مساوات صفحه 11

صفحه 11

بخشید و با تأکید فراوان همگان را به فراگیری دانش خواند. پس از پیروزی بدر و به اسارت درآمدن گروهی از مشرکان، در میان آنان عده ای بودند که سواد داشتند، پیامبر اعلام کرد که اسیران با سواد می توانند با تعلیم خواندن و نوشتن به ده نفر از کودکان انصار آزاد شوند. [179] .اسیران مشرکی که نمی توانستند فدیه دهند و آزاد شوند با تعلیم کودکان مسلمان آزاد شدند. این عمل موجب شد که بسیاری از کودکان مسلمان خواندن و نوشتن بیاموزند که زید بن ثابت در زمره آنان خواندن و نوشت آموخت. [180] رسول خدا (ص) جامعه خود را در سایه مساوات در تحصیل علم به سوی مقصدی که می خواست سیر داد. از قول عبدالله بن سعیدبن عاص نقل شده است که پیامبر به وی فرمان داد تا در مدینه به مردم خواندن ونوشتن بیاموزد. [181] از عباده بن صامت نیز نقل شده است که گفت من به جمعی از اصحاب صفه خواندن و نوشتن قرآن آموختم. [182] رسول اکرم (ص) چنان بر مساوات در تحصیل علم اهتمام داشت که از شفا ام سلیمان بن ابی حتمه نقل شده است که پیامبر به وی فرمود به برخی زنان قرآن بیاموزد پس از آنکه خواندن و نوشتن آموخته بودند. [183] بلاذری نام چند تن از زنان این دوره را که توانایی نویسندگی داشتند آورده است از جمله: حفصه همسر پیامبر، ام کلثوم دختر عقبه و عایشه دختر سعد. [184] .پیامبر خدا (ص) همگان را به کسب دانش و آگاهی می خواند و آن را به صورت یک تکلیف دینی بیان می فرمود. آموزش دین به عنوان اساس کار تربیتی

مسلمانان مطرح بود. ایمان باور مبتنی بر معرفت است و مسلمان بصیر در دین، از همان ابتدای بعثت آموزش دین اساس حرکت دینی بود.«هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین.» [185] .اوست خدایی که در میان مردم بی کتاب پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آنها بخواند و آنهارا پاکیزه سازد و کتاب و حکمتشان بیاموزد. اگر چه پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.سخنان مکرر پیامبر گویای این تأکید است:«تعلموا کتاب الله و تعاهدوه...» [186] .کتاب خدا را بیاموزید و ملتزم بدان باشید.«خیارکم من تعلم القرآن و علمه.» [187] .بهترین شما کسی است که قرآن را بیاموزد و تعلیم دهد.«اغد عالماً، او متعلماً، او مستمعاً، او محباً، لا تکن الخامسه فتهلک.» [188] .روز خود را در حالی آغاز کن که دانشمند یا دانشجو یا شنونده دانش یا دوستدار دانش باشی و از گروه پنجم (خارج از این چهار گروه) مباش که هلاک و نابود شوی.پیام آور هدایت مسلمانان را دعوت و تشویق به آموزش می کرد و اصرار داشت که همگان قرآن بیاموزند، به خاطر بسپارند و بدان عمل کنند.در سال یازدهم بعثت رسول خدا در موسم حج در عقبه منی با گروهی از مردم یثرب ملاقات کرد و اسلام را بر آنان عرضه داشت. آنها پس از شنیدن آیاتی چند از قرآن و دعوت رسول خدا ایمان آوردند و اسلام با آنان به یثرب رفت. در سال دوازدهم بعثت دوازده نفر از انصار در موسم حج در عقبه منی با رسول خدا بیعت کردند

پیامبر مصعب ابن عمیر را همراهشان به مدینه فرستاد تا به آنان که اسلام می آوردند قرآن بیاموزد، اسلام را آموزش دهد و آنان را در فهم عمیق دین یاری دهد: «امره ان یقرئهم القرآن، و یعلمهم الاسلام و یفقههم فی الدین». بدین جهت مصعب را در مدینه «مقری» می گفتند. [189] مردم نزد او «اقراء» می کردند یعنی قرآن را تلاوت می کردند و او استماع می کرد تا خطاهایشان را اصلاح کند. پیامبر آن قدر بر آموزش دین اهتمام داشت که به ابی بن کعب انصاری می فرمود خداوند به من امر کرده است که تو را «اقراء» کنم. [190] و بسیاری نزد او تعلیم یافتند.رسول خدا (ص) افراد زیادی را برای آموزش همگانی دین به مناطق گوناگون اعزام کرد از جمله: رافع بن مالک انصاری را برای تعلیم در مدینه مامور ساخت. [191] معاذبن جبل را به یمن و حضرموت روانه کرد [192] و چون مکه فتح شد عتاب بن اسید را جانشین قرار داد و معاذ را مامور آموختن قرآن و دین کرد. [193] عمروبن حزم خزرجی را نیز به نجران گسیل کرد. [194] و...این حرکت همگانی و اعلام مساوات در تحصیل علم در اوضاع و احوالی عینیت می یافت که دیدگاههای طبقاتی در فراگیری علم به شدت حاکم بود و دانش مختص توانگران و قدرتمندان بود و محرومان و ناتوانان در کنار آن همه نامردمی و ستم و بیداد از فراگیری دانش نیز محروم بودند در ایران پیش از اسلام: «تعلیم و تربیت منحصر به فرزندان اعیان و ثروتمندان بود و این کار به وسیله کاهنان صورت می گرفت و به بعضی از فرزندان اشراف تعلیمات مخصوصی می دادند

که برای فرمانداری استانها و تصدی مشاغل دولتی مهیا شوند» [195] در مصر: «کاهنان مصری مقدمات علوم را در مدارسی که پیوسته به معابد بود به فرزندان خانواده های ثروتمند می آموختند. یکی از کاهنان منصبی داشت که می توان آن را معادل وزیر آموزش و پرورش امروز دانست، او خود را به نام «رئیس طویله شاهی برای تعلیم و تربیت» می نامید» [196] درهند: «اگر فردی از طبقه سودره به قرائت کتب مقدس گوش می داد، می بایست گوشش را (بنا به کتابهای قانون برهنمی) با سرب گداخته پر کرد؛ اگر آن را زمزمه کند،باید زبانش را برید، اگر آن را به یاد بسپارد باید او را دوباره کرد». [197] .در مدینه پیامبر نشانی از تبعیض از جمله فاسدترین تبعیضها یعنی محروم کردن استعدادها ازفراگیری دانش نبود. اوصیای آن حضرت به سیره پیامبر می خواندند و با هرگونه تبعیضی در تعلیم و تربیت مخالفت می کردند چنانکه امام صادق (ع) به حسان معلم فرمود:«ان یکون الصبیان عندک سواء فی التعلیم لا تفضل بعضهم علی بعض.» [198] .کودکان در تعلیم نزدت یکسان باشند، برخی را بر برخی برتری ندهی.آنان که دانش را طبقاتی کنند و همت خود را در تعلیم و تربیت متوجه توانگران و قدرتمندان سازند در آتش دوزخند. امام صادق (ع) فرمود:«... و من العلما من یری ان یصنع العلم عند ذوی الثروه و الشرف، ولایری له فی المساکین وضعاً فذاک فی الدرک الثالث من النار...» [199] .برخی از اهل علم معتقدند که بایستی دانش را به ثروتمندان و طبقه اشراف آموخت و تهی دستان را از دانش محروم کرد، چنین اهل علمی در طبقه سوم آتش خواهند بود.اسلام نگاه و

رفتار طبقاتی را در همه امور زیر پا گذارده و به هیچکس اجازه نداده است که مردمان را در فراگیری دانش بر مبنای ثروت و مکنت طبقه بندی کند. تبعیض در تعلیم و تربیت و امکانات آن در سیره نبوی پذیرفته نیست و از همین رو محدثان بزرگ اسلام در کتب روایی خود «باب مساوات در تحصیل علم» گشودند، چنانکه دارمی در سنن خویش بابی باز کرده است با عنوان: «باب التسویه فی العلم». [200] .از نتایج و ثمرات مساوات در فراگیر علم آن بود که دانشمندان بسیاری از طبقات محروم جامعه یعنی مستضعفان، محرومان و ستمدیدگان به مراتب بالادست یافتند؛ چیزی که مستکبران و حرام اندوزان و ستمگران آن را سخت ناخوش می داشتند. واقعه ای که از ابن ابی لیلی نقل شده گویای این حقیقت است. وی گوید: «عیسی بن موسی [201] (عباسی) که ستمگری نژاد پرست و متعصب بود ازمن پرسید: فقیه بصره کیست؟ گفتم: حسن بن ابی الحسن، گفت: پس از او؟ گفتم: محمد بن سیرین. گفت: آن دو عربند یا از موالی اند؟ گفتم: از موالی اند. گفت:فقیه مکه کیست؟ گفتم: عطاء بن ابی رباح و مجاهد (بن جبر) و سعید بن جبیر و سلیمان بن یسار؛ گفت: آنها چگونه اند؟ گفتم: از موالی هستند. گفت: فقهای مدینه چه کسانی هستند؟ گفتم: زیدبن اسلم و محمد بن منکدر و نافع بن ابی نجیح؛ گفت: چه هستند؟ گفتم: از موالی هستند پس رنگ به رنگ شد آن گاه پرسید: فقیه ترین فرد قبا کیست؟ گفتم ربیعه الرأی و ابن زناد؛ گفت: آن دو چگونه اند؟ گفتم: از موالی اند. چهره اش درهم و تیره شد سپس گفت: فقیه یمن کیست؟ گفتم:

طاووس و پسرش و (همام) بن منّبه؛ گفت: اینها چگونه اند؟ گفتم: از موالی هستند. رگهای گردنش متورّم شد و به حال خسته نشست آنگاه گفت فقیه خراسان کیست؟ گفتم: عطاء بن عبدالله خراسانی و گفت: این عطا از کدامین است؟ گفتم: از موالی. چهره اش تیره تر شد و به سیاهی کامل گرایید به طوری که وحشت کردم. پرسید: فقیه شام کیست؟ گفت: مکحول گفت: این یکی چگونه است؟ گفتم: از موالی است. (خشم و اندوهش افزون شد.گفت: فقیه جزیره کیست؟ گفتم: میمون بن مهران. گفت این چگونه است؟ گفتم: از موالی است) نفسی به سختی کشید و پرسید: فقیه کوفه کیست؟ به خدا سوگند اگر بیم آن نبود که هلاک شود هر آینه می گفتم حکم بن عیینه و عمار بن ابی سلیمان، اما در بیان این حقیقت شر و ناخوشی یافتم، پس گفتم: ابراهیم و شعبی. گفت: ایندو چگونه اند؟ گفتم: هر دو عربند. گفت الله اکبر و حزن و اندوهش فرو نشست». [202] .

مساوات در تصدی شغلها و انجام مسؤولیتها

از اموری که در سیره پیامبر چشمگیر بود و بسیاری تاب تحملش را نداشتند و تا روزهای آخر زندگی رسول خدا نیز نتوانستند آن را بپذیرند، مساوات در تصدی شغل و انجام مسؤولیت براساس اهلیت بود. پیامبر در این امر میان هیچیک از افراد امت فرقی نمی گذاشت و هر کس واجد اهلبیت بیشتری بود میدان گسترده تری می یافت تصدی امور با ملاک دانش و توان و تقوای مسلمانان تعیین می شد و نه با ملاکهای جاهلی، چنانکه در دوران جاهلیت عرب از ویرگیهای رهبر قبیله سن او بود (شیخ) و عرب قائل به شیخوخیت بود و چنانچه فردی همه اهلیتهای لازم برای رهبری و

فرماندهی را دارا بود ولی شیخ نبود، عرب جاهلی بدو تن نمی داد این جمود جاهلی به رغم مواضع صریح قرآن کریم و رفتار و عملکرد پیامبر از اندیشه و دل بسیاری بیرون نرفت. آیات متعدد کتاب الهی بیانگر این حقیقت است که خداوند جز براساس شایستگی مسؤولیتی نمی بخشد. آن گاه که ابراهیم خلیل (ع) به سبب شایستگیهایش و پس از آزمونهای گوناگون به مقام امامت رسید، عرض کرد: پروردگارا آیا فرزندان من به سبب نسبت با من از موهبت رهبری الهی برخوردار خواهند بود؟ پس به صراحت پاسخ گفت که ملاک تصدی مسؤولیت نسبت به خویشاوندی نیست و هرگز ستمکاران به مقام امامت نمی رسند.«و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال: انی جاعلک للناس اماماً قال: و من ذریتی؟ قال: لا ینال عهدی الظالمین.» [203] .و پروردگار ابراهیم او را به کار چند بیازمود و ابراهیم آن کارها را به تمامی به انجام رسانید. خداوند فرمود: من تو را پیشوای مردم گردانیدم. گفت: فرزندانم را هم؟ فرمود: پیمان من ستمکاران را در بر نگیرد.اینکه ابراهیم (ع) پس از بر آمدن از عهده آزمونها، شایستگی پیشوایی یافت، بیان کننده حقیقت مورد بحث است که مقام و مسؤولیت جز بنابر شایستگیها داده نمی شود، ملاک تصدی مسؤولیت ثروت و مکنت نیست. در قرآن کریم این امر با بیان نمونه ای زیبا چنین عنوان شده است:«الم تر الی الملاء من بنی اسرائیل من بعد موسی اذا قالوا لنبی لهم ابعث لنا ملکا نقاتل فی سبیل الله قال: هل عسیتم ان کتب علیکم القتال الا تقاتلوا؟ قالوا: و ما لنا الا نقاتل فی سبیل الله و قد اخرجنا من دریارنا و ابنائنا فلما

کتب علیهم القتال تولّوا الا قلیلاً منهم و الله علیم بالظالمین. وقال لهم نبیهم ان الله قد بعث لکم طالوت ملکاً قالوا: انی یکون له الملک علینا و نحن احق بالملک منه و لم یؤت سعه من المال. قال: ان الله اصطفاه علیکم و زاده بسطه فی العلم و الجسم و الله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیهم.» [204] .آیا آن گروه از بنی اسرائیل را ندیدی که پس از موسی به پیامبر خود گفتند: زمامدار و فرماندهی برای ما انتخاب کن تا (تحت فرماندهی او) در راه خدا پیکار کنیم؟ پیامبر آنها گفت: آیا احتمال می دهید که چون جن بر شما مقرر شود جنگ نکنید؟ گفتند: چگونه ممکن است در حالی که از خانه و فرزندانمان رانده شده ایم (و شهرهای ما به وسیله دشمن اشغال و فرزندان ما اسیر شده اند)؟ اما هنگامی که دستور پیکار به آنها داده شد جز اندکی سرپیچی کردند و خداوند از حال ستمکاران آگاه است. پیامبرشان به ایشان گفت: خداوند «طالوت» را برای زمامداری شما برانگیخت و انتخاب کرده است گفتند: چگونه او بر ما حکومت داشته باشد با اینکه ما از او شایسته تریم و او ثروت زیادی ندارد. گفت: خدا او را بر شما برگزیده و علم و (قدرت) جسم او را وسعت بخشیده است. خداوند ملکش را بر هر کس بخواهد می بخشد و احسان خداوند وسیع و او آگاه (از لیاقت افراد برای منصبها) است.طالوت جوانی بود نیرومند و زیرک و دانشمند و با تدبیر، اما گمنام که چهار پایان پدر را به چرا می برد و کشاورزی می کرد. به دنبال گم شدن چهار پایانش در صحرا،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه