، پاورقی، ص67.
4- (4) . مرتضی مطهری، نقدی بر مارکسیسم، ص78 و79.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه