- مقدمه 1
- اشاره 1
- ويژگي هاي خاستگاه اسلام 1
- عصر رسالت 1
- فقدان دولت مركزي 2
- دين 2
- اقتصاد و تجارت 2
- تمدن بشري 2
- پراكندگي جمعيت 2
- غار حراء، ميعادگاه پيامبر 3
- آغاز بعثت 3
- تاريخ بعثت 3
- به سوي خانه 3
- بعثت 3
- فرهنگ و عادت 3
- اولين گروندگان 4
- آغاز دعوت 4
- جهان در عصر بعثت 4
- انقطاع وحي 4
- نزول تدريجي وحي 4
- دعوت همگاني 5
- دعوت خويشاوندان 5
- اشاره 5
- دوران تبليغ و مقاومت 5
- مراحل تبليغ 5
- شيوه هاي تبليغ 6
- استفاده از فرصت ها 6
- برخوردهاي سازنده 6
- حفظ نيروهاي مؤمن 6
- شيوه هاي مبارزه مشركان با پيامبر و يارانش 7
- آزار پيامبر 7
- تهمت هاي ناروا 7
- شكنجه و آزار ياران پيامبر 7
- شكايت از پيامبر و تطميع 7
- مفهوم هجرت 8
- محاصره اقتصادي 8
- مبارزه با قرآن 8
- نقشه قتل پيامبر 8
- هجرت به مدينه 8
- هجرت به مدينه 9
- زمينه ها 9
- اهميت هجرت در اسلام 9
- مراحل هجرت 9
- تنظيم قرارداد سياسي 10
- هجرت مبداء تاريخ اسلام 10
- آثار هجرت 10
- بناي مسجد و اقامه نماز جمعه 10
- اقدامات پيامبر در مدينه 10
- تأمين منابع مالي حكومت 11
- تشريع جهاد 11
- رويارويي با توطئه گران داخلي 11
- انعقاد پيمان برادري بين مسلمانان 11
- ايجاد مقدمات سيستم اداري 11
- يهوديان 12
- اشاره 12
- در تنگنا قرار دادن مسلمانان 12
- تبليغ عليه پيامبر 12
- القاي شك 12
- واكنش پيامبر 13
- آتش افروزي 13
- بيرون راندن بني نضير و بني قينقاع از مدينه 13
- جنگ با بني قريظه 13
- ايجاد تفرقه در امت اسلامي 14
- منافقان 14
- واكنش رسول اكرم 14
- كارشكني در جنگ ها 14
- جنگ خيبر 14
- مهم ترين اقدام سياسي 15
- گسترش اسلام در خارج از مرزهاي حجاز 15
- سبك نامه هاي پيامبر 15
- هدف پيامبر از مكاتبه با سران كشورها 15
- اشاره 15
- پاسخ مقوقس 16
- پاسخ خسرو پرويز 16
- پاسخ قيصر روم 16
- واكنش سران كشورها 16
- پاسخ نجاشي 16
- جنگ موته 17
- جنگ هاي برون مرزي 17
- جنگ تبوك 17
- اشاره 17
- آخرين رسالت 17
- پيامبر و جانشيني علي قبل از واقعه غدير 18
- جانشيني علي و كامل شدن دين 18
- سپاه اسامه 18
- مراسم جانشيني 18
- واقعه غدير خم 18
- سخني كه ناگفته ماند 19
- پاورقي 19
يهوديان در اين راستا از پرداخت وام ها و امانت هاي مسلمانان خودداري كردند و چنين استدلال كردند كه آن حقوق مربوط به پيش از اسلام است و با وارد شدن مردم به دين جديد حقوق آنان از ميان رفته است. البته قرآن اين نظر را مردود مي داند.همچنين مسلمانان در آغاز ورود به مدينه در فشار مالي بودند و نياز به كمك داشتند. از اين رو از يهوديان تقاضاي وام كردند، امّا آنان از پرداختش خودداري كرده به طعنه مي گفتند: خداي شما نيازمند به كمك ما شد! [66] .
آتش افروزي
يهوديان مشركان مكّه را به پايداري بر شرك و بت پرستي تشويق كرده و به ايشان مي گفتند: آيين شما از آيين محمّد بهتر است و شما هدايت يافته تر از او و پيروانش هستيد. [67] .پس از آنكه يهود (بني نضير) به خاطر خيانت از مدينه اخراج شدند، سران آنان نزد ابوسفيان رفته از او خواستند با پيامبر وارد جنگ شود و همكاري خود را با قريش اعلام كردند. حتي يك سال محصول خرماي خيبر را به آنها وعده دادند. [68] با تلاش همين آتش افروزان بود كه جبهه ضد اسلام با ده هزار جنگجو تحت فرماندهي ابو سفيان تشكيل شد و منجر به نبرد (احزاب) گشت.ايجاد اختلاف بين مسلمانان و برانگيختن كينه هاي عصر جاهليت، جاسوسي به نفع مشركان، كتمان حقايق و گمراه كردن مردم و مهم تر از همه توطئه قتل پيامبر اكرم (ص) از ديگر شيوه ها و كارشكني هاي يهوديان عليه پيامبر و دين اسلام بود.
واكنش پيامبر
اشاره
پيامبر اكرم كه مظهر رحمت خداوند بود، تبليغات يهود را با سخنان منطقي و آيات قرآن پاسخ مي داد و در صدد بود تا آنان را به راه راست هدايت كند ولي وقتي با پيمان شكني آنان مواجه شد ديگر ملايمت را جايز ندانست و تصميم گرفت اين عناصر توطئه گر و مزاحم داخلي را از ساحت مقدس جامعه اسلامي حذف كند لذا به اقدامات زير دست زد:
بيرون راندن بني نضير و بني قينقاع از مدينه
پيامبر اكرم (ص) ابتدا متوجّه يهود (بني قينقاع) كه متعرض يكي از زن هاي مسلمان شده بودند شد و بعد از پانزده روز محاصره آنان، سرانجام قرار بر اين شد كه آنان اموالشان را بگذارند و از مدينه كوچ كنند. [69] .همچنين وقتي يهود بني نضير نقشه قتل پيامبر را كشيدند، رسول خدا(ص) به آنان پيغام داد كه از مدينه خارج شوند و به آنان ده روز مهلت داد ولي يهوديان بر اثر غرور و وعده همكاري منافقان مقاومت كرده آماده جنگ شدند. سرانجام نيروهاي اسلام قلعه هاي آنان را محاصره كرده و پس از اندكي مقاومت مجبور شدند به اندازه بار شترانشان از اموال خود، به جز اسلحه، بردارند و مدينه را ترك گويند. [70] .
جنگ با بني قريظه
خيانت يهود (بني قريظه) و همدستي آنان با قريش در جنگ احزاب، پيامبر(ص) را بر آن داشت تا بي درنگ پس از اين جنگ، نيروهاي اسلام را به دژهاي يهود برد و سزاي خائنان را بدهد.آنان پس از محاصره قلعه ها و رعب و وحشتي كه در دلشان افتاد، تسليم شدند و به داوري سعد بن معاذ، هم پيمان خودشان در عصر جاهلي تن دادند. او نيز حكم كرد كه مردهايشان كشته شوند و زن ها و اموالشان و خانه هايشان به غنيمت گرفته شود. پيامبر هم اين حكم را تاءييد كرده و آن را الهي دانست. [71] .