نگاهی به راهبردهای ارزشی پیامبر درمسیر وحدت اسلامی صفحه 2

صفحه 2

يكي ديگر از راه‌حل‌هايي كه پيامبر مكرم اسلام‌صلي الله عليه وآله در مسير بنيانگذاري وحدت امت اسلامي به كار مي‌گرفت، نفي نژادپرستي، قوميت‌گرايي و تبعيض‌هاي ناروا و ناپسند بود.شكستن ارزشهاي جاهلي: مبارزه پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله با برده‌داري آن زمان كه همراه افزايش تدريجي قدرت سياسي و اجتماعي حضرت با قاطعيت روزافزوني نيز توام بود، بهترين شاهد است. اين جنبش، بخشي از حركت‌هاي عدالت‌خواهي پيامبرصلي الله عليه وآله در برابر ظلم آشكار آن دوره به شمار مي‌آيد چرا كه حضرت به دنبال تاسيس جامعه فلاح‌پسند ديني و پايه‌گذاري حزب رستگاران است كه: «الا ان حزب الله هم المفلحون (مجادله /22) و نيك، از قرآن آموخته كه فلاح و سعادت با ظلم و شقاوت قابل جمع نيست: «.. انه لايفلح الظالمون . (انعام /35)يكي از تلاشهاي پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله در دوره ابتدايي حضور ده ساله مكه مكرمه، گسستن مباني نظام ارزشي حاكم بر جامعه جاهلي آن زمان بود. در بافت پيوندهاي عشيره‌اي; بردگان و كنيزكان بدون اذن صاحبان خود، حق هيچ‌گونه تصميم‌گيري مستقل و يا اظهار مشاركت اجتماعي خاص نداشتند. اجازه بردها در پذيرش يا عدم پذيرش معتقدات ديني خويش نيز به دست‌خود آنان نبوده است.دعوت فرهنگي پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله به توحيد، و نيز دعوت ارزشي حضرت به ايجاد تعلق ديني و حب اجتماعي توحيدي، سبب شد تا زمينه شكستن چنين تبعيض‌هاي ظالمانه‌اي فراهم گردد، معيارهاي جاهلي روابط نسبي از بين‌رفته و در نهايت افراد، بدون وابستگي قومي و قوم‌گرايي به دين جديد بگرايند چرا كه: «لاعصبية في الاسلام .حاصل توفيق پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله در به كارگيري اين راه، مسلمان شدن افرادي از عشيره‌ها و قبايل متعدد مشركين و تمرد آنان از قوانين نظام قبيله‌اي و سپس، پيوستن به صفوف مؤمنان بود. اين روش، علاوه بر تاثيرگذاري «ارزشي و اجتماعي يعني ايجاد ياس و وحشت در دل مشركان و ويران شدن اصول ارزش حاكم، زمينه‌اي براي زايش نظام اجتماعي جديد پديد آورد.ارزش مساوات توحيدي: بعدها پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله در قالب فرمان، ارشاد يا نصيحت، مسلمانها را رهنمون به آزادسازي بردگان مي‌سازد و خود نيز چنين مي‌كند و اين فرمان «خداي بود كه ايمان به خود و آخرت و پيامبران را با بخشش مال در جهت آزادي انسانهاي ديگر همسنگ مي‌داند: «.. ولكن البر من آمن بالله واليوم الآخر والملئكة والكتاب والنبيين واتي المال علي حبه ذوي القربي و... وفي الرقاب و...» (بقره /177)حضرت، افرادي مانند «زيد بن حارثه را فرمانده سپاه اسلام، «بلال حبشي را مؤذن ويژه قرار مي‌دهد و از «سلمان فارسي ايراني تجليل مي‌كند و به او مقام و منزلت والا مي‌بخشد تا به اين ترتيب هم با تبعيض‌هاي موجود به مبارزه برخيزد: «من اعتق مؤمنا اعتقه الله العزيز الجبار...«و هم بتدريج ارزش تقوا را ملاك منصب‌ها و منزلت‌هاي اجتماعي، معرفي نمايد كه: «ان اكرمكم عندالله اتقيكم...» (حجرات /13)پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله آشكارا اعلام مي‌كرد آن غلام حبشي و اين سيد قريشي (هر دو) در نزد من يكسان هستند و بدين‌سان آن حضرت را منادي به حق مساوات توحيدي دانسته‌اند. چه اين كه: «كلكم لآدم و آدم من تراب ليس لعربي علي عجمي فضل الا بالتقوي . [12] .به هر حال رعايت تساوي و عدالت توسط پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله كه دقيقا در برابر ظلم و تبعيض‌هاي رايج قرار داشت، از مؤثرترين راهكارهاي ايجاد وحدت اسلامي در جامعه آسيب‌ديده آن روزگار بود.در متون تاريخي و روايي مي‌خوانيم كه حضرت تفاوتي بين برده و غيربرده نمي‌گذاشت و خود نيز در اجراي احكام، طعم شيرين حق مساوات و عدالت را به ديگران مي‌چشانيد; كه حتي در جمع مسلمانان، جايگاه پيامبر خداصلي الله عليه وآله ناپيدا بود و هر زماني در مجلس مي‌نشست افراد ناشناس بسادگي نمي‌توانستند حضور رسول‌الله‌صلي الله عليه وآله را نزد مردم بيابند. اوج درخشش اين مساوات‌طلبي حتي در چشمان مبارك رسول رحمت نيز نمايان بود كه: «كان رسول‌الله يقسم لحظاته بين اصحابه، ينظر الي ذا وينظر الي ذا بالسوية . [13] .البته شكي نيست كه همه اين آداب الهي در جلب حمايت توده مردم بسيار مؤثر بوده است. حضرت در يك تمثيل گويا مي‌فرمايد: «ان الناس من عهد آدم الي يومنا هذا مثل اسنان المشط لا فضل للعربي علي العجمي ولا للاحمر علي الاسود الا بالتقوي.» [14] .اين سيره با درايتي خاص و تدبيري موشكافانه در دوران حكومت پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله نيز دنبال مي‌شود تا همواره نقش خود را به عنوان يكي از ابزارهاي ارزشي وحدت‌ساز ايفا كند. پيامبرصلي الله عليه وآله درصدد است تا همه پايه‌هاي نابرابري‌هاي جاهلي را از ميان بردارد و بازگشت‌به عهد جاهليت و پسند احكام غيرالهي را ناممكن سازد كه: «افحكم الجاهلية يبغون...» (مائده/50)رسول الله‌صلي الله عليه وآله خود، آغازگر اين حركت‌بزرگ اجتماعي - ارزشي است و از هر رخدادي در جهت القا و تثبيت روح مساوات و عدالت انساني در جامعه نوپاي آن زمان بهره مي‌برد. در جايي به زيبايي تمام مي‌فرمايد: «ان الله يكره من عبده ان يراه مميزا بين اصحابه . [15] .بدين‌ترتيب مي‌توان نتيجه گرفت: نفي قوميت‌گرايي و هر نوع تعصب ناپسند جاهلي، هميشه مدنظر پيامبر گرامي اسلام‌صلي الله عليه وآله بوده است و هشدارهاي حضرت نيز به كساني كه حسب و نسب را ملاك افتخارات و ارزشها مي‌دانستند، در تاريخ اسلام ثبت‌شده است:«سلمان فارسي در مسجد پيامبرصلي الله عليه وآله نشسته بود. عده‌اي از بزرگان اصحاب نيز حاضر بودند و سخن از اصل و نسب به ميان آمد هر كسي درباره اصل و نسب خود چيزي مي‌گفت تا اين كه از سلمان سؤال كردند... او گفت: انا سلمان بن عبدالله، كنت ضالا فهداني الله عزوجل بمحمد، كنت عائلا فاغناني الله بمحمد وكنت مملوكا فاعتقني الله بمحمد. سپس پيامبرصلي الله عليه وآله وارد شدند و سلمان گزارش جريان را به حضرت رساند. رسول اكرم‌صلي الله عليه وآله به آن جماعت كه همه از قريش بودند فرمود: يا معشر قريش ان حسب الرجل دينه و مروئته خلقه و اصله عقله. [16] .همچنين در روايت ديگري، افتخار و فخرفروشي بر محور تعصبات قومي را از آتش جهنم مي‌شمارد: «ليدعن رجال فخرهم باقوام انما هم فحم من فحم جهنم...» [17] .در همين رديف بايد بر زندگي بسيار ساده پيامبر عزيزصلي الله عليه وآله اشاره كرد كه به نقل اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام حتي اجازه نصب پرده‌اي با نقش و نگار معمولي را بر در خانه خود نمي‌دهد. اين امر، بهترين شاهد و عالي‌ترين زمينه براي جذب انسانهاي محروميت كشيده آن زمان و عامل تحقق وحدت ديني بود. به نقل صحابه آن حضرت: «كان رسول‌الله‌صلي الله عليه وآله خفيف المؤونة .زيباترين تعبير پيرامون نقش ارزشي پيامبران همان است كه در نهج‌البلاغه مي‌خوانيم: «مع قناعة تملا القلوب والعيون غني و خصاصة تملا الابصار و الاسماع اذي . [18] .حمايت از محرومين: در جهت نفي تعصبات قومي، خطمشي حمايت از محرومين و بيچارگان نيز قرار دارد. اين گروه كه عمدتا بردگاني از مردان و زنان‌اند طبق قوانين حاكم، زير پوشش حمايتي هيچ قوم و قبيله‌اي نبودند و لذا از كليه حقوق اجتماعي و سياسي محروم مي‌شدند و به دليل ساخت‌سياسي خاص دوران جاهلي و نيز ناتواني‌هاي گوناگون اين افراد، امكان پي‌ريزي جامعه‌اي مستقل را هم نداشتند.در چنين شرايطي، مخالفت پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله با تبعيض‌ها و قوم‌گرايي‌ها و از سوي ديگر، حمايت از محرومان، سبب جذب اين گروه به اسلام و پيامبرصلي الله عليه وآله مي‌شد و بدين‌ترتيب گروه كثيري بر محور رسول خداصلي الله عليه وآله وحدت اجتماعي و سياسي پديد مي‌آوردند. در واقع، محتواي فكري دعوت حضرت در اعلام اصالت تقوا و كرامت انساني و نيز مقتضاي عملكرد او، نقش يك ابزار پويا براي ايجاد وحدت اسلامي نوين را ايفا كرد.اين اعلام حمايت و جانبداري كه بتدريج دامنه پوشش آن نيز گسترده مي‌شد، توانست نيروهاي خسته و گريزان، ستم‌ديده و درگير ترديدهاي فكري را به مركزي واحد هدايت كند و پايه‌هاي وحدت ديني را استوار سازد.

نقش بيت‌الله

با نظري به رويدادهاي تاريخ اسلام بعضي راه‌حل‌هاي ديگر نيز به چشم مي‌آيد كه در آنها به نحوي از ظرفيت و مقتضيات موجود جامعه آن زمان در جهت تحقق وحدت اسلامي بهره‌برداري شده است.در اين‌باره تاثير كعبه مكرمه و كيفيت استفاده پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله از آن به عنوان يكي از ابزارهاي ارزشي وحدت‌ساز شايان توجه است چه اين كه: «ان اول بيت وضع للناس للذي ببكة مباركا وهدي للعالمين . (آل‌عمران /96)پيامبرصلي الله عليه وآله از موقعيت مكاني مكه و فرصت زماني ايام حج در مقطعي كه تمام مردم جزيرة‌العرب به آن جا مي‌آمدند بهره مي‌برد تا دعوت توحيدي خود را به مهتران و بزرگان قبايل ارائه دهد. در متون تاريخي نام قبيله‌هاي «بني‌حنيفه ، «كنده ، «بني‌صعصعه ، «كلب و ديگران را در فراخوان حضرت مي‌بينيم و حتي گرايش مردم يثرب به اسلام هم از طريق همين تدبير در استفاده از موقعيت‌خانه خدا و موسم حج‌بوده است: «جعل الله الكعبة البيت الحرام قياما للناس . (مائده /97)ميزان كارآمدي اين عامل در تمايل و كشش توده‌ها به سوي پيامبرصلي الله عليه وآله به قدري بود كه كفار و مشركان را كاملا در موضع انفعالي قرار مي‌داد. آن گونه كه پيش از آغاز مراسم براي جلوگيري از شعاع نفوذ پيام نبي‌صلي الله عليه وآله به مشورت مي‌پرداختند تا مناسب‌ترين شيوه‌هاي تبليغي و رواني را براي تغيير اذهان مخاطبان و مردم به كار گيرند. شعارهاي رواني - سياسي آنها اين بود: «وقالوا يا ايها الذي نزل عليه الذكر انك لمجنون . (حجر/6)و مهم اين است كه در تبليغاتشان، روح تعصب‌هاي نژادي و قومي موج مي‌زد: «ويقولون ائنا لتاركوا الهتنا لشاعر مجنون . (صافات /36)

راهبردهاي اجتماعي و فردي

حميت عربي و حس مشترك

بهره‌برداري پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله از اخلاق و خصوصيات روحي عرب جاهلي در جهت اهداف توحيدي و بويژه تحقق وحدت اسلامي، يكي ديگر از راهبردهاي ارزشي به شمار مي‌آيد.ظرفيت‌هاي روحي جامعه آن زمان در تمامي شرايط اجتماعي خاص خود تنيده شده بود و پيوندي مستحكم با پيشينه تاريخي‌اش داشت; سعي پيامبرصلي الله عليه وآله اين بود كه قابليت‌ها را به سمت مطلوبيت‌هاي موردنظر هدايت كند و به نوعي، آميزه‌هاي اخلاقي نويني به وجود آورد. بدين‌سان پيامبر عزيزصلي الله عليه وآله از اين امكانات اخلاقي و روحي براي پديدآوري يك همگرايي ديني و استحكام علايق مشترك اعراب در جهت آرمانهاي امت واحده استفاده مي‌كند.روحيه تعصب و حميت عربي، تعهد و وفاي به عهد و پيمان، شجاعت و دلاوري يا ميهمان‌نوازي، نمايانگر شاخصه‌هاي اجتماعي اعراب جاهلي شده است: «اذ جعل الذين كفروا في قلوبهم الحمية حمية الجاهلية...» (فتح /26)و در همين حركت پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله اصلاح و بهسازي ارزشهاي حاكم در چارچوب نظام ارزشي اسلام را يكي از كليدهاي رويكرد اتحاد اسلامي مي‌داند. به اين صورت كه تعصب به قوم و قبيله، حفظ و بزرگداشت منزلت عشيره و رؤسا و بزرگان آن و نيز واكنش در حمايت از افراد طايفه (كه معمولا به نحو صريح يا ضمني توام با گونه‌اي تعهد و پيمان بود) بارها و بارها در تاريخ اسلام سبب حمايت از حضرت در مواضع مختلف و اصولا، زمينه تشكيل اولين وحدت سياسي و علني اسلام تلقي مي‌گردد. پيامبرصلي الله عليه وآله خود مي‌فرمود: «ما نالت مني قريش شيئا اكرهه حتي مات ابوطالب.» [19] .به هر حال، چنين بيعت‌هايي نه تنها در محدوده داخلي كه بيشتر در تعهد قبايل نسبت‌به يكديگر نيز كاربرد داشت و طبق رسوم جاهلي تا زمان اعلام انصراف هم‌پيمان يا هم‌پيمانان به قوت خود باقي مي‌مانده است. و پيامبرصلي الله عليه وآله نيز از همين طريق ديگران را دعوت به اسلام مي‌كرد و در طول تاريخ مكرر بين حضرت و افراد يا گروهي از ياران، پيمانهاي گوناگوني منعقد مي‌گرديد كه تكرار آن حاصلي جز فراگيري دامنه وحدت اسلامي نداشت. شبيه آنچه در «عقبه اولي ، «عقبه ثانيه ، «بيعت در غزوه بدر»، «بيعت رضوان و غير آنها روي داد.شجاعت و دليري اعراب كه ريشه در وضعيت‌خاص آن جامعه و نيز مسايل جغرافيايي و طبيعي داشت، هيچ‌گاه به صورت مطلق از ناحيه پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله مطرود و مذموم دانسته نشد بلكه اين روحيه‌خاص نيز در مسير اصلاح و امور پسنديده و صحيح قرار گرفت. و بدون ترديد اين امر در گسترش حاكميت‌سياسي اسلام كه فقط در طي ده سال، بيش از هشتاد غزوه و سريه را در پرونده خود جاي داده، تاثير بسزايي داشته است.حضرت، در جنگهاي بسياري ضمن تجليل و تمجيد از روحيه شجاعت و سلحشوري سربازان اسلام، ارزشمندي آن را در محدوده عبادت و تقواي الهي مورد سنجش و مقايسه قرار مي‌داد و بدين‌سان شيوه تعديل و تصحيح ويژگي‌هاي اخلاقي اعراب را برمي‌گزيد مانند: «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين از سوي ديگر، پيامبرصلي الله عليه وآله در تقويت و اصلاح روحيه مهمان‌نوازي اعراب نيز مي‌كوشد كه اين نيز سبب جذب فزونتر افراد به قلمرو مسلمانان است.پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله مسلمين را امر به سخاوت و بخشش اموال و انفاق دارايي‌هاي خود مي‌كرد بر مبناي: «لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون...«(آل‌عمران /92) و خود مي‌فرمود: «فاحسنوا صحبة السلام بالسخاء...» نيز در دوره اوليه تكون جامعه اسلامي از انصار مي‌خواست مهاجران را مورد حمايت قرار دهند و مسلمانان مدني هم با توجه به همان روحيه خاص اجتماعي، (كه اكنون صبغه ديني هم پيدا كرده بود) چنين كردند تا آن جا كه براي اسكان مهاجران در خانه‌هاي خود به قرعه‌كشي روي آوردند: «والذين تبوءو الدار والايمان من قبلهم يحبون من هاجر اليهم ولايجدون في صدورهم حاجة مما اوتوا ويؤثرون علي انفسهم ولو كان بهم خصاصة ومن يوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون . (حشر /9)بدين‌ترتيب بهره‌بري پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله از اين ظرفيت روحي كه با صحه گذاشتن و تعديل ديني همراه بود، سبب شد تا وحدت اسلامي، هر روز با اقتدار بيشتري همراه باشد و به مرور زماني، تسري يابد. البته نزد اسلام، اصل تعدد در مليت و اقوام نفي نمي‌شود اما ستيزه‌جويي و ايجاد تشتت در وحدت سياسي و وفاق عمومي جامعه اسلامي نيز مورد قبول نيست. چه اين كه: «انا خلقناكم من ذكر وانثي وجعلناكم شعوبا وقبائل لتعارفوا...» (حجرات /13) بدين‌ترتيب چنانچه تعصب در مسير پايبندي بر غير حق و تهي شدن از ارزشهاي ديني و انساني و تنها به صرف تكيه بر قوميت و ملي‌گرايي باشد، مورد پذيرش دين و پيامبر اسلام‌صلي الله عليه وآله نيست: «ليس منا من دعي الي عصبية . [20] .

آداب اخلاقي

پيامبر گرامي اسلام‌صلي الله عليه وآله يكي از اهداف عالي رسالت‌خود را اتمام اخلاق نيك و تكميل فضايل الهي و اخلاقي انسان مي‌داند كه: «اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق [21] و بر اين بنيان يكي از موارد ديگري كه مي‌توان در زيرمجموعه راهبردهاي ارزشي پيامبرصلي الله عليه وآله در جهت ايجاد زمينه وحدت اسلامي ياد كرد، نحوه رفتار فردي و آداب خاصي است كه از آن حضرت در متون تاريخي آورده‌اند چه اين كه: «وانك لعلي خلق عظيم . (قلم /4)برخوردهاي پرجاذبه: اخلاق نرم و خوي پر جاذبه رسول حق همواره يكي از مهمترين ابزارهاي ارزشي وحدت ديني و فرونشاندن اختلاف‌ها و نزاعها و جذب انسانهاي پاك‌سرشت‌بوده است: «فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك...» (آل‌عمران/159)رويدادهاي تكان‌دهنده تاريخ اسلام آن چنان آشكار و گوياست كه هيچ نيازي به ترجمان تحليلي ندارند چه اين كه: «الم نشرح لك صدرك (شرح /1) يكي از هزاران: فردي به نام «غورث بن الحارث در برابر پيامبرصلي الله عليه وآله شمشير در دست گرفت و گفت: «من ينجيك مني ، رسول خداصلي الله عليه وآله مي‌فرمايد: «الله . لرزه بر اندام او افتاد و شمشير از دست‌بينداخت. سپس، پيامبر او را آزاد كرد. همين شخص هر جا مي‌رود مي‌گويد: «جئتكم من عند خير الناس . [22] .و به واقع عنوان: «اطهر المطهرين شيمة واجود المستمطرين ديمة...» [23] تنها بر او زيبنده بود. اين سلوك و اخلاق نيكوي الهي است كه او را اسوه حسنه و نمونه برتر انسان كامل مي‌دانند تا آن جا كه محبت معجزه‌آساي او سبب مي‌شد مخالفان سرسختش به صف دوستان مؤمن سوق يابند [24] و اين آداب الهي، محور جمع و وحدت دلها قرار گيرد. دعوت فطري پيامبرصلي الله عليه وآله جان تشنه هر حق‌خواهي را مجذوب او مي‌ساخت و اين، نيكوترين ابزار براي دميدن روح وحدت ديني بود:در دل هر امتي كز حق مزه است روي و آواز پيمبر معجزه‌ستچون پيمبر از برون بانگي زند جان امت در درون سجده كند(مولوي)پيوندهاي خانوادگي: در رديف آداب ويژه پيامبر مي‌توان به فلسفه پيوندهاي خانوادگي حضرت اشاره‌اي كوتاه كرد. بدون ترديد با توجه به جايگاه خاص نظام قبيله‌اي در جامعه آن روز، يكي از آثار اجتماعي اين امر ايجاد الفت، پيوند بين قبايل، و وحدت لايه‌هاي اجتماعي بوده است. اين نوع پيوندهاي قبيله‌اي (به نوعي) بديل حلف‌هاي قانوني و رسمي شناخته مي‌شود و پيش از اسلام نيز ازدواج‌هاي متقابل، دشمني‌ها را به دوستي تبديل مي‌ساخت. به عنوان نمونه ازدواج پيامبر اكرم‌صلي الله عليه وآله با «جويريه دختر حارث از طايفه بني‌مصطلق بود كه مسلمانان، به سبب اين خويشاوندي، بقيه اقوام او را آزاد كردند و در نهايت تمام طايفه او به اسلام پيوستند و يا ازدواج حضرت با «صفيه دختر حي بن اخطب يهودي ، سردار بني‌قريظه كه پس از اسارت، همسري پيامبر خدا را در برابر آزادي و الحاق به خانواده خود برمي‌گزيند و در آخر، به همراه گروهي از اقوام، اسلام مي‌آورند.

امت اسلامي و وحدت ديني

اين بحث را با نظري به رسالت امت اسلامي در تداوم رحمت نبوي تا تحقق وحدت اسلامي، به پايان مي‌بريم:«وحدت ، جوهره قوام، پايداري و حيات هستي است و پيامبران، مامور و سرپرست احياي رحمت مطلقه الهي در دنياي انساني:برگ و ساز كائنات از وحدت است اندرين عالم حيات از وحدت است(اقبال لاهوري)و محمد خاتم‌صلي الله عليه وآله، پيامبر وحدت و رسول رحمت: «وجعلني رسول الرحمة و رسول الملاحم . [25] .رحمت واسعه الهي، با او جريان يافته: «واطيعوا الله والرسول لعلكم ترحمون (آل‌عمران/132) و امت‌بشري حول خاتميت او گرد مي‌آيند: «ما كان محمد ابا احد من رجالكم ولكن رسول الله وخاتم النبيين (احزاب /40) و با اين همه، چشمه جوشان رحمت الهي است كه: «فبما رحمة من الله لنت لهم...» (آل‌عمران /159)نداي وحدت او، صداي وحدت‌طلبي تمامي انبياي الهي است و اين آهنگ شيرين در حلقوم مبارك او به كمال نهايي خود مي‌رسد:نام احمد نام جمله انبياست چون كه صد آمد نود هم پيش ماست(مولوي)او آخرين پيامبران از سلسله مناديان رحمت و وحدت الهي است; «تقدم در غايت و تاخر در نوبت دارد يعني: «لولاك لما خلقت الافلاك .پس سري كه مغز آن افلاك بود اندر آخر خواجه لولاك بودبا محمد بود عشق پاك جفت بهر عشق او خدا لولاك گفت(مولوي)و از اين‌رو، به تمام شاخ و برگ‌هاي اين شجره طيبه; رنگ، عطر، و ميوه حيات ابدي مي‌بخشد و با خاتميت او، درخت نبوت الهي معنا مي‌يابد كه: «ما من نبي آدم و من سواه الا تحت لوائي [26] يعني:«هر چه دارند اوليان و آخريان همه از عكس او دارند و سايه اويند»!(مولوي)آدم و نوح و خليل و موسي و عيسي آمده مجموع در ظلال محمد(سعدي)و از اين پس، امت محمدي او; «امة مرحومة و «امة آخرون السابقون ، و نيز، آخرين نخبگاني‌اند كه پذيراي حضور اويند;پس به معني آن شجر از ميوه زاد گر به صورت از شجر بودش ولادمصطفي زين گفت كادم و انبياء خلف من باشند در زير لوابهر اين فرموده است آن ذوفنون رمز نحن الآخرون السابقونگر به صورت من ز آدم زاده‌ام من به معني جد جد افتاده‌ام(مولوي)و بي‌شك امت محمدصلي الله عليه وآله رسالت گسترش دعوت او را تا توسعه امت واحده الهي در پهنه ارض به دوش دارند چرا كه: «كنتم خير امة اخرجت للناس...» (آل‌عمران /110) و همانانند كه برگزيدگان خدايند و غير آنان، زيانكاران: «ومن يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الاخرة من الخاسرين (آل‌عمران /85)به آرزوي روزي كه وحدت اسلامي، راهي براي پيوند جوامع اسلامي، به امت واحده الهي گردد و دعوت «امت با دعوت «خداي ، همسان كه: «والله يدعوا الي دارالسلام ويهدي من يشاء الي صراط مستقيم . (يونس /25) آن افق روشن و درخشان كه پيامبر وحدت براي امت عزيز اسلام به زيبايي تمام ترسيم نمود و شايسته: «فطوبي لك يا محمد ولامتك . [27] .طريقي كه وحدت امت را زمينه احياي امت واحده مي‌دانست چرا كه احياء امت واحده را با جوهره اقامه دين (تقوا و عبوديت الهي) همرديف شمرده: «... ان هذه امتكم امة واحدة وانا ربكم فاعبدون (انبياء /92) و از سويي، اقامه دين حق (در سلسله انبياء) را نيز به وحدت مي‌پيوندد: «شرع لكم من الدين ما وصي به نوحا والذي اوحينا اليك ما وصينا به ابراهيم و موسي و عيسي ان اقيموا الدين ولا تتفرقوا فيه...» (شوري /13)و بدون ترديد استجابت و پذيرش نداي «پيامبر وحدت به وحدت ديني، قبول و احياي حيات ابدي انساني و الهي امت اوست كه: «يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله وللرسول اذا دعاكم لما يحييكم (انفال /24) و اين دستور قطعي الهي است كه: «يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول ولاتبطلوا اعمالكم (محمد /33) دستوري كه تخلف از آن، تباهي و سياهي آشكارا، به دنبال دارد: «ومن يعص الله ورسوله فقد ضل ضلالا مبينا». (احزاب /36)خلاف پيمبر كسي ره گزيد كه هرگز به منزل نخواهد رسيدمپندار سعدي كه راه صفا توان رفت جز بر پي مصطفي(سعدي)و به اين ترتيب; امت واحده، راهي است تا تفوق تمام: «هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله وكفي بالله شهيدا.» (فتح /26) و سپس تسري اين حقيقت نهفته الوهي به همه وجدان‌هاي خفته كه: «محمد رسول الله (فتح /29)و در نهايت از حال تا آينده امت واحده فرايندي است‌به ميزان يك اراده جمعي يك تمايل معمولي و نيز صبري استوار و پايدار: «يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبر والصلوة ان الله مع الصابرين (بقره /153) و آن گاه پيامد آب حيات وعده الهي: «فاصبر ان وعد الله حق (روم/60)اين رهيافتي است كه به جاي مقصد، مسير، و مايه‌هاي دروني، بيشتر نيازمند همگرايي اراده و تمايلات وحدت‌طلبانه مسلمانان جهان حول محور جمع و نظام بخشيدن به آن است.امر حق را حجت و دعوي يكي است خيمه‌هاي ما جدا دلها يكي استاز حجاز و چين و ايرانيم ما شبنم يك صبح خندانيم ما(اقبال لاهوري)و آينده روشن، از آن مؤمنان مجاهدي است كه نور وحدت مي‌نشانند و كمال آن مي‌افشانند چه اين‌كه: «يريدون ان يطفئوا نور الله بافواههم ويابي الله الا ان يتم نوره ولو كره الكافرون (توبه/32) و آنگاه خشنود از سپاس الهي: «و رضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم . (توبه/72)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه