عقل کلید گنج سعادت صفحه 406

صفحه 406

-در صنف تعمیرکاران اتومبیل های بزرگ،یکی از تعمیرکاران به تنهایی توانست بیش از پانصد رانندۀ عرق خور و بی نماز را نمازخوان کند و به مکه بفرستد.روش او این بود که وقتی شخص بدکاری تریلی خود را می آورد و برای مثال می گفت:

فنرهایش خراب است،او جواب می داد:تعمیر آن ده روز طول می کشد.از این ده روز،شش روز را باید خودت برای کمک به این جا بیایی.او،در این شش روز،به راننده غذا و چای می داد و در ارتباط نزدیک با او قرار می گرفت و،در نهایت،حقایق را برای او بیان و دلش را نرم می کرد.

-صاحب یک نانوایی،هر روز صبح،از همۀ کارگرها زودتر به مغازه می آمد و به خمیرگیر و چانه گیر و...می گفت:پول اضافه به شما می دهم،فقط شما را به خدا،وضو بگیرید و به کار مشغول شوید،چون مردم می خواهند بعد از خوردن این نان،نماز بخوانند و شب عروسی اولاددار شوند.بگذارید از نانی که با وضو پخته شده بخورند!

-در تهران،معماری سراغ داشتم که اول صبح،بنّا و کارگرهایش را جمع می کرد و می گفت:این آجر و خاک و گچ از اموال صاحب این خانه است،مواظب باشید مال مردم تلف نشود.از جمله،به بنّا می گفت:آجر سالم برای گذاشتن در دیوار نشکن،از آجرهای شکسته استفاده کن!اگر آجر درست را بشکنی،در قیامت باید خودت جوابش را بدهی!

-روزگاری،با یک حمّال و باربر دوست بودم.روزی،اطرافیان جمع شدند و دختر بیست ساله ای را برای او در نظر گرفتند و گفتند:برو دختر را ببین،ما خرج عروسی ات را می دهیم.اما او

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه