مساوات صفحه 8

صفحه 8

اسلامی حکومت تام دارد. همه افراد از رسول اکرم (ص) گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد تا ابد تابع قانون هستند. همان قانونی که از طرف خدای تبارک و تعالی نازل شده و در لسان قرآن و نبی اکرم (ص) بیان شده است... حکم الهی برای رئیس و مرئوس متّبع است... رأی اشخاص حتی رأی رسول اکرم (ص) در حکومت و قانون الهی هیچگونه دخالتی ندارد. همه تابع اراده الهی هستند.» [113] .در آخرین روزهای زندگی رسول خدا (ص) مردم شاهد صحنه ای شگفت بودند تا همگان برای همیشه بدانند که در برابر قانون چگونه باید بود و سیره گرامی ترین خلق خدا چگونه بود. پیامبر خدا در آن روز در حالی که بیماریش شدت یافته بود و فضل بن عباس و علی بن ابی طالب زیر بغلش را گرفته بودند و به سختی راه می رفت وارد مسجد شد و بر منبر رفت و آخرین سخنان را با مردمش گفت:«ایها الناس، فانی احمد الیکم الله الذی لااله الاهو؛ و انه قد دنا منی حقوق من بین اظهرکم، فمن کنت جلدت له ظهراً فهذا ظهری فلیستقدمنه، و من کنت شتمت له عرضاً فهذا عرضی فلیستقد منه؛ الا و ان الشحناء لیست من طبعی ولا من شأنی؛ الا و ان احبکم الی من اخذ منی حقا ان کان له، او حللنی فلقیت الله و انا اطیب النفس؛ و قد اری ان هذا غیر مغن عنی حتی اقوم فیکم مراراً.» [114] .مردم، من خدایی را که جز او خدایی نیست در برابر شما می ستایم؛ هر که در میان شما حقی بر من دارد اینک من. اگر بر پشت کسی

تازیانه ای زده ام، این پشت من، بیاید و به جای آن تازیانه بزند. اگر کسی را دشنام داده ام، بیاید دشنامم دهد. زنهار که دشمنی در سرشت من نیست و در شأن من نیست؛ بدانید که محبوبترین شما نزد من کسی است که اگر حقی بر من دارد از من بستاند یا مرا حلال کند تا خدا را که دیدار می کنم پاک و پاکیزه باشم؛ و چنین می بینم که این درخواست مرا کافی نیست و لازم است چند بار در میان شما برخیزم وآن را تکرار کنم.سپس از منبر فرود آمد، نماز ظهر را گزارد و باز به منبربازگشت و همان سخن را تکرار کرد. رسول خدا (ص) جلوه تام رحمت الهی بود، هرگز کسی را نیازرده بود، حقی را پایمال نکرده بود، خلاف مساوات و عدالت عمل نکرده بود، در اجرای قانون ملاحظه این و آن را نکرده بود و جز برای خدا خشم نگرفته بود؛ اما اینک گاه پیوستن به رفیق اعلی، اصرار داشت که کوچکترین حقی از مردم بر گردنش نباشد و مساوات در برابر قانون را در برترین درجه اش تحقق بخشد. مردی برخاست و گفت: «ای رسول خدا، من سه درهم نزد تو دارم!» پیامبر فرمود: «فضل، به او بده.» فضل آن را پرداخت و مرد نشست. آن گاه فرمود:«ایها الناس من کان عنده شی ء فلیؤده ولا یقل فضوح الدنیا، الا وان فضوح الدنیا ایسر من فضوح الاخره.» [115] .مردم، هر کس مالی از کسی نزدش هست باید آن را بپردازد و نگوید رسوایی دنیاست، بدانید که بی شک رسواییهای دنیا آسانتر از رسواییهای آخرت است.مرد دیگری برخاست و گفت: «ای رسول خدا، سه

درهم نزد من است که دراه خدا به کارزده ام.» پیامبر فرمود: «چرا به کار زدی؟» گفت: بدان محتاج بودم.» فرمود: «فضل، آن را از وی بستان.» مردی برخاست و گفت: «ای رسول خدا، در فلان جنگ بر شکم من تازیانه ای زدی!» پیامبر پیراهنش را بالا زد و از مرد خواست تا بیاید و قصاص کند مرد پیش آمد و خود را به سینه و شکم برهنه پیامبر افکند و جای قصاص را بوسه زد. [116] .آن حضرت نشان داد که پیامبر خدا بر مردم عادی در برابر قانون هیچ امتیازی ندارد. مدعیان مساوات باید بیاموزند که چگونه باید رفتار کرد. علامه اقبال لاهوری در حکایتی زیبا مساوات همگان در برابر قانون را چنین آورده است:بود معماری ز اقلیم خجند درفن تعمیر نام او بلندساخت آن، صنعتگر فرهادزاد مسجدی از حکم سلطان مرادخوش نیامد شاه را تعمیر او خشمگین گردید از تقصیر اوآتش سوزنده از چشمش چکید دست آن بیچاره از خنجر بریدجوی خون ازساعد معمار رفت پیش قاضی ناتوان و زار رفتآن هنرمندی که دستش سنگ سفت داستان جور سلطان باز گفتگفت ای پیغام حق گفتار تو حفظ آئین محمد کار توسفته گوش سطوت شاهان نیم قطع کن از روی قرآن دعویم قاضی عادل به دندان خسته لب کرد شه را در حضور خود طلب رنگ شه از هیبت قرآن پرید پیش قاضی چون خطا کاران رسیداز خجالت دیده برپا دوخته عارض او لاله ها اندوخته یک طرف فریادی دعوی گری یک طرف شاهنشه گردون فری گفت شه از کرده خجلت برده ام اعتراف از جرم خود آورده ام گفت قاضی فی القصاص آمد حیات [117] . زندگی گیرد به این قانون ثباتعبد

مسلم کمتر از احرار نیست خون شه رنگین تر از معمار نیست چون مراد این آیه محکم شنید دست خویش از آستین بیرون کشیدمدعی را تاب خاموشی نماند آیه بالعدل و الاحسان [118] بخواندگفت از بهر خدا بخشیدمش از برای مصطفی بخشیدمش یافت موری بر سلیمانی ظفر سطوت آئین پیغمبر نگرپیش قرآن بنده و مولا یکی است بوریا و مسند دیبا یکی است [119] .آنان که پایبند قرآن و سیره آموزگار آن بوده اند، این سیره را سخت پاس می داشته اند؛ چنانکه امیر مؤمنان (ع) در اجرای قانون جز ملاحظه حق نکرد و مساوات در برابر قانون را چون رسول خدا (ص) حفظ کرد. به گونه ای که مورد اعتراض بود که چرا همه را در برابر قانون یکسان می بیند و یکسان مکافات می کند. [120] .مهمترین چیزی که یک حکومت باید پاس بدارد، حفظ قانون و عدم تبعیض و رعایت مساوات در آن است. امیر مؤمنان (ع) به عمربن خطاب همین را یادآوری کرد:«ثلاث ان حفظتهن و عملت بهن کفتک ما سواهن، و ان ترکتهن لم ینفعک شی ء سواهن؛ قال: و ما هن یا ابا الحسن؟ قال: اقامه الحدود علی التقریب و البعید و الحکم بکتاب الله فی الرضا و السخط، و القسم بالعدل بین الاحمر و الاسود.» [121] .سه چیز است که اگر آنها را حفظ و بدآنهاعمل کنی از سایر امور بی نیاز باشی و اگر آنها را ترک کنی چیزی جز آنها سودت نبخشد. پرسید: آنها چیست؟ گفت: اجرای حدود (قانون) (به طور یکسان نسبت به نزدیک و دور (خویش و بیگانه) و حکم به کتاب خدا در خشنودی و خشم و تقسیم (بیت المال) به عدالت (مساوات) میان

سفید و سیاه.محمد بن یعقوب کلینی در ابتدای آداب قضاوت با اسناد خود از سلمه بن کهیل نقل کرده است که گفت: شنیدم علی (ع) به شریح (قاضی) می فرمود:«... ثم واس بین المسلمین بوجهک و منطقک و مجلسک حتی لا یطمع قریبک فی حیفک ولا ییاس عدوک من عدلک.» [122] .آن گاه میان مسلمانان در نگاه و کلام ومجلست به مساوات رفتار کن تا (خویش) و نزدیکت به ستم تو چشم طمع ندوزد و (بیگانه) و دشمنت از عدالت تو ناامید نشود.همچنین شیخ کلینی با اسناد خود از سکونی از امام صادق (ع) آورده است که امیر مؤمنان (ع) (درباره مساواتی که قاضی باید رعایت کند) فرمود:«من ابتلی بالقضاء فلیواس بینهم فی الاشاره و النظر و فی المجلس.» [123] .هر که در مقام قضاوت قرار گیرد باید در اشاره و نگاه و مجلس میان مردمان به مساوات رفتار کند.مساوات مردم در برابر قانون تا این اندازه باید رعایت شود. در زمان خلافت عمربن خطاب یک فرد یهودی علیه امیر مؤمنان (ع) اقامه دعوی کرد و کار به محکمه کشید و عمربن خطاب، علی بن ابی طالب را به منظور اقامه دلیل به محکمه دعوت کرد و در آنجا علی (ع) را با کنیه «ابوالحسن» خطاب کرد حضرت از این گونه بیان رنگش متغیر شد. پس از اتمام مرافعه، خلیفه به علی (ع) گفت: «گویا از اینکه با یک یهودی در محکمه حاضر شدی تا اقامه دلیل کنی ناراحت گشتی؟» حضرت گفت: «کلا، و انما ساءنی انک کنیتنی، و لم تساو بینی و بین خصمی، و المسلم والیهودی امام الحق سواء.» [124] (هرگز، ناراحتی من از

این بود که مرا با کینه یاد کردی (و بدین سبب مرا بر او ترجیح دادی) و رعایت مساوات میان من و مدعی را نکردی، حال آنکه مسلمان و یهودی در پیشگاه حق و از نظر قانون مساویند).لازمه عدالت،مساوات در برابر قانون است و اینکه همه مردم از نظر حقوق انسانی و طبیعی یکسان شمرده شوند و میان خلیفه مسلمانان و فردی عادی یا یک اهل کتاب تفاوتی گذاشته نشود. از نمونه های زیبای این جلوه ازمساوات، داستان علی (ع) (در دوران زمامداریش) و مردی است که زره آن حضرت را برداشته بود.علی (ع) حاکم و خلیفه بود و مقر حکومتش کوفه. زره آن حضرت گم شده بود شعبی گوید: «علی (ع) زره خود را در دست مردی نصرانی یافت و او را نزد شریح برد تا اقامه دعوی کند. به شریح گفت: این زره از آن من است که نه آن رإ؛ ّّ فروخته ام و نه بخشیده ام. مرد نصرانی منکر شد وادعا کرد که زره، زره خود اوست و اضافه کرد که البته نمی گویم که امیر مؤمنان دروغ می گوید. شریح رو به امام کرد و گفت: ای امیر مؤمنان آیا بر ادعای خود شاهد و دلیلی داری؟ گفت: نه. پس شریح به سود آن نصرانی حکم داد. نصرانی اندکی رفت و بازگشت و گفت: شهادت می دهم که این گونه قضاوتها، قضاوت پیامبران است. امیر مؤمنان مرا نزد قاضی خود آورده و قاضی او به زیانش رأی می دهد شهادت می دهم که خدایی جز خدای یکتا نیست و شهادت می دهم که محمد بنده و فرستاده اوست. ای امیر مؤمنان، به خدا سوگند که این زره، زره توست.

سپاهت حرکت کرد و تو به صفین می رفتی، این زره از پشت شتر خاکستری تو فرو افتاد. حضرت فرمود: اکنون که اسلام آوردی این زره از آن تو باشد و اسبی نیز بدو داد.» [125] .مساوات در برابر قانون به قدری اهمیت دارد که باید میان مدعی و مدعی علیه در مجلس قضاوت از هر جهت مساوات رعایت شود. از همین رو فقهای اسلام در باب قضا در آداب مجلس قضا موارد متعددی را عنوان کرده اند که نشان دهنده چگونگی مساوات در برابر قانون است، [126] از جمله:قاضی مدعی و مدعی علیه را در اجازه ورود مساوی بداند؛ قاضی طرفین دعوا را در سلام و جواب آن مساوی بداند؛ در نشاندن و جای دادن آنها رعایت مساوات کند؛ در سخن گفتن به مساوات رفتار کند و با هر دو یکسان سخن گوید؛ در ادای احترام نسبت به آنها به مساوات عمل کند؛ با هر دو یکسان برخورد کند؛ به سخن هر دو یکسان گوش دهد؛ با هر دو منصفانه رفتار کند؛ حتی مستحب است در قلب خود هر دو را مساوی بداند و هنگام سخن گفتن هر دو را مورد توجه قرار دهد تا امتیاز و تبعیضی پیش نیاید.

مساوات در تقسیم بیت المال

رسول خدا (ص) در دادن حقی که به مردم تعلق می گرفت هیچ برتری قائل نمی شد؛ میان فرزندان اسماعیل (عربها) و فرزندان اسحاق (غیر عربها) تفاوتی نمی گذاشت سفید را بر سیاه و توانگر را بر ناتوان برتری نمی داد، چنانکه در تقسیم غنائم جنگ بدر عمل کرد. [127] .این سیره پس از پیامبر مورد بی اعتنایی و تجدید نظر قرار گرفت. به دنبال رو آوردن درآمدهای کلان ناشی

از فتوحات، عمربن خطاب برای تصمیم در چگونگی تقسیم غنایم مشورت کرد و به سبک نظام مالی ایران و روم دفاتری تنظیم و مردمان را طبقه بندی کرد و بدین ترتیب مساوات مالی بر هم خورد. خلیفه درتقسیم بیت المال با معیارهای طبقاتی مهاجران را بر انصار، انصار را بر عرب، عرب را بر موالی و زنان پیامبر را بر زنان مهاجر و انصار برتری داد و حتی در سهمیه زنان پیامبر بین آنها که عرب بودند و غیر آنها تفاوت می گذاشت. [128] البته نقل شده است که خلیفه گفت: اگر زنده بمانم در تقسیم بیت المال به مساوات عمل خواهم کرد، [129] اما چنین فرصتی حاصل نشد.در دوران عثمان بن عفان، این مسأله به انحرافهای اساسی اقتصادی منجر شد و ثروتهای انباشته شده ای در دست اقوام او و آنان که در جهت منافع وی بودند، شکل گرفت. به بیان امیر مؤمنان (ع) بیت المال به غارت رفت:«الی ان قام ثالث القوم نافجا حضنیه، بین نثیله و معتلفه، و قام معه بنوابیه یخضمون مال الله خضمه الابل نبتهالربیع.» [130] .بالاخره سومی به پا خاست، او همانند شتر پرخور و شکم بر آمده، همیّ جز جمع آوری و خوردن بیت المال نداشت، بستگان پدریش (بنی امیه) به همکاریش برخاستند، آنها همچون شتران گرسنه ای که بهاران به علفزار بیفتند و با ولع عجیبی گیاهان را ببلعند، برای خوردن اموال خدا (بیت المال مسلمانان) دست ازآستین درآوردند.آنها بیت المال را به جای صرف در جهت مصالح و رشد امت به خود اختصاص دادند و دست به دست گرداندند و در حالی که محرومیت مستضعفان جامعه روزبه روز بیشتر می شد، سردمداران

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه