- نوجواني و جواني 1
- زندگينامه 1
- احاديث 1
- زيارتنامه حضرت رسول الله 1
- يادي از پيمان جوانمردان يا حلف الفضول 2
- دعوت از خويشان و نزديكان 2
- نخستين مسلمانان 2
- ازدواج محمد 2
- آغاز بعثت 2
- آزار مخالفان 3
- روش بت پرستان با محمد 3
- استقامت پيامبر 3
- دعوت عمومي 3
- نخستين مسلمين 3
- محاصره اقتصادي 4
- مهاجرت به حبشه 4
- انتشار اسلام در يثرب (مدينه) 4
- معراج 4
- سفر به طائف 4
- ورود به مدينه 5
- جنگها يا غزوههاي پيغمبر 5
- هجرت به مدينه 5
- اهميت هجرت 5
- نخستين گام 5
- سال ششم هجرت - صلح حديبيه 6
- تغيير قبله 6
- غزوه خندق يا (احزاب) 6
- غزوه بدر 6
- جنگ احد 6
- جنگ خيبر 7
- نامههاي رسول مكرم به پادشاهان 7
- حجة الوداع آخرين سفر پيامبر به مكه 7
- فوت فرزند دلبند پيامبر 7
- فتح مكه 7
- عترت يا اهل بيت 8
- در صحنه غدير خم 8
- قرآن 8
- زنان پيامبر 8
- قرآن و عترت 8
- عترت در يك نگاه 9
- رفتار و خلق و خوي پيامبر 9
غزوه بدر
در سال دوم هجرت جنگ بدر پيش آمد. در اين جنگ نابرابر تعداد لشكر دشمن 950 نفر بود، با آمادگي رزمي، اما عده مسلمانان فقط 313 نفر بود. مسلمانان با نيروي ايمان و با فداكاري كامل جنگيدند و در مدتي كوتاه دشمنان خود را شكست دادند. كفار با 70 كشته و 70 اسير و بر جاي گذاشتن غنائم جنگي بسيار فرار كردند. و دشمن سرسخت اسلام ابو جهل نيز در جنگ كشته شد. اين پيروزي سر فصل پيروزيهاي ديگر شد.
تغيير قبله
در همين سال از سوي خداوند متعال، دستور آمد مسلمانان از سوي بيت المقدس بسوي كعبه نماز بگزارند. علت اين امر آن بود كه، يهوديان نداشتن قبله ديگري را براي اسلام دين كامل، نقص شمردند و به جهاني بودن اسلام باور نداشتند. مسجد ذو قبلتين (داراي دو قبله) يادگار آن واقعه مهم است.
جنگ احد
يك سال بعد از جنگ بدر، دشمنان اسلام با تجهيزاتي سه برابر جنگ بدر، به قصد انتقام به سوي مدينه حركت كردند. پيامبر (ص) با ياران مشورت كرد و در نتيجه قرار شد در كناره كوه احد، صفآرائي كنند. در آغاز جنگ، مسلمانان - با عده كم، ولي با نيروي ايمان زياد - پيروز شدند، ولي بخاطر آن كه محافظان درهاي كه در پشت بود، سنگر را به طمع غنيمتهاي جنگي ترك كردند، شكستي بر لشكريان اسلام وارد شد و عدهاي از جمله حمزه عموي دلاور پيامبر (ص) كشته شدند، ولي بر اثر فداكاريهاي علي (ع) كه زخم بسيار برداشته بود و ديگر دلاوران و شيوه تازهاي كه پيامبر (ص) در جنگ احد به كار بست، ديگربار مسلمانان گرد آمدند و به تعقيب دشمن زبون شده پرداختند و سرانجام اين جنگ به پيروزي انجاميد.
غزوه خندق يا (احزاب)
جمعي از يهوديان از جمله قبيله بني نضير در مدينه بسر ميبردند. پيامبر (ص) در ابتداي كار، با آنان پيمان دوستي و همكاري بست ولي اينان هميشه با نفاق و دورويي، درصدد بودند كه ضربت خود را بر اسلام وارد كنند. پيامبر مكرم (ص) با همه رافت و رحمت، در برابر نفاق و توطئه، گذشت نميفرمود و منافق را تنبيه ميكرد. طايفه بني نضير وقتي در مدينه نقشههاي خود را نقش بر آب ديدند، با مشركان مكه و چند طايفه ديگر همدست شدند و در سال پنجم هجرت، سپاه عظيمي كه شامل ده هزار نفر مرد شمشير زن بود به فرماندهي ابوسفيان به قصد ريشهكن كردن اسلام به مدينه حمله كردند. زمان آزمايش و فداكاري بود. مسلمانان با مشورت سلمان فارسي و پذيرش پيامبر مكرم (ص)، خندقي در اطراف مدينه كندند. دشمن به مدينه آمد. يكباره با خندقي وسيع روبرو شد. يهوديان بني قريظه مانند ديگر يهوديان بناي خيانت و نفاق گذاشتند. لحظههاي سخت و بحراني در پيش بود. پيامبر مكرم (ص) با طرحهاي جالب جنگي صفوف دشمن را آشفته ساخت. عمرو بن عبدود، سردار كمنظير مكه در جنگ تن به تن با علي (ع) كشته شد، با ضربتي كه از عبادت جن و انس بيشتر ارزش داشت ضربتي كاري و موثر، دشمن به وحشت افتاد. بدبيني بين مهاجمان و يهوديان - كمي آذوقه - تندبادهاي شديد شبانه - خستگي زياد - همه و همه باعث شد كه، پيروزي نصيب لشكر اسلام گردد و لشكريان كفر به سوي مكه فرار كنند.
سال ششم هجرت - صلح حديبيه
پيامبر اكرم (ص) در پي رؤياي شيريني ديد كه، مسلمانان در مسجد الحرام مشغول انجام فريضه حج هستند. به مسلمانان ابلاغ فرمود براي سفر عمره در ماه ذيقعده آماده شوند. همه آماده سفر شدند. قافله حركت كرد. چون اين سفر در ماه حرام انجام شد و مسلمانان جز شمشيري كه هر مسافر همراه خود ميبرد چيزي با خود نداشتند و از سوي ديگر با مقاومت قريش روبرو شدند و بيم خونريزي بسيار بود، پيامبر (ص) با مكيان پيماني برقرار كرد كه به پيمان حديبيه شهرت يافت. مطابق اين صلح نامه پيامبر (ص) و مسلمانان از انجام عمره صرف نظر كردند. قرار شد سال ديگر عمل عمره را انجام دهند. اين پيمان، روح مسالمت جوئي مسلمانان را بر همگان ثابت كرد. زيرا قرار شد تا ده سال حالت جنگ بين دو طرف از بين برود و رفت و آمد در قلمرو دو طرف آزاد باشد. اين صلح در حقيقت پيروزي اسلام بود، زيرا پيامبر (ص) از ناحيه دشمن داخلي خطرناكي آسوده خاطر شد و مجال يافت تا فرمانروايان كشورهاي ديگر را به اسلام دعوت فرمايد.