مساوات صفحه 9

صفحه 9

حکومت اموال بیشتری را به خود اختصاص می دادند. روزی که عثمان کشته شد صدو پنجاه هزار دینار طلا و یک میلیون درهم نزد خزانه دار خود ذخیره کرده بود و ارزش املاک او در حنین و وادی القری و جز آن صد هزار دینار بود ومقدار زیادی هم ارزش احشام او بود [131] زبیر بن عوام پس از مرگش هزار اسب و هزار غلام و کنیز از خود باقی گذاشت و ازرش یک از متروکات او پنجاه هزار دینار طلا بود. عواید طلحه بن عبیدالله در عراق روزی هزار دینار طلا بود و در برخی مناطق دیگر بیش از این درآمد داشت. در اصطبل عبدالرحمن بن عوف صد اسب و هزار شتر و ده هزار گوسفند یافت می شد و یک چهارم دارایی او پس از مرگش هشتاد و چهار هزار دینار طلا به حساب آمد. زیدبن ثابت پس از مرگش به قدری طلا و نقره از خود باقی گذاشته بود که وارثان او آنها را با تبر خرد کرده، تقسیم کردند و املاک و مزرعه های او صد هزار دینار ارزش داشت. چون یعلی بن منیه در گذشت پانصد هزار دینار طلا از خود به جای گذاشتو از مردم هم مطالبات بسیاری داشت و ارزش ترکه او از املاک و جز آن سیصد هزار دینار می شد. [132] عثمان فدک را به مروان حکم بخشید [133] و نیز یک پنجم غنایم آفریقا را که تقریباً مساوی پانصد هزار دینار بود [134] به حکم بن ابی العاص صد هزار درهم بخشید. [135] به حارث بن حکم بن عاص سیصدهزار درهم، [136] به سعید بن عاص صد هزار درهم


[137] ، به ابوسفیان دویست هزار درهم [138] و به عبدالله بن خالدبن اسید چهار صد هزار درهم [139] یا ششصد هزار درهم [140] بخشید ابن ابی الحدید معتزلی ذکر می کند که تمام غنائمی را که خداوند از فتح ناحیه شمال غربی افریقا یعنی از طرابلس غرب تا طنجه برای عثمان نصیب فرموده بود به عبدالله بن سعد بن ابی سرح بخشید بدون اینکه هیچیک از مسلمانان در آن شریک سازد؛ [141] و به قول برخی یک پنجم خمس غنائم افریقا [142] و یا صد هزار درهم [143] بدو بخشید. و بذل و بخششهای فراوان دیگر از بیت المال که این خود از عوامل شورش مردم علیه او و در نهایت کشته شدنش بود. به بیان امیر مؤمنان (ع):«الی ان انتکث علیه فتله، و اجهز علیه عمله، و کبت به بطنته.» [144] .اما عاقبت بافته هایش (برای استحکام خلافت) پنبه شد، و کردار ناشایستش کارش را تباه ساخت و سرانجام شکم خوارگی و ثروت اندوزی، برای ابد نابودش ساخت.و هنگامی که پیشوای پرهیزگاران، علی (ع) زمام امور را به دست گرفت، اعلام کرد که در همه امور به سیره رسول خدا (ص) عمل می کند و عمل کرد؛ از جمله مساوات در تقسیم بیت المال. آن حضرت بدون هیچ تأخیر و سازشی، در روز دوم زمامداریش، مساوات در تقسیم بیت المال را اعلام کرد و در روز سوم آن را تحقق بخشید. ابن ابی الحدید معتزلی از قول ابوجعفر اسکافی، دانشمند و متکلم بزرگ معتزله درگذشته به سال 240 هجری [145] آورده است که روزدوم پس از بیعت با علی (ع) که روز شنبه یازده شب مانده

از ماه ذی حجه بود - آن حضرت به منبر رفت و خطبه ای ایراد کرد. [146] در آن خطبه راه و روش خود را که ادامه سیره پیامبر بود مشخص، و مساوات در تقسیم بیت المال را اعلام کرد و همین سخنان نخستین چیزی بود که خوگرفتگان به نابرابریها آن را خوش نداشتند و موجب کینه و مخالفت با امام شد. آن حضرت به صراحت فرمود:«وانی حاملکم علی منهج نبیکم (ص) و منفذ فیکم ما امرت به؛ ان استقمتم لی و بالله المستعان. الا ان موضعی من رسول الله (ص) بعد وفاته کموضعی منه ایام حیاته.» [147] .من شما را به راه روشن پیامبرتان (ص) خواهم برد و به آنچه فرمان داده شده ام درباره شما عمل خواهم کرد، اگر به آنچه می خواهم (تن سپاریدو) مستقیم شوید و (البته) از خدا باید یاری جست. بدانید که موضع من نسبت به رسول خدا (ص) پس از رحلت او همچون موضع من در دوران زندگی اوست.اما علی (ع) در ادامه سخنان خود مترفان و متنعمان را از راه و روششان پرهیز داد و اعلام کرد که استفاده های نامشروع از بیت المال پایان یافته است و کسی بر سیره او که سیره پیامبر خداست و بر عمل به مساوات در تقسیم بیت المال خرده نگیرد و اعتراض نکند و آنان که برای خود نسبت به سایر مردم امتیاز قائلند بدانند که اجر مزیتهای معنوی نزد خداست و هیچکس را بر هیچکس مزیتی مادی نیست و همه مسلمانان برابرند و اموال خدا باید به مساوات میانشان تقسیم شود. سپس از همگان خواست که فردا برای گرفتن سهمشان از بیت المال

بیایند. [148] .امیر مؤمنان به عمار یاسر و عبیدالله بن ابی رافع و ابوهیثم تیهان مأموریت داد مالی را که در بیت المال بود تقسیم کنند و به آنها فرمود: «اعدلوابینهم ولا تفضلوا احد علی احد» (عادلانه تقسیم کنید و کسی را بر کسی برتری ندهید). آنها مسلمانان را شمردند و مقدار مال را نیز معلوم کردند و مشخص کردند که به هر کس سه دینار می رسد مسلمانان و نیز طلحه و زبیر با پسرهای خود برای گرفتن سهمشان از بیت المال آمدند و به هر یک سه دینار دادند. طلحه و زبیر اعتراض کردند و گفتند: «عمر با ما چنین رفتار نمی کرد. آیا این نحوه تقسیم بیت المال نظر خودتان است یا دستور رفیقتان؟» آنها پاسخ دادند: «امیر مؤمنان (ع) چنین دستور داده است.» پس نزد علی (ع) رفتند و به این شیوه اعتراض کردند و نحوه تقسیم بیت المال را در دوره عمر یادآور شدند. حضرت پرسید: «فما کان یعطیکما رسول الله؟» (رسول خدا در تقسیم بیت المال با شما چگونه رفتار می کرد)؟ آنها سکوت کردند. فرمود:«الیس کان النبی یقسم بین المسلمین بالسویه؟» (آیا پیامبر بیت المال را میان مسلمانان به مساوات تقسیم نمی کرد؟)گفتند: آری فرمود: «فسنه رسول الله اولی بالاتباع عند کما، ام سنهعمر؟» (پس نزد شما سنت پیامبر سزاوارتر است که پیروی شود یا سنت عمر)؟ گفتند: «سنت رسول خدا؛ اما ما دارای سوابق وخدمات بوده، در راه اسلام سختیها کشیده ایم و از نزدیکان (به پیامبر) هستیم.» حضرت از آنها پرسید:«سابقه شما در اسلام بیشتر است یا من؟» گفتند: «سابقه شما.» فرمود: «شما به پیامبر نزدیکتر هستید یا من؟» گفتند: «شما»

پرسید:«خدمات شما و سختیهایی که برای اسلام متحمل شده اید بیشتر است یا من؟» گفتند: «شما» فرمود: «به خدا سوگند من و کارگری که برای من کار می کند در سهممان از بیت المال یکسان هستیم.» [149] آن حضرت در خطبه ای همگان را از موضع و عملکرد خود آگاه ساخته بود:«و محوت دواوین العطایا و اعطیت کماکان رسول الله (ص) یعطی بالسویه و لم اجعلها دوله بین الاغنیاء.» [150] .و دفاتر حقوق و عطایا را (که به دستور عمر بر ملاکهای طبقاتی تعیین شده بود) از بین بردم ومانند رسول خدا (ص) آن را به مساوات تقسیم کردم و آن را در دست توانگران قرار ندادم.عاصم بن ضمره گوید: «علی (ع) بیت المال را میان مردم تقسیم کرد و همه را یکسان داد.» [151] یعقوبی می نویسد: علی (ع) مردم را در عطا برابر نهاد و کسی را بر کسی برتری نمی داد و به موالی همان اندازه می داد که به عربها و وقتی علت را جویا شدند، در حالی که چوبی از زمین برداشت و آن را میان دو انگشت خود نهاد فرمود:«قرات ما بین الدفتین فلم اجد لولد اسماعیل علی ولد اسحاق فضل هذا.» [152] .تمام قرآن را خوانده ام و در آن برای فرزندان اسماعیل (عربها) بر فرزندان اسحاق (غیر عربها) به اندازه این چوب برتری نیافته ام.امام در پاسخ این گونه اعتراضها و خرده گیریها به طلحه و زبیر فرمود:«و اما ما ذکرتما من امر الاسوه، فان ذلک امرلم احکم انافیه برایی، ولا ولیته هوی منی، بل وجدت انا و انتما ما جاء به رسول الله (ص) قد فرغ منه.» [153] .و اما

(اعتراض) شما در مورد اینکه (چرا میان شما وسایر مسلمانان) به تساوی رفتار کرده ام، این حکمی نبوده که من به رأی خود صادر کرده و بر طبق خواسته دلم انجام داده باشم، بلکه من و شما می دانیم که این همان دستورالعملی است که پیامبر (ص) آورده وانجام داده است.امیر مؤمنان (ع) محکم و استوار برسیره مساوات ایستاد و با وجود همه مخالفتها، بیت المال را به تساوی میان همگان تقسیم کرد و میان عرب و غیر عرب تفاوت نگذاشت. از ابواسحاق نقل شده که حرث گفت: من نزد علی (ع) بودم که دو زن آمدند و ادعای فقر و مسکنت کردند. امام فرمود: بر ما واجب است در صورت صدق گفته شما به شما کمک کنیم. آن گاه مردی را به بازار فرستاد تا برای آنها طعام و لباس خریده و فرمود به هر یک از آنها صد درهم بدهد. یکی از زنها اعتراض کرد و گفت من عرب هستم و زن دیگر از موالی است، چگونه با ما برخورد مساوی شده است. امام فرمود:«قد قرات ما بین اللوحین فما رایت لولد اسماعیل علی ولد اسحاق علیهما السلام فضلا ولا جناح بعوضه.» [154] .من قرآن خوانده و در آن خوب نگریسته ام اما برای فرزندان اسماعیل (عربها) بر فرزندان اسحاق (غیر عربها) حتی به اندازه بال پشه ای برتری ندیده ام.ابن داب از ام هانی خواهر علی (ع) نقل می کند که نزد برادرش آمده و امام بیست درهم به او داده، کنیز عجم ام هانی نیز نزد امام رفته و پول گرفته بود. وقتی ام هانی از کنیز خود پرسید که چقدر از امام گرفته است، گفت

که علی (ع) بیست درم به او داده. ام هانی با عصبانیت نزد امام رفت و گفت که باید به او پول بیشتری بدهد. اما پاسخ امام همان بود که در قرآن برای فرزندان اسماعیل بر فرزندان اسحاق برتری نیافته است. [155] آن حضرت برای خویشاوندان خود هیچ مزیتی بر دیگران قائل نمی شد و در برخورد با عقیل که خواستار مبلغی بیش از سهمش از بیت المال بود همین حقیقت را گوشزد کرد و فرمود: «من و تو نسبت به بیت المال، چون سایر مسلمانان هستیم.» [156] .آنان که برای اصلاح دنیای خود و بقای چند روز حکومتشان دست تعدی به بیت المال مسلمانان دراز می کنند و آن را میان خویشاوندان و حامیان خود به یغما می گذارند سخت در خسرانند. وقتی به امام گزارش رسید که مصقله بن هبیره شیبانی فرماندار آن حضرت در «اردشیر خره» یکی از شهرهای فارس اموال عمومی را به خویشان خود اختصاص داده است، سخت با او برخورد کرد و در نامه ای به وی نوشت: «به من درباره تو گزارشی رسیده که اگر درست باشد و این کار را انجام داده باشی پروردگارت را به خشم آورده، و امامت را عصیان کرده ای:(گزارشی رسیده) که تو غنائم مربوط به مسلمانان که به وسیله اسلحه و اسبهایشان به دست آمده، و خونهایشان در این راه ریخته شده است، در بین افرادی از بادیه نشینان قبیله ات که خود برگزیده ای تقسیم می کنی.سوگند به کسی که دانه را در زیر خاک شکافت و روح انسانی را آفرید. اگر این گزارش درست باشد تو در نزد من خوار خواهی شد و ارزش و مقدارت

کم خواهد بود؛ حق پروردگارت را سبک مشمار و دنیایت را با نابودی دینت اصلاح مکن که از زیانکارترین افراد خواهی بود. آگاه باش! حق مسلمانانی که نزد من و یا پیش تو هستند در تقسیم این اموال مساوی است، باید همه آنها به نزد من آیند و سهمیه خود را از من بگیرند.» [157] .از حقوق واجب مردم بر گردن امام و حکومت، تقسیم اموال عمومی به مساوات و عدم تبعیض در تقسیم آن است. ابوحمزه ثمالی گوید: «از امام باقر (ع) پرسیدم: «ما حق الامام علی الناس؟» (حق امام بر مردم چیست)؟ فرمود: «حقه علیهم ان یسمعو اله و یطیعوا» (سخنش را بشنوند وفرمانش برند). عرض کردم: «فما حقهم علیه؟» (حق مردم بر امام چیست)؟ فرمود: «یقسم بینهم بالسویه و یعدل فی الرعیه، فاذا کان ذلک فی الناس فلا یبالی من اخذههنا و ههنا.» [158] (اینکه بیت المال را میان آنها به مساوات تقسیم کند و با مردم به عدالت رفتار کند؛ و چون این دو اصل در میان مردم عملی گشت امام باک ندارد از آنکه کسی این سو و آن سو زند) احتمال دارد مراد آن باشد که امامی که به وطیفه خود عمل می کند و مساوات وعدالت را جاری می سازد باکی از واپس گرایان و مترفان و ستمگران ندارد و بر این موضع حق خود می ایستد و هرگز گامی به پس نمی گذارد. با شواهد تاریخی و روایی که در دست هست این معنا درست می نماید و همه پیشوایان حق همین جهتگیری را داشته اند. حفص بن غیاث گوید شنیدم وقتی از امام صادق (ع) درباره تقسیم

بیت المال پرسش شد چنین فرمود:«اهل الاسلام هم ابناء الا سلام اسوی بینهم فی العطاء و فضائلهم بینهم و بین الله؛ اجعلهم کبنی رجل واحد لا یفضل احد منهم لفضله و صلاحه فی المیراث علی آخر ضعیف منقوص؛ و قال: هذا هو فعل رسول الله (ص) فی بدو امره، و قد قال غیرنا: اقدمهم فی العطاء بما قد فضلهم الله بسوابقهم فی الاسلام اذا کانوا فی الاسلام اصابوا ذلک فانزلهم علی مواریث ذوی الارحام بعضهم اقرب من بعض و اوفر نصیباً لقربه من المیت و انما ورثوا برحمهم و کذلک کان عمر یفعله.» [159] .مسلمانان همه فرزندان اسلامند(و من میان آنها در دادن بیت المال فرقی نمی گذارم و) به همه یکسان و یک اندازه می دهم و برتریهای آنها تنها بین خودشان وخداست؛ من آنها را مانند پسران یک مرد قرار می دهم که برای هیچیک از آنها به سبب فضل و صلاحیت یکی بر دیگری که ضعف و نقص دارد برتری در ارث قائم نمی شود؛ و فرمود: این عمل رسول خدا در ابتدای کارش و کسانی که غیر از ما هستند می گویند ما آنهایی را که خداوند به سوابقشان در اسلام برتری داده است در دادنیها برتری می دهیم چون در اسلام برتری دارند و گویند مانند مواریث در خویشاوندان است که برخی بر برخی نزدیکتر هستند و به علت نزدیکی به مرده، سهم بیشتری دارند و به علت نزدیکی ارث می برند و عمر چنین می کرد.اما امیر مؤمنان (ع) بر موضع حق تقسیم بیت المال به مساوات ایستاد و آن همه مخالفتها به همین سبب بود. [160] آن حضرت بر

مواضع نبوی ایستاد و تهدیدها و کارشکنی ها و فتنه ها او را از میدان بر در نبرد.فان الناس کلهم سواء و ان ذکت الحروب مضرمات [161] .تمام مردم برابرند گرچه آتش جنگهای خانمانسوز شعله ور گردد.ابو مخنف ازدی گوید: گروهی از شیعه نزد امیر مؤمنان (ع) آمدند و گفتند: ای امیر مؤمنان آیا بهتر نیست این اموال را میان این رؤسا و اشراف تقسیم کنی و آنها را بر ما ترجیح و برتری دهی و چون پس از مدتی کارها محکم شد به بهترین روشی که خداوند فرموده است بازگردی و اموال را به طور مساوی و از سر عدالت در میان مردم تقسیم کنی؟ حضرت فرمود:«اتأ مرونی و یحکم ان اطلب النصر بالظلم و الجور فیمن ولیّت علیه من اهل الاسلام؟ لا و الله لا یکون ذلک ما سمر السمیر و ما رؤیت فی السماء نجما، والله لو کانت اموالهم ملکی لساویت بینهم، فکیف و انما هی اموالهم.» [162] .آیا به من دستور می دهید که برای پیروزی و موفقیت خود در حق کسانی که بر آنها حکومت می کنم از ستم و بیداد استمداد جویم؟ هرگز، به خدا سوگند تا شب و روز برقرار و تا در آسمان ستاره ای دیده می شود، به چنین کاری دست نمی زنم. به خدا سوگند اگر اموال از خودم بود به طور مساوی در میان آنها تقسیم می کردم، تا چه رسد به اینکه این اموال، اموال خودشان است.و نیز نقل شده است که چون عده ای برای مال دنیا از گرد امام پراکنده می شدند و به سوی معاویه فرار می کردند، گروهی از اصحاب امیر مؤمنان (ع) به حضرت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه