عقل کلید گنج سعادت صفحه 365

صفحه 365

من آیید.گفت:ای سران و اشراف،در کارم به من نظر دهید تا شما نزد من حضور داشتید،من بدون شما فیصله دهنده کاری نبوده ام.گفتند:ما دارای قدرت و مالک وسایل رزمی سختی هستیم،پس بنگر چه فرمان می دهی؟گفت:همانا پادشاهان هنگامی که با ابزار،ادوات جنگی و سپاهی رزمی وارد شهری می شوند،آن را تباه می کنند و عزیزان اهلش را به ذلت و خواری می نشانند و آنان همواره چنین می کنند!من به سوی آنان هدیه ای قابل توجه می فرستم،پس با تأمل می نگرم که فرستادگان با چه پاسخی بر می گردند؟هنگامی که فرستاده ملکه سبا نزد سلیمان آمد،سلیمان گفت:آیا مرا با مالی اندک و ناچیز یاری می دهید؟آنچه خدا،از نبوّت و حکومت و ثروت به من عطا کرده،بهتر است از آنچه به شما داده.هدیه شما برای من شادی آور نیست،این شمایید که با هدیه خود شادمانی می کنید.به سوی آنان بازگرد که ما حتما با سپاهیانی به سوی آنان خواهیم آمد که قدرت رویارویی با آن را ندارند،و آنان را در حالی که در آن منطقه حقیر و بی ارزش شده اند،با خواری و ذلت از آن جا بیرون می کنیم.

وقتی حضرت سلیمان،علیه السلام،از وضع قوم سبا باخبر شد،رو به بزرگان بارگاه خود کرد.تعبیر قرآن مجید در این جا خیلی زیباست و نشان می دهد که حضرت سلیمان،علیه السلام،افرادی را دور خود جمع کرده بود که افراد متشخصی بودند.افراد بی ارزش،بی شخصیت، کم شعور،پست،نفهم،بی ربط و پوچ نبودند؛چون حکومت با کمک این افراد حکومتی صد درصد ظالمانه است و جامعه از آن حکومت مرتب شلاق خواهد خورد؛هم شلاق اقتصادی،هم شلاق فرهنگی،و هم شلاق سیاسی.از واژه ای که پروردگار عالم در این آیه استفاده کرده است معلوم می شود که اطرافیان سلیمان نبی انسان های بزرگوار و آدم هایی متشخص،شریف و بزرگوار بوده اند و این نکته درس و راهنمایی مهمی است برای همه مردم،از بازاری ها و اداری ها گرفته تا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه