عقل کلید گنج سعادت صفحه 378

صفحه 378

«قالَ هذا فِراقُ بَیْنِی وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً» . 27

گفت:ای موسی،اکنون زمانی جدایی میان من و توست؛حال،تو را به تفسیر و علت آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی،آگاه می کنم.

پیامبر اکرم،صلی اللّه علیه و آله،می فرمایند:وقتی خضر و موسی می خواستند از هم جدا شوند،در کنار دریا،پرنده ای به اندازه یک گنجشک آمد و با نوک خود مقداری آب برداشت و بالا رفت.بعد،نوک خود را تکان داد و آب را به دریا برگرداند،آن گاه،جبرئیل آمد و به خضر،علیه السلام،گفت:می دانی معنی کاری که این پرنده کرد چیست؟ گفت:خیر،نمی دانم؟

واقعا زنده باد انسانی که وقتی چیزی را نمی داند می گوید:نمی دانم و هیچ ترسی هم ندارد از این که آبرویش می رود و در نظر مردم کوچک می شود.نقل است که واعظی روی پله اول منبر نشسته بود تا سخن بگوید.مردم گفتند:آقا،چند پله بالاتر بروید!گفت:و اللّه،من به اندازه علمم عمل کردم و اگر بخواهم به اندازه جهلم بالا بروم،باید روی عرش بنشینم!راست هم گفت،چون ندانسته های ما بی نهایت و دانسته هایمان انگشت شمار است و خیلی کم می دانیم.به فرموده قرآن:

«وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّ قَلِیلاً». 28

و از دانش و علم جز اندکی به شما داده نشده است.

سپس،جبرئیل به موسی،علیه السلام،گفت:معنای کار این پرنده چیست؟گفت:نمی دانم!جبرئیل گفت:خدا مرا فرستاده تا به شما بگویم خداوند در آینده آخرین پیغمبر و وصی بلافصلش علی،علیه السلام،را خواهد فرستاد.دانش آن دو به اندازه این دریا و دانش شما دو نفر،روی هم،به اندازه این قطره است. 29

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه