- نوجواني و جواني 1
- زندگينامه 1
- احاديث 1
- زيارتنامه حضرت رسول الله 1
- نخستين مسلمانان 2
- يادي از پيمان جوانمردان يا حلف الفضول 2
- دعوت از خويشان و نزديكان 2
- ازدواج محمد 2
- آغاز بعثت 2
- آزار مخالفان 3
- روش بت پرستان با محمد 3
- استقامت پيامبر 3
- دعوت عمومي 3
- نخستين مسلمين 3
- انتشار اسلام در يثرب (مدينه) 4
- محاصره اقتصادي 4
- مهاجرت به حبشه 4
- سفر به طائف 4
- معراج 4
- جنگها يا غزوههاي پيغمبر 5
- هجرت به مدينه 5
- ورود به مدينه 5
- اهميت هجرت 5
- نخستين گام 5
- سال ششم هجرت - صلح حديبيه 6
- جنگ احد 6
- تغيير قبله 6
- غزوه بدر 6
- غزوه خندق يا (احزاب) 6
- حجة الوداع آخرين سفر پيامبر به مكه 7
- فوت فرزند دلبند پيامبر 7
- نامههاي رسول مكرم به پادشاهان 7
- جنگ خيبر 7
- فتح مكه 7
- عترت يا اهل بيت 8
- قرآن و عترت 8
- زنان پيامبر 8
- قرآن 8
- در صحنه غدير خم 8
- عترت در يك نگاه 9
- رفتار و خلق و خوي پيامبر 9
احاديث
1. نشان منافق سه چيز است:1 - سخن به دروغ بگويد.2 - از وعده تخلف كند.3 - در امانت خيانت نمايد.(صحيح مسلم، كتاب الايمان، ح 89)2. منفورترين چيزهاي حلال در پيش خدا طلاق است.(سنن ابي داود، كتاب الظلاق، ح 1863)3. فرزند آدم وقتي تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت يك روز خويش را داري، جهانگر مباش.(كنز العمال، ج 3، ص 782، ح 8740)4. فرزند آدم، آنچه حاجت تو را رفع كند در دسترس خود داري و در پي آنچه تو را به طغيان واميدارد روز ميگذاري، به اندك قناعت نميكني و از بسيار سير نميشوي.(كنز العمال، ج 3، ص 782، ح 8740)5. از نفرين مظلوم بپرهيز زيرا وي به دعا حق خويش را از خدا ميخواهد و خدا حق را از حق دار دريغ نميدارد.(كنز العمال، ج 3، ص 507، ح 7650)6. از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهيزيد كه مايه ويراني است.(كنز العمال، ج 15، ص 405، ح 41575)7. از فراست مؤمن بترسيد كه چيزها را با نور خدا مينگرد.(سنن ترمذي، كتاب تفسير القرآن، ح 3052)8. از دنيا بپرهيزيد، قسم به آن كس كه جان من در كف اوست كه دنيا از هاروت و ماروت ساحرتر است.(كنز العمال، ج 3، ص 182، ح 6063)9. از نفرين مظلوم بترسيد كه چون شعله آتش بر آسمان ميرود.(كنز العمال، ج 3، ص 50.، ح 7601)10. دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر ميدهد: تعدي، و ناسپاسي پدر و مادر.(كنز العمال، ج 16، ص 462، ح 45458)11. هر كس از شما در خوردن قسم جديتر است به جهنم نزديكتر است.(كنز العمال، ج 11، ص 7، ح 30390)12. در طلب دنيا معتدل باشيد و حرص نزنيد، زيرا به هر كس هر چه قسمت اوست ميرسد.(سنن ابن ماجه، كتاب التجارات، ح 2133)13. بهترين كارها در نزد خدا نماز به وقت است، آنگاه نيكي به پدر و مادر، آنگاه جنگ در راه خدا.(كنز العمال، ج 7، ص 285، ح 18897)14. محبوبترين بندگان در پيش خدا پرهيزگاران گمنامند.(كنز العمال، ج 3، ص 153، ح 5929)15. محبوبترين كارها در پيش خدا كاريست كه دوام آن بيشتر است، اگر چه اندك باشد.(صحيح مسلم، كتاب صلاة المسافرين و قصرها، ح 1305)16. بهترين كارها در پيش خدا آن است كه بينوايي را سير كنند، يا قرض او را بپردازند يا زحمتي را از او دفع نمايند.(كنز العمال، ج 6، ص 342، ح 15958)17. بهترين كارها در پيش خدا نگهداري زبان است.(كنز العمال، ج 3، ص 551، ح 7851)18. بهترين جهادها در پيش خدا سخن حقي است كه به پيشواي ستمكار گويند.(مسند احمد، باقي مسند الانصار، ح 21137)19. بهترين غذاها در پيش خدا آن است كه گروهي بسيار بر آن بنشيند.(كنز العمال، ج 15، ص 233، ح 40716)20. بهترين بازيها در پيش خدا اسب دواني و تيراندازي است.(كنز العمال، ج 4، ص 344، ح 10812)21. خداوند بندهاي را كه به هنگام خريد و هنگام فروش و هنگام دريافت سهلانگار است دوست دارد.(نهج الفصاحه، ص 15، ح 85)22. از جمله بندگان آن كس پيش خدا محبوبتر است كه براي بندگان سودمندتر است.(نهج الفصاحه، ص 15، ح 86)23. بر چهره ستايشگران، خاك بيفشانيد.(كنز العمال، ج 3، ص 574، ح 7960)24. آنكه در فروبردن خشم از ديگران بيشتر است، از همه كس دورانديشتر است.(نهج الفصاحه، ص 17، ح 95)25. مردم را از معاشرانشان بشناسيد، زيرا كند هم جنس با هم جنس پرواز.(نهج الفصاحه، ص 19، ح 106)26. بر امت خويش بيش از هر چيز از هوس و آرزوي دراز بيم دارم.(كنز العمال، ج 3، ص 490، ح 7553)27. خدا را بخوانيد و به اجابت دعاي خود يقين داشته باشيد و بدانيد كه خداوند دعا را از قلب غافل بيخبر نميپذيرد.(كنز العمال، ج 2، ص 72، ح 3176)28. از مردم جهنم آنكه عذابش از همه آسانتر است دو كفش آتشين بپا دارد كه مغز وي از حرارت كفشهايش به جوش ميآيد.(كنز العمال، ج 14، ص 527، ح 39507)29. آسانترين كششهاي مرگ مانند صد ضربت شمشير است.(كنز العمال، ج 15، ص 569، ح 42208)30. اگر يكي از شما به كار قضاوت ميان مسلمانان دچار شود بايد به هنگام غضب از قضاوت خودداري كند و ميان ارباب دعوا در نگاه و نشيمنگاه و اشاره تفاوتي نگذارد.(كنز العمال، ج 6، ص 102، ح 15034)31. كسي كه خلق و دين وي مايه رضايت است به خواستگاري ميآيد به وي زن بدهيد وقتي و اگر چنين نكنيد فتنه و فساد در زمين فراوان خواهد شد.(كنز العمال، ج 16، ص 317، ح 44695)32. وقتي خداوند بندهاي را دوست دارد، دنيا را از او منع ميكند چنانكه شما مريض خويش را از نوشيدن آب منع ميكنيد.(كنز العمال، ج 6، ص 471، ح 16595)33.وقتي خداوند براي بندهاي نيكي خواهد، وي را در كار دين دانا و به دنيا بياعتنا سازد و عيوب وي را بدو بنماياند.(كنز العمال، ج 10، ص 137، ح 28689)34. وقتي خواستي كاري را انجام دهي، تأمل كن تا خدا راه آن را به تو نشان دهد.(كنز العمال، ج 3، ص 99، ح 5677)35. وقتي در كاري تصميم ميگيري، در نتيجه آن بينديش اگر نتيجه نيك است آن كار را انجام بده و اگر بد است از آن در گذر.(كنز العمال، ج 3، ص 99، ح 5676)36. وقتي ميخواهي عيوب ديگران را ياد كني، عيوب خويش را بياد آر.(كنز العمال، ج 3، ص 586، ح 8027)37. وقتي يكي از شما كسي را مزدور ميكند، مزدش را به او بگويد.(كنز العمال، ج 3، ص 906، ح 9124)38. وقتي خدا به يكي از شما چيزي داد، در صرف آن از خود و كسان خود آغاز كند.(صحيح مسلم، كتاب الاماره، ح 3398)39. وقتي كسي در نماز پيشواي مردم شد، نماز را سبك گيرد كه درميان كسان كوچك و بزرگ و بيمار و ناتوان هست، پس هر وقت براي خود نماز گذارد هر چه خواهد طول دهد.(صحيح مسلم، كتاب الصلاة، ح 714)40. وقتي مرگ طالب علم فرا رسد، شهيد ميميرد.(كنز العمال، ج 10، ص 137، ح 28693)41 وقتي بنده از خدا بترسد، خداوند همه چيز را از او بترساند، و اگر از خدا نترسد خداوند او را از همه چيز بترساند.(كنز العمال، ج 3، ص 149، ح 5915)42 اگر كسي زني را خواستگاري كرد و موي خود را رنگ ميبندد بايد بدو خبر دهد كه موي خود را رنگ ميبندد، يعني پيري خود را نبايد مخفي كند.(كنز العمال، ج 16، ص 291، ح 44529)43. وقتي ميهماني بر كسان در آيد روزي خود را همراه ميآورد و وقتي بيرون رود با آمرزش گناهان آنها بيرون رود.(كنز العمال، ج 9، ص 242، ح 25836)44. اگر از كار نيك خود خوشحال و از كار بد خود دلگير ميشوي، مؤمن هستي.(مسند احمد، باقي مسند الانصار، ح 21145)45. هر كس كاري كه ميكند بايد آن را خوب انجام دهد.(نهج الفصاحه، ص 43، ح 221)46. وقتي خشمگين شدي، خاموش باش.(مسند احمد، مسند بني هاشم، ح 2425)47. وقتي زني به شوهر خود گويد هرگز از تو خيري نديدم، اعمال نيكش بياثر ميشود.(نهج الفصاحه، ص 44، ح 226)48. وقتي بندهاي در عمل كوتاهي كند، خداوند او را به غم مبتلا سازد.(كنز العمال، ج 3، ص 328، ح 6788)49. وقتي بندهاي بميرد مردم گويند چه به جاي گذاشت و فرشتگان گويند چه همراه آورد.(نهج الفصاحه، ص 47، ح 242)50. وقتي در انجمني كه تو هستي درباره مردي بد ميگويند آن مرد را ياري كن و آن گروه را از بدگويي بازدار و از آنجا برخيز.(كنز العمال، ج 3، ص 586، ح 8028)51. تيراندازي و سواركاري كنيد. و تيراندازي شما را بيشتر از سواركاريتان دوست دارم. هر چيزي كه مرد بدان سرگرم شود بيهوده است، جز آنكه مردي با كمان خود تير اندازد يا اسب خود را تربيت كند يا با زن خود بازي كند، همه اينها حق است. و هر كس تيراندازي آموزد و آن را فراموش كند، حق آنچه را ياد گرفته ادا نكرده است.(مسند احمد، مسند الشاميين، ح 16662)52. به وسيله پردهپوشي بر انجام كارهاي خود ياري جوييد، زيرا هر كه نعمتي دارد محسود كسان است.(كنز العمال، ج 6، ص 517، ح 1680.)53. از مردم بينياز باشيد و يك قطعه چوپ مسواك هم ازآنها نخواهيد.(كنز العمال، ج 3، ص 403، ح 7156)54. استوارترين كارها سه چيز است: ياد خداوند در همه حال، و رعايت انصاف بر ضرر خويش، و تقسيم مال با برادر ديني.(نهج الفصاحه، ص 57، ح 290)55. دعايي كه غايبي براي غايبي ديگر كند، از همه دعاها زودتر مستجاب ميشود.(سنن ابي داود، كتاب الصلاة، ح 1312)56. شجاعترين مردم آن كس است كه بر هوس خويش تسلط يابد.(نهح الفصاحه، ص 58، ح 299)57. روز رستاخيز عذاب دانشمندي كه از دانش خود بهره نميبرد از همه مردم سختتر است.(كنز العمال، ج 10، ص 187، ح 28977)58. دو كس در روز رستاخيز از همه مردم بيشتر حسرت ميخورند: يكي مردي كه در دنيا براي طلب دانش فرصت داشته ولي به جستجوي آن برنخاسته است و ديگر مردي كه دانشي به ديگري آموخته و شاگرد وي از آن بهرهمند شده ولي او بيبهره مانده است.(كنز العمال، ج 10، ص 138، ح 28696)59. از همه بدبختان بدبختتر كسي است كه فقر دنيا و عذاب آخرت را با هم دارد.(كنز العمال، ج 6، ص 492، ح 16683)60. همانا از همه مردم سپاسگزارتر خدايتعالي را، آن كس است كه بهتر سپاس مردم را ميگذارد.(مسند احمد، مسند الانصار، ح 20844)61. حوايج خويش را با عزت نفس بجوييد زيرا كارها جريان مقدر دارد، يعني با اصرار و خواهش تن به ذلت ندهيد.(كنز العمال، ج 6، ص 518، ح 16805)62. از گهواره تا گور دانش بجوييد.(نهج الفصاحه، ص 64، ح 327)63. قسم دروغ كالا را تلف كند و كسب را از ميان ببرد.(نهج الفصاحه، ص 648، ح 3226)64. به گدا چيزي بده گر چه بر اسب به نزد تو آيد، و مزد اجير را پيش از آنكه عرقش خشك شود بپردازيد.(كنز العمال، ج 3، ص 907، ح 9132)65. مؤمن از همه مردم گرفتارتر است، زيرا بايد به كار دنيا و آخرت هر دو برسد.(سنن ابن ماجه، كتاب التجارات، ح 2134)66. شوهر از همه كس بيشتر بر زن حق دارد و مادر از همه كس بيشتر بر مرد حق دارد.(كنز العمال، ج 16، ص 331، ح 44771)67. عاليقدر از همه مردم كسي است كه در آنچه بدو مربوط نيست و برايش فايده ندارد مداخله نكند.(نهج الفصاحه، ص 68، ح 355)68. عاقلتر از همه مردم كسي است كه با مردم بيشتر مدارا كند.(نهج الفصاحه، ص 69، ح 358)69. دانشمندتر از همه مردم كسي است كه دانش ديگران را به دانش خود بيفزايد.(نهح الفصاحه، ص 69، ح 360)70. عمرهاي امت من ميان شصت و هفتاد سال است.(سنن ابن ماجه، كتاب الزهد، ح 4226)71. فرزندان خود را در خوب شدن كمك كنيد، زيرا هر كه بخواهد ميتواند نافرماني را از فرزند خود بيرون آورد.(كنز العمال، ج 16، ص 457، ح 45419)72. پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت شمار: زندگي را پيش از مرگ، صحت را پيش از بيماري، فراغت را پيش از اشتغال، جواني را پيش از پيري و ثروت را پيش از نيازمندي.(كنز العمال، ج 15، ص 879، ح 43490)73. بهترين كارها آن است كه برادر مؤمن خويش را خوشحال سازي يا قرض او را بپردازي.(كنز العمال، ج 15، ص 823، ح 43269)74. بهترين كارها پس از ايمان به خدا دوستي با مردم است.(كنز العمال، ج 9، ص 5، ح 24653)75. بهترين كارها كسب حلال است.(كنز العمال، ج 4، ص، 4، ح 9194)76. بهترين كارها دوستي و دشمني در راه خداست.(سنن ابي داود، كتاب السنه، ح 3983)77. همانا بهترين جهاد سخن حقي است كه پيش پادشاه ستمكار گويند.(مسند احمد، باقي مسند المكثرين، ح 10716)78. بهترين جهاد آن است كه كسي روز آغاز كند و در انديشه ظلم كسي نباشد.(كنز العمال، ج 4، ص 307، ح 10636)79. بهترين پولها پولي است كه انسان براي نان خواران خود خرج ميكند.(سنن ترمذي، كتاب البر و الصله، ح 1889)80. بهترين صدقهها آن است كه هنگامي كه سالم و تنگدستي و اميد ثروت و بيم فقر داري صدقه بدهي، نه آن كه بگذاري تا وقتي جان به گلو رسيد بگويي: اين مال فلاني و اين مال فلاني، زيرا آنها متعلق به فلاني شده است.(كنز العمال، ج 6، ص 40.، ح 16251)81. همانا بهترين صدقهها آن است كه به خويشاوندي كه دشمن توست چيزي بدهي.(مسند احمد، باقي مسند الانصار، ح 22430)82.بهترين عبادت انتظار گشايش است.(سنن ترمذي، كتاب الدعوات، ح 3494)83. روز قيامت مركب دانشوران و خون شهيدان را همسنگ كنند و مركب دانشوران بر خون شهيدان مرجح شود.(نهج الفصاحه، ص 648، ح 3222)84. قرض كمتر گير تا آزاد باشي.(كنز العمال، ج 16، ص 21، ح 43756)85. گناه كمتر كن تا مرگ بر تو آسان شود.(كنز العمال، ج 16، ص 21، ح 43756)86. پيش توانگران كمتر رويد زيرا در اين صورت نعمتهاي خدا را خوار نخواهيد شمرد.(نهج الفصاحه، ص 82، ح 434)87. مقررات خدا را درباره بيگانه و خويش اجرا كنيد و در كار خدا به سخن كسان گوش مدهيد.(سنن ابن ماجه، كتاب الحدود، ح 2531)88. بيشتر گناهان فرزند آدم از زبان اوست.(كنز العمال، ج 3، ص 549، ح 7841)89. در روز رستاخيز از همه مردم گناه آن كس بيشتر است كه بيشتر از همه در چيزهايي كه بدو مربوط نيست سخن گويد.(كنز العمال، ج 3، ص 641، ح 8293)90. هر كه به دانش از ديگران پيشتر است، قيمتش بيشتر است.(نهج الفصاحه، ص 83، ح 442)91.بسيار دعا كن كه دعا قضا را دفع ميكند.(كنز العمال، ج 2، ص 63، ح 3120)92. ميخواهي تو را از بهترين گنجينه مرد خبر دهم؟ زن پارسا كه وقتي بدو نگرد مسرور شود، و هم اينكه بدو فرمان دهد اطاعت كند، و هنگام غيبت امانت او را محفوظ دارد.(سنن ابي داود، كتاب زكات، ح 1417)93.ميخواهيد شما را از چيزي كه بهتر از روزه و نماز و صدقه است خبر دهم؟ اصلاح ميان كسان، زيرا فساد ميان كسان مايه هلاك است.(سنن ترمذي، كتاب صفة القيامه، ح 2433)94. ميخواهيد شما را خبر دهم كه آتش بر چه كس حرام است؟ هر كس كه زودجوش و ملايم و آسانگير باشد.(سنن ترمذي، كتاب صفة القيامه، ح 2412)95.ميخواهيد شما را از زناني كه اهل بهشتند خبر دهم؟ زن وفاداري كه فرزند زياد آورد و زود آشتي كند و همينكه بدي كرد گويد اين دست من در دست توست، چشم بر هم نميگذارم تا از من راضي شوي.(كنز العمال، ج 15، ص 884، ح 43505)96. ميخواهيد شما را به آن كس كه از همه زورمندتر است رهبري كنم؟ آنكه هنگام خشم بهتر خود را نگاه ميدارد.(كنز العمال، ج 3، ص 520، ح 770.)97. بدانيد كه كار اهل بهشت مانند آن است كه از راه سختي بر تپه مرتفعي بالا روند، و كار اهل جهنم مانند آن است كه در سراشيب زمين همواري راه سپرند.(نهح الفصاحه، ص 90، ح 471)98. چه بسا ساعتي خوشي كه موجب رنج طولاني شده است.(كنز العمال، ج 15، ص 935، ح 43605)99. چه بسيار كسان كه هنگام شب براي نماز برميخيزند و از كار خود جز بيداري ثمري نميبرند، و چه بسيار كسان كه روزه ميگيرند و از روزه خويش جز گرسنگي و تشنگي سودي نميبرند.(نهج الفصاحه، ص 91، ح 474)10.كسي كه سخن حقي ميداند نبايد از بيم مردم از گفتن آن خودداري كند.(مسند احمد، باقي مسند المكثرين، ح 11404)101. به وسيله زناشويي روزي بجوييد.(كنز العمال، ج 16، ص 276، ح 44436)102. خداوندا مرا شاكر و صابر كن و مرا در چشم خويش خوار و در نظر مردم بزرگوار كن.(كنز العمال، ج 2، ص 187، ح 3675)103. تفريح كنيد و بازي كنيد، زيرا دوست ندارم كه در دين شما خشونتي ديده شود.(كنز العمال، ج 15، ص 212، ح 40616)104. اما بعد، اي مردم من بشري هستم كه نزديك است فرستاده خدا پيش من آيد و دعوت او را اجابت كنم، دو چيز سنگين ميان شما ميگذارم يكي كتاب خداوند كه در آن هدايت و نور است و هر كس بدان چنگ زند و آن را بگيرد قرين هدايت است و هر كس آن را رها كند گمراه ميشود، كتاب خدا را بگيريد و بدان چنگ زنيد، و خانواده من، در باره خانوادهام خدا را به ياد شما ميآورم. (كنز العمال، ج 1، ص 178، ح 898)105. منفورترين بندگان خدا در نزد وي شخص سركشي است كه در مال و فرزند مصيبت نديده است.(كنز العمال، ج 3، ص 285، ح 6578)106. درهاي بهشت زير سايه شمشيرهاست.(صحيح مسلم، كتاب الاماره، ح 3521)107. محبوبترين بندگان خدا بنزد وي كسي است كه با بندگان او دلسوزتر و مهربانتر باشد.(نهج الفصاحه، ص 115، ح 578)108. پشيمانتر از همه مردم در روز قيامت، مردي است كه آخرت خود را به دنياي ديگري فروخته است.(كنز العمال، ج 3، ص 510، ح 7660)109. بدبختترين بدبختان كسي است كه فقر دنيا و عذاب آخرت را با هم دارد.(كنز العمال، ج 6، ص 470، ح 16593)110. بهترين كسبها، كسب تجاري است كه به هنگام سخن دروغ نگويند و در امانت خيانت نكنند و به وعده وفا كنند و در پرداخت قرض خود تعلل نكنند و به هنگام فروش در ستايش جنس خود مبالغه نكنند و به هنگام خريد از جنس ديگران بد نگويند.(نهج الفصاحه، ص 119، ح 595)111. مردمي از بهشتيان به سوي گروهي از جهنميان نگران شوند و گويند براي چه به جهنم رفتيد؟ به خدا ما به كمك چيزهايي كه از شما آموختيم به بهشت درآمديم، جهنميان گويند: ما ميگفتيم ولي عمل نميكرديم.(كنز العمال، ج 10، ص 189، ح 28991)112. بعد از گناهان بزرگ كه خداوند از آن نهي كرده بزرگتر از همه گناهان آن است كه مردي بميرد و قرض داشته باشد و محلي براي پرداخت آن نگذارد.(سنن ابي داود، كتاب البيوع، ح 2901). ثواب نيكي با خويشاوندان را از همه كارهاي نيك زودتر ميدهند.(كنز العمال، ج 3، ص 363، ح 6956)114. بزرگترين گناهان در نظر خدا آن است كه مردي نانخور خود را سرگردان گذارد.(كنز العمال، ج 16، ص 284، ح 44489)115.بيشتر بهشتيان، افراد ساده و بينيرنگ هستند.(كنز العمال، ج 14، ص 467، ح 39283)116. مردم بيشتر از همه به واسطه دو چيز مجوف به جهنم ميروند: عورت و دهان.(مسند احمد، باقي مسند المكثرين، ح 9319)117. وقتي خداوند بر قومي خشمگين شود آنها را بر زمين فرو نبرد و مسخ نكند، قيمتهايشان گران شود و باران بر آنها كم بارد و اشرارشان زمام كارشان را بدست گيرند.(كنز العمال، ج 7، ص 833، ح 21597)118.خداوند بهشت را سفيد آفريده و سفيدي از همه رنگها پيش خدا محبوبتر است.(كنز العمال، ج 15، ص 30.، ح 41104)119. خداوند مرداني را كه مكرر زن بگيرند و زناني را كه مكرر شوهر كنند دوست ندارد.(كنز العمال، ج 9، ص 662، ح 27876)120. خداوند به خاطر مسلمان پارسا بلا را از صد خانه همسايه او دفع ميكند.(كنز العمال، ج 9، ص 5، ح 24654)121.خداوند جواني را كه جواني نميكند به ديده تحسين مينگرد.(مسند احمد، مسند الشاميين، ح 16731)122. خداوند كثافت و ژوليدگي را دشمن دارد.(كنز العمال، ج 6، ص 641، ح 17181)123.خداوند كسي را كه در زندگي بخيل باشد و هنگام مرگ بخشنده شود، دشمن دارد.(كنز العمال، ج 3، ص 447، ح 7376)124. خداوند دوست دارد كه وقتي يكي از شما كاري ميكند آن را كامل كند.(كنز العمال، ج 3، ص 907، ح 9128)125. خداوند ملايمت را در همه چيز دوست دارد.(صحيح بخاري، كتاب الادب، ح 5565)126. خداوند شخص آسانگير نرمخو را دوست دارد.(كنز العمال، ج 3، ص 3، ح 5139)127. خداوند دوست دارد كه ميان فرزندان خود حتي در بوسيدن آنها به عدالت رفتار كنيد.(كنز العمال، ج 16، ص 445، ح 45350)128. خداوند بنده پرهيزگار بينياز گمنام را دوست دارد.(صحيح مسلم، كتاب الزهد، ح 5266)129. خداوند از بنده ميپرسد كه فزوني دانش خود را كجا صرف كردهاي، همچنانكه از فزوني مال ميپرسد.(كنز العمال، ج 10، ص 188، ح 28983)130. خداوند روز رستاخيز بر بيسوادان چيزهايي را ميبخشد كه بر دانشمندان نميبخشد.(كنز العمال، ج 10، ص 188، ح 28984)131. خداوند گويد من ناظر گمان بنده خويشم، اگر گمان خوب به من برد خوبي بيند و اگرگمان بد برد بدي بيند.(كنز العمال، ج 3، ص 134، ح 5844)132. خداوند به وسيله صدقه هفتاد قسم مرگ بد را دفع ميكند.(كنز العمال، ج 6، ص 371، ح 16110)133.خداوند دوست دارد كارهايي را كه روا داشته انجام دهند، چنانكه دوست دارد از نافرماني او چشم بپوشند.(نهج الفصاحه، ص 163، ح 802)134.فرشتگان بالهاي خود را براي طالب علم پهن ميكنند، زيرا از آنچه ميجويد رضايت دارند.(سنن ترمذي، كتاب الدعوات، ح 3458)135. وقتي مرده را به خاك سپردند، صداي كفش كسان را كه از قبر وي باز ميگردند خواهد شنيد.(كنز العمال، ج 15، ص 60.، ح 42379)136. وقتي مردم ستمگر را ديدند و او را از ستم باز نداشتند، بيم آن ميرود كه خدا همه را به عذاب خود مبتلا كند.(سنن ترمذي، كتاب الفتن، ح 2094)137.بالاترين دستاويزهاي ايمان اين است كه كسي را براي خدا دوست داري و كسي را براي خدا دشمن داري.(مسند احمد، مسند الكوفيين، ح 17793)138.مؤمنان بايد از رنج يكديگر متألم شوند، چنانكه تن از رنج سر متأثر ميشود.(كنز العمال، ج 1، ص 145، ح 707)139. بدتر از همه مردم پيش خدا روز قيامت، كسي است كه مردم از شر او بترسند.(كنز العمال، ج 3، ص 502، ح 7613)140. بدتر از همه مردم پيش خدا روز قيامت، كسي است كه مردم از بيم بدزبانيش از او حذر كنند.(صحيح مسلم، كتاب البر و الصله، ح 4693)141. در مال به جز زكات حقي هست.(سنن ترمذي، كتاب الزكاة، ح 596)142. اگر از ترس خدا از چيزي درگذري، خداوند بهتر از آن را به تو خواهد داد.(مسند احمد، مسند البصريين، ح 19813)143. جواب نامه مانند جواب سلام لازم است.(كنز العمال، ج 10، ص 243، ح 29293)144. هر چيزي اساسي دارد و اساس اين دين دانش است و يك دانشمند براي شيطان از هزار عابد بدتر است.(نهج الفصاحه، ص 179، ح 890)145.خداوند فرشتهاي دارد كه هنگام نماز بانگ ميزند: آدمي زادگان برخيزيد و آتشهايي را كه بر خويشتن افروختهايد به نماز خاموش كنيد.(كنز العمال، ج 7، ص 281، ح 18881)146. از گناهان بزرگ اين است كه مال ديگري را بدون حق تصرف كنند.(كنز العمال، ج 15، ص 896، ح 43541)147.يكي از اقسام اسراف اين است كه هر چه ميخواهي بخوري.(سنن ابن ماجه، كتاب الاطعمه، ح 3343)148. از لوازم ايمان اين است كه براي خشنودي كسان، خدا را خشمگين نسازي و بر نعمتي كه خدا داده كسي را سپاس نگذاري و براي آن چه خدا نداده كسي را مذمت نكني كه روزي به آز حريصان فزوني نگيرد و به تنفر كسان نقصان نپذيرد.(نهج الفصاحه، ص 186، ح 921)149. همانا اين دين محكم است، پس به ملايمت در آن پيش برويد.(مسند احمد، باقي مسند المكثرين، ح 12579)150.اين دينار و درهم پيشينيان شما را هلاك كرد و شما را نيز هلاك خواهد كرد.(كنز العمال، ج 3، ص 191، ح 6107)151. دلها مانند آهن هنگام رسيدن آب به آن زنگ ميزند، گفتند: صيقل آن چيست؟ آن حضرت فرمود: زيادي ياد مرگ و خواندن قرآن.(كنز العمال، ج 15، ص 549، ح 42130)152. هلاك پيشينيان شما از آنجا بود كه دزد معتبر را رها ميكردند و دزد ضعيف را مجازات ميدادند.(صحيح مسلم، كتاب الحدود، ح 3196)153. من از آنچه نميدانيد نگراني ندارم، ولي بايد ديد آنچه را ميدانيد چگونه به كار ميبنديد.(كنز العمال، ج 10، ص 191، ح 290.3)154. آدمي زاد پير ميشود و دو چيز از او جوان ميشود: حرص مال و حرص عمر.(كنز العمال، ج 3، ص 490، ح 7557)155. هنگاميكه آيه تطهير (آيه 33 از سوره احزاب) در خانه ام سلمه بر پيامبر اكرم (ص) نازل شد آن حضرت، فاطمه زهرا (س) و حسن و حسين (ع) را خواندند. پس آنها را به عبايي پوشاندند در حاليكه علي (ع) هم پشت سر آن حضرت قرار داشت. پس او را هم به آن عبا پوشاند. سپس فرمود: بارالها ايشان اهل بيت منند، پس پليدي را از آنان ببر و آنها را پاك گردان. ام سلمه كه در همان نزديكي بود، سؤال كرد: يا رسول الله آيا من هم در زمره اهل بيت ميباشم؟ حضرت فرمودند: شما جايگاه مخصوص خود را داريد و شما در خير و سلامتي هستيد.(سنن ترمذي، كتاب تفسير القرآن، ح 3129)156.نخستين چيزي كه به حساب انسان ميرسند، نماز است.(سنن نسائي، كتاب تحريم الدم، ح 3926)157. حضرت مهدي (عج) از خاندان من و از فرزندان فاطمه (س) است.(سنن ابي داود، كتاب المهدي، ح 3735)158.قبل از برپايي قيامت، دنيا آكنده از ظلم و ستم خواهد شد، سپس مردي از خاندان من قيام نموده و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد.(مسند احمد، باقي مسند المكثرين، ح 10887)159. از قرض بپرهيزيد كه غم شب و ذلت روز است.(كنز العمال، ج 6، ص 232، ح 15483)160.از مدح كردن بپرهيزيد كه مانند سربريدن است.(مسند احمد، مسند الشاميين، ح 16299)161. از هوس بپرهيزيد كه هوس انسان را كر و كور ميكند.(كنز العمال، ج 3، ص 547، ح 7831)162. از سبزه مزبله بپرهيزيد، يعني از زن زيبا در خانواده بد.(كنز العمال، ج 16، ص 30.، ح 44587)163. از دوستي احمق بگريز، كه ميخواهد به تو نفع رساند ولي ضرر ميرساند.(كنز العمال، ج 16، ص 266، ح 44388)164. هيچ دردي بدتر از بخل نيست.(صحيح بخاري، كتاب فرض الخمس، ح 2904)165. هر زني كه بميرد و شوهرش از او خشنود باشد، به بهشت ميرود.(سنن ابن ماجه، كتاب النكاح، ح 1844)166. هر كس چيزي از كار مسلمانان را به دست گيرد و در كار آنها مانند كار خود دلسوزي نكند، بوي بهشت به او نخواهد رسيد.(كنز العمال، ج 6، ص 20، ح 14654)167. هر كس به قدر يك وجب زمين را به ناحق تصرف كند، روز رستاخيز خدا وادارش ميكند كه آن را تا عمق زمين هفتم بكند و طوق گردن كند تا رسيدگي ميان مردم به پايان رسد.(كنز العمال، ج 3، ص 502، ح 7617)168. هر جواني در آغاز جواني زن بگيرد، شيطان وي بانگ برآرد: واي بر او، دين خود را از دستبرد من محفوظ داشت.(كنز العمال، ج 16، ص 276، ح 44441)169. هر طفلي كه در طلب علم و عبادت بزرگ شود، خداوند ثواب هفتاد و دو صديق به او عطا كند.(كنز العمال، ج 10، ص 151، ح 28773)170. مردم (قابل اعتنا) دو كسند: عالم و علم آموز، و در غير آنها خيري نيست.(نهج الفصاحه، ص 634، ح 3145) 171. اي مردم هر چه از من براي شما نقل كردند و موافق قرآن است من گفتهام، و هر چه براي شما نقل كردند و مخالف قرآن است من نگفتهام.(نهج الفصاحه، ص 212، ح 1047)172. خواب دانشمند از عبادت عابد بهتر است.(نهج الفصاحه، ص 633، ح 3138)173. بامداد خود را با صدقه آغاز كنيد، زيرا بلا از صدقه نميگذرد.(كنز العمال، ج 6، ص 399، ح 16243)174. نيكي با پدر و مادر عمر را افزون كند، و دروغ روزي را كاهش دهد، و دعا قضا را دفع كند.(كنز العمال، ج 16، ص 466، ح 45475)175. خانهاي كه بچه در آن نيست، بركت در آن نيست.(كنز العمال، ج 16، ص 274، ح 44425)176. ميان بنده و بهشت هفت عقبه است كه آسانتر از همه مرگ است و سخت تر از همه توقف در پيشگاه خداست هنگامي كه ستم كشان دامن ستمگران را بگيرند.(كنز العمال، ج 3، ص 503، ح 7625)177. پرخوري دل را سخت ميكند.(نهج الفصاحه، ص 222، ح 1111)178. زمين، زمين خداست و بندگان، بندگان خدايند، هر جا نيكي به تو رسيد اقامت گير.(مسند احمد، مسند العشرة المبشرين بالجنه، ح 1346)179. براي نطفههاي خود جاي مناسب انتخاب كنيد، زيرا زنان نظير برادران و خواهران خود فرزند ميآورند.(كنز العمال، ج 16، ص 295، ح 44557)180. اي مردم دو چيز در ميان شما گذاشتم كه با وجود آنها گمراه نخواهيد شد: كتاب خدا و عترتم، يعني اهل بيتم را.(سنن ترمذي، كتاب المناقب، ح 3718)181. زن بگيريد كه زنان توانگري ميآورند.(كنز العمال، ج 16، ص 275، ح 44431)182. هر چه ميتوانيد از غم دنيا فارغ مانيد، زيرا هر كه غم جهان بيشتر خورد خداوند به تشتت و سردرگمي مبتلايش نمايد و فقر او را رو به رويش نهد، و هر كه غم آخرت بيشتر خورد خداوند كارش را به نظام آرد و بينيازي او را در دلش قرار دهد.(كنز العمال، ج 3، ص 184، ح 6077)183. در نعمتهاي خدا بينديشيد، اما در باره ذات خدا مينديشيد.(كنز العمال، ج 3، ص 106، ح 5707)184. به وسيله دشمني گناهكاران به خدا نزديك شويد و با آنها با چهرههاي عبوس ديدار كنيد و خشنودي خدا را در ناخشنودي آنها بجوييد و به وسيله دوري آنها به خدا تقرب جوييد.(كنز العمال، ج 3، ص 65، ح 5518)185. تاجر درستكار راستگوي مسلمان، روز رستاخيز با شهيدان است.(كنز العمال، ج 4، ص 7، ح 9216)186. اهمال شعار شيطان است كه آن را در دل مؤمنان افكند.(كنز العمال، ج 4، ص 213، ح 10208)187.توبه گناه اين است كه ديگر مرتكب آن نشوي.(كنز العمال، ج 4، ص 232، ح 10304)188. سه كسند كه خدا آنها را دوست ميدارد: 1 - كسي كه شب برخيزد و كتاب خدا را بخواند. 2 - كسي كه با دست راست خود صدقه دهد و آن را از دست چپ خود مخفي دارد. 3 - كسي كه با گروهي به جنگ رود و يارانش بگريزند و او به سوي دشمن رود.(كنز العمال، ج 15، ص 820، ح 43256)189. سه صفت است كه هر كه يكي از آنها در او نيست سگ بر او شرف دارد: تقوايي كه وي را از محرمات خدا مانع شود، يا حلمي كه به وسيله آن جهالت جاهلي را دفع نمايد، يا اخلاق نيكي كه به وسيله آن با مردم زندگي كند.(كنز العمال، ج 16، ص 27، ح 43878)190. بهشت زير قدم مادران است.(كنز العمال، ج 16، ص 461، ح 45439)191. فاطمه (س) پاره تن من است، پس هر كس او را به خشم آورد مرا خشمگين نموده است.(صحيح بخاري، كتاب المناقب، ح 3437)192. انتظار ستايش از مردم، چشم را كور و گوش را كر ميكند.(نهج الفصاحه، ص 283، ح 1341)193.از ام سلمه روايت شده است كه حضرت پيامبر (ص) حسن و حسين و علي و فاطمه را با عبايي پوشاند، سپس فرمود: بارالها اينان اهل بيت و خاصه من هستند، پليدي را از آنان ببر و آنها را پاك گردان. ام سلمه سؤال كرد: اي پيامبر خدا، آيا من هم با آنها هستم؟ حضرت فرمود: شما خير و سلامتي در پيش داريد. (سنن ترمذي، كتاب المناقب، ح 3806)194. واي بر آنكه نداند، و واي بر آنكه بداند و عمل نكند.(نهج الفصاحه، ص 643، ح 3193)195. حدي كه در زمين اجرا شود، براي زمينيان بهتر از آن است كه چهل روز باران ببارد.(سنن ابن ماجه، كتاب الحدود، ح 2529)196. يك شب نگهباني در راه خدا از هزار شب كه نماز خوانند و روز آن را روزه دارند بهتر است.(مسند احمد، مسند العشرة المبشرين بالجنه، ح 433)197. فرزندانتان را بر سه خصلت تربيت كنيد: دوستي پيامبرتان و دوستي اهلبيتش و تلاوت قرآن.(ينابيع الموده، ص 271)198. نگاه بد، تيري زهرآگين از تيرهاي شيطان است.(نهج الفصاحه، ص 636، ح 3159)199. مؤمني كه با مردم آميزش كند و بر آزارشان صبر كند، از مؤمني كه با مردم آميزش نكند و بر آزارشان صبر نكند، بهتر است.(سنن ابن ماجه، كتاب الفتن، ح 4022)20. زمستان، بهار مؤمن است.(مسند احمد، باقي مسند المكثرين، ح 11291)201. اموال خود را به وسيله زكات محفوظ داريد، و مريضان خود را با صدقه علاج كنيد، و براي جلوگيري از بلا به دعا متوسل شويد.(كنز العمال، ج 6، ص 293، ح 15759)202. محفوظات طفل نورس مانند نقشي است كه بر سنگ رقم زنند، و محفوظات مرد بزرگ مانند نوشته بر آب است.(كنز العمال، ج 1، ص 604، ح 2759)203. بهشت با ناملايمات قرين است، و جهنم با خواستنيها همراه است.(صحيح مسلم، كتاب الجنه، ح 5049)204. هر كه از آبروي برادر خويش دفاع كند، خدا روز قيامت آتش را از چهره وي باز ميدارد.(سنن ترمذي، كتاب البر و الصله، ح 1854)205. سپاس بر نعمت مايه امنيت از زوال آن است.(كنز العمال، ج 3، ص 255، ح 6421)206. كار را به تدبير بنگر، اگر در سرانجام آن خيري هست قدم بگذار، و اگر از عاقبت آن بيم داري دست نگهدار.(كنز العمال، ج 3، ص 380، ح 7045)207.دو خصلت است كه نيكتر از آن نيست: ايمان به خدا و سود رساندن به بندگان خدا.(نهج الفصاحة، ص 303، ح 1446)208. هر كه به نيكي راهبر شود، پاداش نكوكار دارد.(صحيح مسلم، كتاب الاماره، ح 3509)209. بهترين شما آن كس است كه ديدار او خدا را به ياد شما آرد، و سخنانش دانش شما را بيفزايد، و رفتارش شما را به آخرت راغب سازد.(كنز العمال، ج 1، ص 419، ح 1787)210. بهترين ذكرها آن است كه مخفي باشد، و بهترين روزيها آن است كه كافي باشد.(مسند احمد، مسند العشره، ح 1397)211.بهترين مهرها آن است كه سبكتر باشد.(كنز العمال، ج 16، ص 320، ح 44707)212. بهترين كسبها كسبي است كه كارگر با دست كند، اگر با دقت انجام گيرد.(مسند احمد، باقي مسند المكثرين، ح 8060)213. بهترين مردم كسي است كه براي مردم سودمندتر باشد.(كنز العمال، ج 1، ص 142، ح 679)214. مشورت حصار ندامت است و ايمني از ملامت.(نهج الفصاحه، ص 627، ح 3095)215. بهترين ازدواجها آن است كه آسانتر انجام گيرد.(سنن ابي داود، كتاب النكاح، ح 1808)216. بهترين برادران شما آن است كه عيوبتان را به شما آشكارا بگويد.(نهج الفصاحه، ص 316، ح 1509)217. بهترين جوانان شما آن است كه رفتار پيران پيش گيرد، و بدترين پيران شماآن است كه روش جوانان داشته باشد.(كنز العمال، ج 15، ص 776، ح 43058)218. بهترين شما كسي است كه براي زنان و دختران خود بهتر باشد.(كنز العمال، ج 16، ص 371، ح 44944)219. بهترين شما كسي است كه قرآن را تعليم گيرد و تعليم دهد.(صحيح بخاري، كتاب فضائل القرآن، ح 4639)220. دنيا به پايان نميرسد تا اينكه مردي از خاندانم كه همنام من است بر اعراب (و بر كل جهان) حكومت خواهد كرد.(سنن ترمذي، كتاب الفتن، ح 2156)221. خط نيكو وضوح حق را افزون ميكند.(كنز العمال، ج 10، ص 244، ح 29304)222. امانتداري مايه رزق و روزي، و خيانت مايه فقر است.(كنز العمال، ج 3، ص 61، ح 5499)223. يك درهم ربا كه انسان دانسته گيرد، در نظر خدا بدتر از سي و شش زناست.(مسند احمد، مسند الانصار، ح 20951)224. دعاي ستمديده پذيرفته است اگر چه بدكار باشد، بدكاري از مربوط به خودش است.(مسند احمد، باقي مسند المكثرين، ح 8440)225. ديناري در راه خدا خرج كردهاي، و ديناري براي آزاد كردن بندهاي دادهاي، و ديناري به بينوايي صدقه كردهاي، و ديناري خرج كسان خود كردهاي، بهتر از همه ديناري است كه خرج كسان خود كردهاي.(صحيح مسلم، كتاب زكات، ح 1661)226. قرض دين و بزرگي را بكاهد.(كنز العمال، ج 6، ص 231، ح 15480)227. زن خوبروي نازا را واگذاريد و سياهي كه فرزند بسيار آرد برگزينيد.(كنز العمال، ج 16، ص 293، ح 44546)228. خدا رحمت كند كسي را كه كسب حلال كند و به اعتدال خرج كند و مازاد آن را براي روز تنگدستي و حاجت از پيش فرستد.(كنز العمال، ج 4، ص 6، ح 9207)229.خدا رحمت كند آن كس را كه زبان خود را حفظ كند و روزگار خود را بشناسدو روش او راست باشد.(كنز العمال، ج 3، ص 352، ح 6894)230.خشنودي خدا در خشنودي پدر و مادر است، و ناخشنودي وي در ناخشنودي آنهاست.(نهج الفصاحه، ص 349، ح 1665)231. چه نيكو شفيعي است قرآن در روز قيامت، براي كسي كه قرآن خوانده باشد.(كنز العمال، ج 1، ص 540، ح 2422)232. دو ركعت نماز شخص زن دار بهتر از هفتاد ركعت نماز عزب است.(كنز العمال، ج 16، ص 277، ح 44445)233.دو ركعت نماز دانشمند بهتر از هفتاد ركعت نماز غير دانشمند است.(كنز العمال، ج 10، ص 154، ح 28787)234. مسلمانان برادرانند، هيچكس بر ديگري جز به پرهيزكاري برتري ندارد.(كنز العمال، ج 1، ص 149، ح 743)235. ربا اگر چه بسيار باشد، سرانجام آن به كمي است.(مسند احمد، مسند المكثرين، ح 3567)236. مؤمن نزد خدا از بعض فرشتگان او عزيزتر است.(سنن ابن ماجه، كتاب الفتن، ح 3937)237. لغزش دانشمند به زودي مشهور شود، و لغزش نادان را جهل مستور دارد.(نهج الفصاحه، ص 357، ح 1703)238. به زيارت قبرها رويد، كه آخرت را به ياد شما ميآورد.(سنن ابن ماجه، كتاب ما جاء في الجنائز، ح 1558)239. زنا مايه فقر است.(كنز العمال، ج 5، ص 313، ح 12989)240. خدا را از فضل او طلب كنيد، كه خدا دوست دارد كه از او بخواهند.(سنن ترمذي، كتاب الدعوات، ح 3494)241. از خدا علمي سودمند بخواهيد، و از علمي كه سود ندهد به خدا پناه بريد.(سنن ابن ماجه، كتاب الدعاء، ح 3833)242.در ناداني تو همينقدر بس كه هر چه داني آشكار كني.(نهج الفصاحه، ص 288، ح 1367)243.بدترين مردم آن كس است كه آخرت خويش به دنيا فروشد، و بدتر از او كسي است كه آخرت خويش به دنياي ديگري فروشد.(نهج الفصاحه، ص 381، ح 1799)244. بدترين مردم علماي بدند.(كنز العمال، ج 10، ص 191، ح 290.6)245. مؤمن آيينه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است و در كسب و كارش به او كمك ميكند و از پشت سر مراقب و محافظ اوست.(سنن ابي داود، كتاب الادب، ح 4272)246. در دروغگويي تو همينقدر بس كه هر چه شنيدهاي نقل كني.(نهج الفصاحه، ص 288، ح 1368)247.قرضدار در قبر خويش در بند است، و جز پرداخت قرض وي، او را رهايي نميبخشد.(كنز العمال، ج 6، ص 232، ح 15486)248. همه چيز حتي ماهي دريا براي دانشمند آمرزش ميخواهد.(كنز العمال، ج 10، ص 145، ح 28737)249.دو گروه از مردمند كه اگر صالح بودند، مردم به صلاح آيند و اگر فاسد بودند، به فساد گرايند، دانشوران و زمامداران.(كنز العمال، ج 10، ص 191، ح 290.7)250.نماز چهره شيطان را سياه كند، و صدقه دادن پشت او را بشكند، و دوستي در راه خدا ريشه او را ميشكند، و وقتي چنين كرديد از شما به فاصله شرق و غرب دوري كند.(كنز العمال، ج 7، ص 284، ح 18893)251. بيماري تازيانه خدا در زمين است كه به وسيله آن بندگان خويش را ادب ميكند.(كنز العمال، ج 3، ص 306، ح 6680)252. هر كه علم براي رضاي خدا جويد، نزد خدا از مجاهد في سبيل الله بهتر است.(كنز العمال، ج 10، ص 143، ح 28727)253. خوشا آنكه عيوبش او را از عيوب مردم مشغول دارد.(كنز العمال، ج 16، ص 143، ح 44175)254. ظلم سه قسم است: ظلمي است كه خدايش نميآمرزد، و ظلمي هست كه ميآمرزدش، و ظلمي هست كه از آن نميگذرد. اما ظلمي كه خدا نميآمرزد شرك است خدا گويد: حقا كه كه شرك ظلمي بزرگ است، و اما ظلمي كه خدا ميآمرزد ستم بندگان به خودشان ميان خود و پرودگارشان است، اما ظلمي كه خدا از آن نميگذرد ظلم بندگان به يكديگر است.(كنز العمال، ج 3، ص 498، ح 7588)255. دانشمندي كه از علم او سود برند، از هزار عابد بهتر است.(كنز العمال، ج 10، ص 143، ح 28723)256. نسبت به زنان مردم عفت كنيد تا زنانتان عفيف بمانند، با پدران خويش نيكي كنيد تا فرزندانتان با شما نيكي كنند، هر كس برادرش به عذرخواهي پيش وي آيد، بايد عذر وي را، حق باشد يا باطل، بپذيرد و اگر نپذيرد بر سر حوض به نزد من نيايد.(كنز العمال، ج 5، ص 316، ح 13011)257. فرزندان خويش را شنا و تيراندازي آموزيد، و زنان را نخ رشتن.(كنز العمال، ج 16، ص 443، ح 45342)258. مؤمن كم خرج است.(كنز العمال، ج 1، ص 142، ح 685)259. نيك خويي كن كه از مردم هر كه نكوخوي تر، دينش نكوتر.(كنز العمال، ج 3، ص 11، ح 5187)260. هر كه دوست دارد خدا هنگام سختي و مصيبت دعاي وي اجابت كند، هنگام گشايش دعا بسيار كند.(سنن ترمذي، كتاب الدعوات، ح 3304)261.وعده دادن چون دين به گردن گرفتن است، واي بر آنكه وعده دهد و تخلف كند، واي بر آنكه وعده دهد و تخلف كند، واي بر آنكه وعده دهد و تخلف كند.(نهج الفصاحه، ص 424، ح 20.5)262. عفت زينت زنان است.(نهج الفصاحه، ص 425، ح 20.8)263. مؤمن آن است كه مردم او را بر مال و جان خويش امين شمرند.(سنن ابن ماجه، كتاب الفتن، ح 3924)264.مؤمن هوشيار و دقيق و محتاط است.(نهج الفصاحه، ص 626، ح 3089)265. ساعتي انديشيدن، بهتر از شصت سال عبادت كردن است.(نهج الفصاحه، ص 436، ح 2059)266. معده خانه مرض است، و پرهيز سرآمد دواهاست.(نهج الفصاحه، ص 625، ح 3084)267. از جمله بهترين وساطت، وساطت ميان دو كس در كار زناشويي است.(سنن ابن ماجه، كتاب نكاح، ح 1965)268. هر كه بيعلم عمل كند، بيش از آنچه اصلاح ميكند، افساد خواهد كرد.(نهج الفصاحه، ص 622، ح 3058)269. همه فرزندان آدم خطاكارند، و بهترين خطاكاران توبه گرانند.(كنز العمال، ج 4، ص 215، ح 10220)270مؤمن هر صفتي تواند داشت، مگر خيانت و دروغ.(مسند احمد، باقي مسند الانصار، ح 21149)271 در دنيا چون ميهمانان باشيد، و مسجدها را خانه كنيد، دلها را به رقت عادت دهيد، و انديشه و گريه بسيار كنيد، و هوسها شما را از راه نبرد. بناها ميسازيد كه درآن ساكن نميشويد، و چيزها فراهم ميكنيد كه نميخوريد، و اميدها داريد كه بدان نميرسيد.(نهج الفصاحه، ص 463، ح 2188)272.خداوند مردمي را كه حق ضعيفان را از نيرومندشان نگيرند، چگونه تقديس كند.(سنن ابن ماجه، كتاب الفتن، ح 40..)273. اينكه مردي در زندگي خويش درهمي صدقه كند، براي وي بهتر است تا صد درهم هنگام مرگش صدقه كند.(سنن ابي داود، كتاب الوصايا، ح 2482)274 274. به نيكي واداريد و از بدي باز داريد، و گرنه خدا بدانتان را بر شما مسلط كند و نيكانتان دعا كنند و استجابتشان نكنند.(كنز العمال، ج 3، ص 66، ح 5520)275. از بهترين عملها خوشحال كردن مؤمن است، يعني دين وي را ادا كني، حاجتي از او برآوري، يا محنتي از او برطرف كني.(كنز العمال، ج 15، ص 770، ح 43023)276. هر چيزي را زكاتي هست، و زكات خانه اطاق مهمان خانه است.(كنز العمال، ج 15، ص 390، ح 41504)277.هر
زيارتنامه حضرت رسول الله
براي پيغمبر اي كسانيكه ايمان آوردهايد رحمت خواهيد بر او و درود فراوان فرستيد رهنمود كرد تو را كه رحمت فرستد بر تو براستي خدا و فرشتگانش رحمت خواهند ميخواهم از خدا كه برگزيد تو را و اختيار كرد تو را و راهنمايي كرد تو را و پروردگارم و پروردگارت تا بيامرزد گناهان مرا من نزد تو آمدم آمرزشجو توبهكار از گناهانم و من به تو رو آوردم به خداي.آمرزش ميكردند براي آنها رسول ميفهميدند كه خدا بسيار توبهپذير و مهربان است و وقتي به خود ستم ميكردند ميآمدند نزد تو و آمرزش ميخواستند از خدا و طلب مقام پسنديدهاي كه رشك برند بر او اولين و آخرين خدايا تو فرمودي كه اگر آنها خدايا بده به او درجه بلند و بياور برايش وسيله از بهشت و برانگيز او را به و امينت و همرازت و دوستت و برگزيدهات و مخصوصت و ويژهات و بهتر از خلقت كند اي پروردگار جهانيان از اولين و آخرين بر محمد بنده تو و رسول تو و پيغمبرت پيامبران مرسلت و بندگان شايستهات را و اهل آسمانها و زمينها و هر كه تسبيح تو نجات داد خدايا پس قرار بده صلوات خودت و درودهاي فرشتگان مقربين خودت و به بهترين شرافت مقام مكرمان حمد خدا را كه ما را بوسيله تو از شرك و گمراهي براي توست از حق و تويي مهربان به مؤمنان و سختگير بر كافران برساند خدا تو را خدا و پرستيدي خدا را تا رسيدي به يقين از روي حكمت و پند نيك و ادا كردي آنچه رساندي رسالتهاي پروردگارت را و نصيحت كردي براي امتت و جهاد كردي در راه و رسول خدا و گواهم كه تو فرستاده خدايي و تو محمد بن عبدالله و گواهم كه تو حق گواهم به اينكه نيست معبودي جز خدا يگانه و بيشريك هستي و گواهم كه محمد بنده و با اخلاص تا يقين به تو رسيد درودهاي خدا بر تو و رحمت او و بر اهل و خاندان پاكت و عطا كردي زكات را و امر به معروف و نهي از منكر كردي و پرستيدي خدا را خالص درود بر تو اي خاتم پيغمبران گواهم كه تو رساندي رسالت را و بپا داشتي نماز رادرود بر تو اي رسول خدا درود بر تو اي پيغمبر خدا درود بر تو اي محمد بن عبدالله
زندگينامه
تولد و كودكي
بيش از هزار و چهار صد سال پيش در روز 17 ربيع الاول (برابر 25 آوريل 570 ميلادي) كودكي در شهر مكه چشم به جهان گشود. پدرش عبد الله در بازگشت از شام در شهر يثرب (مدينه) چشم از جهان فروبست و به ديدار كودكش (محمد) نايل نشد. زن عبد الله، مادر محمد آمنه دختر وهب بن عبد مناف بود. برابر رسم خانوادههاي بزرگ مكه آمنه پسر عزيزش، محمد را به دايهاي به نام حليمه سپرد تا در بيابان گسترده و پاك و دور از آلودگيهاي شهر پرورش يابد. حليمه زن پاك سرشت مهربان به اين كودك نازنين كه قدمش در آن قبيله مايه خير و بركت و افزوني شده بود، دلبستگي زيادي پيدا كرده بود و لحظهاي از پرستاري او غفلت نميكرد. كسي نميدانست اين كودك يتيم كه دايههاي ديگر از گرفتنش پرهيز داشتند، روزي و روزگاري پيامبر رحمت خواهد شد و نام بلندش تا پايان روزگار با عظمت و بزرگي بر زبان ميليونها نفر مسلمان جهان و بر مأذنهها با صداي بلند برده خواهد شد، و مايه افتخار جهان و جهانيان خواهد بود. حليمه بر اثر علاقه و اصرار مادرش، آمنه، محمد را كه به سن پنج سالگي رسيده بود به مكه باز گردانيد. دو سال بعد كه آمنه براي ديدار پدر و مادر و آرامگاه شوهرش عبد الله به مدينه رفت، فرزند دلبندش را نيز همراه برد. پس از يك ماه، آمنه با كودكش به مكه برگشت، اما دربين راه، در محلي بنام ابواء جان به جان آفرين تسليم كرد، و محمد در سن شش سالگي از پدر و مادر هر دو يتيم شد و رنج يتيمي در روح و جان لطيفش دو چندان اثر كرد. سپس زني به نام امايمن اين كودك يتيم، اين نوگل پژمرده باغ زندگي را همراه خود به مكه برد. اين خواست خدا بود كه اين كودك در آغاز زندگي از پدر و مادر جدا شود، تا رنجهاي تلخ و جانكاه زندگي را در سرآغاز زندگاني بچشد و در بوته آزمايش قرار گيرد، تا در آينده، رنجهاي انسانيت را به واقع لمس كند و حال محرومان را نيك دريابد. از آن زمان در دامان پدر بزرگش عبد المطلب پرورش يافت. عبد المطلب نسبت به نوه والاتبار و بزرگ منش خود كه آثار بزرگي در پيشاني تابناكش ظاهر بود، مهرباني عميقي نشان ميداد. دو سال بعد بر اثر درگذشت عبد المطلب، محمد از سرپرستي پدر بزرگ نيز محروم شد. نگراني عبد المطلب در واپسين دم زندگي بخاطر فرزند زاده عزيزش محمد بود. به ناچار محمد در سن هشت سالگي به خانه عموي خويش (ابو طالب) رفت و تحت سرپرستي عمش قرار گرفت. ابوطالب پدر علي بود. ابو طالب تا آخرين لحظههاي عمرش، يعني تا چهل و چند سال با نهايت لطف و مهرباني، از برادرزاده عزيزش پرستاري و حمايت كرد. حتي در سخت ترين و ناگوارترين پيشامدها كه همه اشراف قريش و گردنكشان سيه دل، براي نابودي محمد دست در دست يكديگر نهاده بودند، جان خود را براي حمايت برادر زادهاش سپر بلا كرد و از هيچ چيز نهراسيد و ملامت ملامتگران را ناشنيده گرفت.
نوجواني و جواني
آرامش و وقار و سيماي متفكر محمد از زمان نوجواني در بين همسن و سالهايش كاملا مشخص بود. به قدري ابو طالب او را دوست داشت كه هميشه ميخواست با او باشد و دست نوازش بر سر و رويش كشد و نگذارد درد يتيمي او را آزار دهد. در سن 12 سالگي بود كه عمويش ابو طالب او را همراهش به سفر تجارتي - كه آن زمان در حجاز معمول بود - به شام برد. درهمين سفر در محلي به نام بصري كه از نواحي شام (سوريه فعلي) بود، ابو طالب به راهبي مسيحي كه نام وي بحيرا بود برخورد كرد. بحيرا هنگام ملاقات محمد - كودك ده يا دوازده ساله - از روي نشانههايي كه در كتابهاي مقدس خوانده بود، با اطمينان دريافت كه اين كودك همان پيغمبر آخر الزمان است. باز هم براي اطمينان بيشتر او را به لات و عزي - كه نام دو بت از بتهاي اهل مكه بود - سوگند داد كه در آنچه از وي ميپرسد جز راست و درست بر زبانش نيايد. محمد با اضطراب و ناراحتي گفت، من اين دو بت را كه نام بردي دشمن دارم. مرا به خدا سوگند بده! بحيرا يقين كرد كه اين كودك همان پيامبر بزرگوار خداست كه بجز خدا به كسي و چيزي عقيده ندارد. بحيرا به ابو طالب سفارش زياد كرد تا او را از شر دشمنان بويژه يهوديان نگاهباني كند، زيرا او در آينده مأموريت بزرگي به عهده خواهد گرفت. محمد دوران نوجواني و جواني را گذراند. در اين دوران كه براي افراد عادي، سن ستيزهجويي و آلودگي به شهوت و هوسهاي زودگذر است، براي محمد جوان، سني بود همراه با پاكي، راستي و درستي، تفكر و وقار و شرافتمندي و جلال. در راستي و درستي و امانت بي مانند بود. صدق لهجه، راستي كردار، ملايمت و صبر و حوصله در تمام حركاتش ظاهر و آشكار بود. از آلودگيهاي محيط آلوده مكه بر كنار، دامنش از ناپاكي بت پرستي پاك و پاكيزه بود بحدي كه موجب شگفتي همگان شده بود، آن اندازه مورد اعتماد بود كه به محمد امين مشهور گرديد. امين يعني درست كار و امانتدار. در چهره محمد از همان آغاز نوجواني و جواني آثار وقار و قدرت و شجاعت و نيرومندي آشكار بود. در سن پانزده سالگي در يكي از جنگهاي قريش با طايفه هوازن شركت داشت و تيرها را از عموهايش بر طرف ميكرد. از اين جا ميتوان به قدرت روحي و جسمي محمد پي برد. اين دلاوري بعدها در جنگهاي اسلام با درخشندگي هر چه ببيشتر آشكار ميشود، چنانكه علي (ع) كه خود از شجاعان روزگار بود درباره محمد (ص) گفت: هر موقع كار در جبهه جنگ بر ما دشوار ميشد، به رسول خدا پناه ميبرديم و كسي از ما به دشمن از او نزديكتر نبود با اين حال از جنگ و جدالهاي بيهوده و كودكانه پرهيز ميكرد. عربستان در آن روزگار مركز بت پرستي بود. افراد يا قبيلهها بتهايي از چوب و سنگ يا خرما ميساختند و آنها را ميپرستيدند. محيط زندگي محمد به فحشا و كارهاي زشت و مي خواري و جنگ و ستيز آلوده بود، با اين همه آلودگي محيط، محمد هرگز به هيچ گناه و ناپاكي آلوده نشد و دامنش از بت و بت پرستي همچنان پاك ماند. روزي ابو طالب به عباس كه جوانترين عموهايش بود گفت: هيچ وقت نشنيدهام محمد (ص) دروغي بگويد و هرگز نديدهام كه با بچهها در كوچه بازي كند. از شگفتيهاي جهان بشريت است كه با آنهمه بي عفتي و بودن زنان و مردان آلوده در آن ديار كه حتي به كارهاي زشت خود افتخار ميكردند و زنان بدكار بر بالاي بام خانه خود بيرق نصب مينمودند، محمد (ص) آنچنان پاك و پاكيزه زيست كه هيچكس - حتي دشمنان - نتوانستند كوچكترين خردهاي بر او بگيرند. كيست كه سيره و رفتار او را از كودكي تا جواني و از جواني تا پيري بخواند و در برابر عظمت و پاكي روحي و جسمي او سر تعظيم فرود نياورد؟!