عقل کلید گنج سعادت صفحه 425

صفحه 425

ایشان فرمود:تصمیم دارم به بازدید یکی از خوبان قم بروم،شما هم بلند شوید برویم.قبول کردیم و همراه ایشان به منزل آن دوست رفتیم.آقا شیخ عبد الکریم،در میان میوه های گوناگون،علاقۀ خاصی به انگور داشت؛اما وقتی خدمتکار این منزل برای ما و ایشان انگور تهیه کرد و گفت:میل کنید،ایشان فرمود:میل ندارم!ایشان از آب و شربت میل کردند،ولی انگور نخوردند.وقتی بیرون آمدیم و خداحافظی کردیم،به ایشان گفتم:آقا،مگر شما به انگور علاقه مند نیستید؟فرمود:چرا!گفتم:

پس چه شد،در خانۀ این دوست،به انگور تمایل نشان ندادید؟فرمود:

صاحب خانه ایرادی نداشت،ولی در انگور ایراد بود.گفتم:ایراد انگور چه بود؟فرمود:هرگاه می خواهم به سمت لقمه ای که از نظر خدا حلال نیست دست دراز کنم،حالت تهوع به من دست می دهد،اختیاری نیست،خدا نمی گذارد لقمۀ حرام بخورم.وقتی من این مطلب را شنیدم، خداحافظی کردم و پیش صاحب خانه رفتم و گفتم:آقا،شیخ عبد الکریم عاشق انگور است،اما انگور خانۀ تو را نخورد.آیا انگور شما عیب داشت؟گفت:نمی دانم!فورا،خدمتکار را صدا زد و به او گفت:این انگور را از کدام کنده ها چیدی؟برویم آن کنده را در آوریم و آتش بزنیم.

خدمتکار گفت:و اللّه،وقتی آقا شیخ عبد الکریم تشریف آورده بودند، کنده های حیاط انگور شیرین و رسیده نداشت،بنابراین به باغ آن طرفی رفتم و از آن جا انگور چیدم.

متأسفانه،الان برخی از مردم به حرام خوری های مختلف خو گرفته اند و از خوردن لقمۀ حرام دچار استفراغ نمی شوند،هضم هم می کنند و خوشمزه هم می یابند.چرا سفره ها این گونه شده است؟چه تعداد کاسب داریم که با رئیس بانک ها تبانی می کنند و فهرست خرید صوری مثلا ده میلیون تومانی به بانک ها می برند و می گویند:من این جنس را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه