عقل کلید گنج سعادت صفحه 248

صفحه 248

شیطان قرار می گیرد،از خجالت و شرم آب می شود و اصلا توان شنیدن دعوت گناه را ندارد، 26 چه رسد به این که آلوده به گناه شود.

نامه ای از حضرت یعقوب(علیه السلام)

وقتی پسران یعقوب پیامبر از سفر دوم خود به مصر به کنعان بازگشتند، حامل این خبر بودند که پسرت بنیامین در مصر دزدی کرد و ماموران عزیز مصر متاع خود را در بار او پیدا کردند.ما بارهایمان را بسته بودیم که ماموران عزیز آمدند و به ما گفتند:

«إِنَّکُمْ لَسارِقُونَ» . 27

شما دزدید.

بعد،دستور دادند بارمان را باز کنیم و وقتی این کار را کردیم متاع آنان در بار بنیامین یافت شد.آن ها هم او را دستگیر کردند و به حبس بردند.

حضرت یعقوب،علیه السلام،پس از شنیدن این سخنان قلم و کاغذی طلبید و شروع به نوشتن این نامه کرد که در عین متانت،گوهر حیا در آن می درخشد.او بعد از ذکر نام خدا نوشت:

عزیز مصر،کسی که این نامه را به تو می نویسد بنده خدا یعقوب،پسر اسحاق و نوه ابراهیم خلیل است... .ما خاندان نبوتیم و خاندان نبوت مظهر پاکی،صداقت،درستی،کرامت،و انسانیت اند.پیش از این ها،مرا فرزندی بود که نور دیده و میوه قلب و محبوب ترین کس در دنیایم محسوب می شد.روزی،با برادرانش به صحرا شد و خبر آوردند که گرگ او را دریده است.از این خبر پشتم شکست و از فرط گریه دیدگانم نابینا شد.پس از او،برادرش انیس شب و روز من بود تا این که با برادرانش به ملک تو آمد تا طعامی برای خاندان خود فراهم سازد.و او همان است که تو به جرم سرقتش بازداشته ای و در حبس گذارده ای و به بندگی برداشته ای.ای عزیز مصر،دامان خاندان ما از ارتکاب سرقت و اتیان فحشا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه